سه شنبه , 20 آذر 1397
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » مرور روزنامه‌های شنبه ۱۷ آذرماه؛

مرور روزنامه‌های شنبه ۱۷ آذرماه؛

 

پشت پرده عملیات تروریستی در چابهار، ارومیه‌سازی دریای کاسپین، شکست حَماسی آمریکا در سازمان ملل، هدف؛ سردار عبادا…، جنگ آمریکایی با هوآوی، پس کو این آزادی؟، کدام جنبش دانشجویی؟! هشت پرسش از رهبری، فرانسه، آرامش قبل از طوفان، صف‌آرایی ۸۹ هزار نظامی مقابل معترضان، مدگرایی را تخریب نکنیم، «افت قیمت نفت» متوقف می‌شود، عبور برخی اختلافات از مرز جناح‌ها، رفتن ده تن از نهاد ریاست‌جمهوری، تعیین تکلیف اصولگرایان برای دولت، رفتارشناسی تخریب گران دولت، ماجرای آمار‌های متناقض طلاق و تذکر لاریجانی به روحانی درباره معاینه فنی، از مواردی است که موضوع گزارش‌های خبری و تحلیلی روزنامه‌های امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامه‌های امروز شنبه هفدهم آذرماه در حالی روی پیشخوان مطبوعات قرار گرفت که تیتر‌ها و عناوینی در ارتباط با روز دانشجو، حادثه تروریستی بندر چابهار، یارانه و قیمت انرژی در لایحه بودجه ۹۸، ادامه حواشی روز اصلاح CFT در مجلس شورای اسلامی و ادامه نقد‌ها به وعده انتقال آب از خزر به سمنان با عناوینی همچون ارومیه سازی کاسپین در صفحات نخست بیشتر روزنامه‌ها برجسته شده اند.

در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم؛

سهم دولت در پریشانی اقتصادی چقدر است؟
سیده فاطمه ذوالقدر، نماینده مجلس دهم طی یادداشتی در شماره امروز روزنامه آرمان امروز نوشت: خارج شدن دونالد ترامپ از برجام و جنگ روانی که آمریکا ایجاد کرده است، تقصیر دولت نیست. مدتی است رسانه‌های مخالف دولت دوازدهم، با انتقاد‌های تند ازدولت و انداختن تمام مشکلات اقتصادی بر دوش دولت دکتر حسن روحانی قصد دارند چهره دولت را تیره نشان دهند. انداختن تمام مشکلات اقتصادی بر دوش دولت بی‌انصافی بیش نیست. خروج آمریکا از برجام و جنگ روانی که در داخل ایران راه افتاده است، دلایل اصلی است که شرایط موجود را به وجود آورده است. در ۴ سال اول دولت دکتر روحانی ثبات اقتصادی در کشور وجود داشت.
روحانی چگونه می‌تواند ترامپ را شکست دهد؟ /پایانی بر ۱۴ سال پنهان کاری آماری درباره فقر/تروریست‌ها چرا چابهار را انتخاب کردند؟ /سهم دولت در پریشانی اقتصادی چقدر است؟
تحریم‌ها در دوره اول ریاست جمهوری روحانی و کنترل نیز برداشته شد و مهم‌تر از همه صنعت توریسم در کشور پیشرفتی چشمگیر داشت و موجب مساعد شدن شرایط اقتصادی شد. مشکلات اقتصادی اززمانی آغاز شد که برخی شروع به صحبت درباره شکست برجام کردند. عده‌ای گفتند آمریکا درصدد خروج از برجام است و جنگ روانی در جامعه پدید آوردند. موضوعات دیگری که باعث نامساعد شدن شرایط اقتصادی شد مسائل روانی بود که ناامیدی را در جامعه به وجود آورد. شرکت‌های بسیاری از کشور خارج شدند و حتی تمام ارتباطات خود را با ایران قطع کردند. برخی سهل انگاری‌ها هم در کشور وجود داشته و در مقابل در مواردی نظارت‌های موثر دیده نمی‌شود، نمونه بارز آن زمانی است که دولت ارز را ۴۲۰۰ تومان اعلام کرد. ارز ۴۲۰۰ تومانی که برای مواد اولیه دولت در نظر گرفته شد، طرح خوبی بود، اما نظارت‌های دقیقی وجود نداشت و فقدان نظارت کافی و موثر موجب شد ثبات بازار از بین برود. در اوایل اجرای طرح ارز ۴۲۰۰ تومانی مردم متوجه این نشدند که چه کسانی این ارز‌ها را دریافت کرده‌اند. ضعف نظارتی که در تخصیص ارز دولتی وجود داشت مشهود بود. بسیاری ارز‌های دولتی را دریافت کردند، اما هیچ کالایی به کشور وارد نکردند. همین مسائل روانی و خروج آمریکا از برجام و نبودن شفافیت در موضع اروپا، باعث شد شرایط اقتصادی فعلی شکل گیرد. سوء مدیریت‌هایی هم که در برخی دستگاه‌های دولتی وجود داشت، در کنار ضعف تیم اقتصادی باعث شد که شرایط اقتصادی از حالت عادی خارج شود. اروپا در اوایل تضمین‌های خوبی درباره برجام می‌داد، اما متاسفانه تاکنون اجرا نشده است. تیم اقتصادی دولت روحانی جلسات زیادی برای ثبات اقتصادی داشته است، رئیس‌جمهور، وزرا، نمایندگان مجلس و… جلسات زیادی برگزار کرده‌اند تا بتوانند با تدابیر خود اقتصاد را به ثبات برسانند. مجلس شورای اسلامی وظایف خود را در قبال شرایط اقتصادی انجام داده است. سوال از وزرا، استیضاح، نامه، درخواست همه را نمایندگان مجلس در قبال وظایف خود انجام داده‌اند. می‌توان گفت که به وجود آمدن شرایط فعلی در اقتصاد کشور، به صورت ناخواسته بوده و دولت روحانی تقصیر صددرصدی در قبال آن ندارد. مشکلاتی که آمریکا به وجود آورده، سخنان رئیس‌جمهور آمریکا، وزیر امورخارجه آن کشور، خارج شدن آمریکا از برجام و … تقصیر دولت نبوده است. دولت آقای روحانی ناخواسته در شرایطی قرار گرفت که باعث آشفتگی اقتصاد کشور شد. تیم جدید اقتصادی که به تازگی در دولت شروع به فعالیت کرده، باید بتواند نرخ تورم را کاهش دهد، ثبات اقتصادی را به جامعه برگرداند و نرخ ارز را به ثباتی روشن برساند تا واردکنندگان و صادرکنندگان بتوانند فعالیت‌های اقتصادی خود را انجام دهند.

پایانی بر ۱۴ سال پنهانکاری آماری درباره فقر
خراسان در یادداشت روز امروز خود  با اشاره به آمار فقر در کشور نوشت: اواخر هفته گذشته، مرکز پژوهش‌های مجلس اقدام به انتشار گزارشی درباره خط فقر کرد و این آمار مهم را براساس آمار سال ۱۳۹۵ محاسبه و اعلام کرد. این در حالی است که آخرین آمار رسمی خط فقر مربوط به سال ۱۳۸۳ است که توسط وزارت رفاه در آن سال‌ها اعلام شد، اما با گذشت زمان، اعلام این آمار مهم به فراموشی سپرده شد. اکنون با انتشار گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، می‌توان امیدوار بود که انتشار این آمار مهم تداوم یابد. در این میان توجه به چند نکته مهم ضروری است:
۱- خط فقر در کنار ضریب جینی، مهم‌ترین آمار مربوط به حوزه مشترک جامعه و اقتصاد است که میزان فقر و نابرابری را نشان می‌دهد. خط فقر و مشخص شدن درصد افرادی از جامعه که پایین‌تر از این خط قرار دارند، مبنای آماری و عینی مشخصی را برای اقدامات فقرزدایی تعیین می‌کند. به عنوان مثال این که ۱۰ درصد جامعه زیر خط فقر باشند، یا این که ۲۰ درصد جامعه، در مهم تلقی کردن سیاست‌های فقرزدایی و ضریب دادن به آن در برنامه‌های توسعه و بودجه‌های سالانه اثرگذار است.
روحانی چگونه می‌تواند ترامپ را شکست دهد؟ /پایانی بر ۱۴ سال پنهان کاری آماری درباره فقر/تروریست‌ها چرا چابهار را انتخاب کردند؟ /سهم دولت در پریشانی اقتصادی چقدر است؟
۲- اکنون انتشار آمار‌های مهم اقتصادی از آمار بیکاری و رشد اقتصادی تا تورم و شاخص‌های پولی و بانکی، نظم مشخصی دارد. به گونه‌ای که متولیان اعلام این آمار، در زمان مشخص اقدام به انتشار این آمار‌ها می‌کنند. با این حال خط فقر، حتی در مرحله متولی، محاسبه این آمار، دچار مشکل است. پیش از این وزارت رفاه، متولی اعلام این آمار بود، اما پس از ادغام این وزارتخانه با دو وزارتخانه دیگر و تشکیل وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، با وجود این که به طور طبیعی وزارتخانه جدید باید متولی وظایف وزارتخانه‌های ادغام شده باشد، اما این وظیفه بدون متولی مانده است. اگرچه اقدام مرکز پژوهش‌های مجلس در محاسبه و اعلام نرخ خط فقر، قابل تحسین است، اما ضروری است تا وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی یا مرکز آمار ایران، به عنوان مرکزی رسمی و دولتی که دسترسی کامل‌تر و وظیفه مشخص تری در این زمینه دارد، متولی محاسبه و اعلام خط فقر شود.
۳- آن چه تاکنون مدنظر بسیاری از کارشناسان بوده و حتی برخی از آن‌ها مدعی تعیین خط فقر شده اند و اعداد و ارقامی را هم در این زمینه اعلام کرده اند، تعیین یک رقم واحد برای خط فقر در ایران بوده است. این در حالی است که تعیین یک عدد به عنوان خط فقر برای کشوری که تفاوت هزینه‌های زندگی در آن از مرکز تهران تا روستا‌های سیستان و بلوچستان، غیرمنطقی است. بسیاری از اوقات، خطوط فقر اعلام شده، با توجه به مقتضیات مناطق شهری به ویژه شهر‌های بزرگ و از جمله تهران، رقم بالایی تعیین می‌شود و سپس با قرار گرفتن بخش عمده‌ای از جمعیت کشور زیر این خط، نتیجه گیری‌های غیرواقعی درباره تعداد افراد زیر خط فقر گرفته شده است. لازم است محاسبه و بررسی خط فقر، مشابه روشی که مرکز پژوهش‌ها در پیش گرفته است، چند رقم به عنوان فقر اعلام شود. ارقام متفاوتی که به عنوان مثال خط فقر چند میلیونی تهران را با خط فقر یک میلیونی برخی روستاها، متفاوت بیند و برداشت غلطی که با استناد به خط فقر تهران و شهر‌های بزرگ، بخش زیادی از جمعیت کشور را زیر خط فقر قرار می‌دهد، اصلاح کند.
۴- تفاوت خط فقر در مناطق مختلف می‌تواند مبنای سیاستگذاری دولت برای اختصاص بودجه‌های رفاهی و حمایتی قرار گیرد. به ویژه در شرایطی که سالانه بیش از ۴۰ هزار میلیارد تومان یارانه نقدی و براساس اعلام مسئولان سازمان برنامه و بودجه حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان یارانه غیرنقدی در کشور توزیع می‌شود، خطوط فقر می‌تواند مبنای توزیع این آمار و سایر بودجه‌هایی باشد که برای فقرزدایی هزینه می‌شود و حتی منابعی که خیران برای بهبود زندگی هموطنان خود هزینه می‌کنند.
در هر صورت سیاست غلط ۱۴ سال پنهان کاری درباره خط فقر، به نظر می‌رسد پایان یافته است و مرکز پژوهش‌های مجلس، گام مهمی برای شفافیت آماری در این بخش برداشته است. گامی که باید حتما توسط نهاد‌های مسئول دولتی و متولیان آماری تکمیل شود.

تروریست‌ها چرا چابهار را انتخاب کردند؟
محمدعلی وکیلی نماینده مجلس و مدیرمسئول روزنامه ایتکار در سرمقاله امروز این روزنامه با اشاره به حادثه تروریستی چابهار نوشت: پنجشنبه گذشته شهر چابهار شاهد یک عملیات تروریستی بود. یک خودرو انتحاری به سمت و به قصد مقر فرماندهی انتظامی می‌رفت که با جانفشانی و ایستادگی بی‌نظیر ماموران دژبان، آن خودرو در دژبانی متوقف و منفجر شد. این ایستادگی منجر به شهادت دو تن از ماموران شیردلِ دژبان و مجروح شدن چندین نفر از ماموران و شهروندان شد. برای بازماندگان این حادثه صبر و تسلیت آرزومندم.
این حادثه، در کنار حوادث مشابه در این سالیان، نشان می‌دهد که دشمنان چه خواب آشفته‌ای برای ما دیده‌اند. امنیت ما مانند خار در چشم آنان است و به هر دری می‌زنند تا آن را بر هم زنند.
هنوز زود است از پشت پرده این حوادث سخن بگوییم، اما به‌طور کلی یک سناریو بسیار قوی می‌نماید. آمریکا عزمش را برای پروژه براندازی در ایران جزم کرده است. او برای زمین‌گیر کردن ایران به گفته خودش بزرگترین تحریم تاریخ را آغاز کرده است. ایران نیز تصمیمش را گرفته است که تسلیم نشود؛ در این تصمیم نیز بسیار جدی است. ما برای پیروزی در این جنگ تمام‌عیار به همکاری همسایه‌ها نیازمندیم. روابط سرد یا تیره با همسایه‌ها می‌تواند اثرات تحریم و فشار آمریکا را تشدید کند.
روحانی چگونه می‌تواند ترامپ را شکست دهد؟ /پایانی بر ۱۴ سال پنهان کاری آماری درباره فقر/تروریست‌ها چرا چابهار را انتخاب کردند؟ /سهم دولت در پریشانی اقتصادی چقدر است؟
اینگونه حوادث به سردی روابط ما با همسایه‌ها دامن می‌زند و می‌تواند روابط ما را به تیرگی بیشتر بکشاند؛ لذا باید هوشیارانه عمل کرد. هیچ بعید نیست که انتخاب چابهار برای این عملیات، به شرایط ویژه اقتصادی این منطقه ربط داشته باشد. چابهار تنها بندری است که از تحریم‌ها معاف شده است؛ لذا ناامنی آن می‌تواند ظرفیت‌های اقتصادی آن را بسوزاند. این حادثه با جانفشانی ماموران نیروی انتظامی خنثی شد. تروریست‌ها خساراتی با ابعاد بسیار وسیع‌تر برای این عملیات تدارک دیده بودند، اما به هدف خود نرسیدند و به نوعی تبدیل به تروری کور شد. هر گروه تبهکار و تروریستی می‌تواند یک ماشین حامل مواد منفجره را در پیاده‌رو‌ها و خیابان‌ها منفجر کند و شهروندان بی‌گناه و بی‌دفاع را مظلومانه هدف قرار دهد. این ترور‌های کور ناشی از ناتوانی و زبونی آنان است.
به هر روی دشمنان باید بدانند تعرض به ایران هزینه‌ای بالا و عواقب غیرقابل حسابی برای‌شان در پی دارد؛ و البته باید مراقب بود در دام همسایه‌ستیزی هم نیفتیم.

روحانی چگونه می‌تواند ترامپ را شکست دهد؟
محمد صرفی در بخشی از یادداشت روز روزنامه کیهان با عنوان روحانی چگونه می‌تواند ترامپ را شکست دهد، نوشت: از آنجا که اقتصاد ایران تا حد بسیار زیادی دولتی است، اغلب مفاسد بزرگ نیز از همین طریق رخ می‌دهند. سیستم‌های نظارتی در دولت کم نیستند، اما به دلایل مختلف آنچنانکه باید و شاید کار خود را به درستی انجام نمی‌دهند. چرا؟ شاید یک دلیل آن نوعی مصونیت نانوشته مقامات و مدیران در دوران مدیریت باشد. البته با اقدامات مثبت دستگاه قضایی، این مصونیت نانوشته طی سال‌های اخیر در حال کمرنگ شدن است. باید این روند را ادامه داد و شتاب بخشید. مدیران باید بدانند چنانچه فسادی بر اثر تصمیمات غلط، ترجیح منافع شخصی و بی‌مبالاتی آنان نسبت به اعمال قانون رخ دهد، اولین یقه‌ای که گرفته می‌شود، یقه خودشان خواهد بود. مدیریت فقط عرصه اختیارات و امتیازات نیست و بیش از این‌ها باید عرصه پاسخگویی، دغدغه و نگرانی از نتیجه کار‌های کرده و نکرده باشد.
روحانی چگونه می‌تواند ترامپ را شکست دهد؟ /پایانی بر ۱۴ سال پنهان کاری آماری درباره فقر/تروریست‌ها چرا چابهار را انتخاب کردند؟ /سهم دولت در پریشانی اقتصادی چقدر است؟
– نکته بعدی برای موفقیت در برابر آمریکا استفاده صحیح از منابع است. علیرغم برخی تصورات و القائات، کشور با کمبود منابع مواجه نیست و آنچه مشکل‌زاست، عدم استفاده بهینه و درست از منابع است. ماجرای ۱۸ میلیارد دلار ارز دولتی که در چند ماه نخست سال جاری با قیمت ۴۲۰۰ تومان واگذار شد، یکی از نمونه‌های اخیر و تاسف‌آمیز مدیریت غلط منابع است. نقدینگی کشور به ۱۶۴۶ هزار میلیارد تومان رسیده است. این حجم بزرگ از نقدینگی که امروز تبدیل به بلای جان اقتصاد کشور شده و مانند گاوی وحشی و مهار نشدنی به هر سو حمله می‌کند – از بازار ارز گرفته تا خودرو و سکه و… – خسارت می‌آفریند، در صورت مدیریت صحیح می‌تواند به منبعی برای فعالیت، اشتغال‌زایی و عمران تبدیل شود. به شرط آنکه افتخار آقای وزیر پس از ۵ سال آن نباشد که یک مسکن نیز نساخته است!

تولیدکننده داخلی امروز باید در چند جبهه بجنگد. از یک سو با تحریم‌های دشمن، از سوی دیگر با سیل ویرانگر واردات و از این دو سخت‌تر با دو جین اداره و وزارتخانه داخلی که به جای حمایت و تسهیل تولید، گویی کاری جز پشیمان کردن و فراری دادن تولیدکننده از میدان جنگ اقتصادی ندارند! البته وقتی وزارتخانه‌ها خود به وارد کنندگانی بزرگ تبدیل می‌شوند، این رویه چندان هم جای تعجب ندارد. بدون شک سفر‌های خارجی و اقامت در هتل‌های لوکس، با حق ماموریت‌های دلاری و کمیسیون‌های احتمالی، از سرزدن به شهرک‌های صنعتی در حاشیه شهرها، خاک خوردن و سر و کله زدن با کارگر و کارخانه‌دار داخلی که گله و توقع حمایت دارند، جذاب‌تر است!

– برنامه‌ریزی، کار، تلاش و مقابله با دشمن نیازمند فضایی عقلانی و تمرکزی دقیق و مداوم است. هر مسئله‌ای که این تمرکز را مختل کند، خواسته یا ناخواسته در خدمت دشمن عمل می‌کند. حاشیه‌سازی و برجسته کردن امور فرعی و مسائل دست چندم و تبدیل آن به موضوعاتی داغ و اولویت‌های جامعه، تاکتیکی برای اتلاف انرژی و پرت کردن حواس‌ها از تهدید اصلی است که به شدت باید با آن مقابله و از افتادن در دام آن پرهیز کرد.
این مسأله را می‌توان مکمل و در راستای جنگ روانی و رسانه‌ای دشمن ارزیابی کرد. در جنگ‌های نظامی گاهی دشمن دست به عملیات ایذایی می‌زند تا حریف خود را فریب داده و وارد میدانی اشتباه کند. وقتی زمین اصلی جنگ از نیرو‌های خودی خالی شد، دشمن عملیات واقعی و اصلی خود را ترتیب داده و به هدف خود می‌رسد. حاشیه‌سازی، عملیاتی از این جنس است. البته تفاوتی که میان این دو وجود دارد آن است که در میدان نظامی دشمن دست به عملیات ایذایی می‌زند، اما در میدان افکار عمومی، حاشیه‌سازی اغلب در داخل و توسط عواملی داخلی انجام و دشمن روی موج آن سوار می‌شود.