چهارشنبه , 30 آبان 1397
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » مرور روزنامه‌های چهارشنبه ۲۵ مهرماه!

مرور روزنامه‌های چهارشنبه ۲۵ مهرماه!

 

زندان زدایی از مهریه، جنجال شنود در شهرداری تهران!، ورود محدود زنان به ورزشگاه، ساز ناکوک زنگنه برای عرضه نفت بورسی، دردسر‌های بسته‌های شبانه، هلاکت طراح اصلی حادثه اهواز، شرط تاسیس دفتر اتحادیه اروپا در تهران، گروگانگیری بامدادی در میرجاوه، مصائب لیست سیاه FATF، مهلت دریافت سکه‌های پیش‌فروش، آفتی به نام سلبریتی‌های بی تعهد و نسخه واشنگتن و آنکارا برای ریاض از مواردی است که موضوع گزارش‌های خبری و تحلیلی روزنامه‌های امروز شده است.

به گزارش «تابناک» روزنامه‌های امروز چهارشنبه ۲۵ مهرماه در حالی چاپ و منتشر شد که دستور رئیس قوه قضاییه برای رسیدگی بدون نوبت به درخواست‌های تعدیل مهریه با عناوینی همچون زندان زدایی از مهریه، کنایه‌های وزیر نفت و سازناکوک زنگنه برای عرصه نفت در بورس در کنار گروگانگیری در نقطه صفر مرزی میرجاوه از موضوعاتی است که در صفحات نخست روزنامه‌های امروز برجسته شده است.

روزنامه ابتکار که تصویری از یک سرباز مرزبانی را در صفحه نخست خود چاپ کرده عنوان بازی مرگ در صفر مرزی را تیتر گزارشی کرده که از گروگانگیری روز گذشته عده‌ای از نیرو‌های مرزبانی و بسیج تهیه کرده است. این روزنامه در گزارشی با عنوان آفتی به نام سلبریتی‌های بی تعهد ساز و کار تئاتر ایران را در گفتگو با هنرمندان بررسی کرده است.

روزنامه خراسان عنوان زندان زدایی از مهریه را تیتر یک امروز خود کرده و از دستور رسیدگی بدون نوبت به درخواست‌های تعدیل مهریه توسط رئیس دستگاه قضا خبر داده است. این روزنامه در گزارشی دیگر ضمن درج جمله «با وجود اعلام یک میلیون بشکه نفت در بورس در ۶ آبان» عنوان ساز ناکوک زنگنه برای عرضه نفت بورسی را در صفحه نخست برجسته کرده است.

روزنامه ایران در گزارشی با عنوان طنین صدا‌ها در پاستور پیامد‌های گفت و شنود روحانی با نخبگان سیاسی و اقتصادی را در گفتار‌هایی از محمد عطریانفر، اشرف بروجردی، محمد خوش چهره، محمدعلی ابطحی، محمد مهدی اسلامی، احمد شیرزاد – به بحث گذاشته است. این روزنامه تصویری از زنان در ورزشگاه آزادی را با عبارت ورود محدود زنان به ورزشگاه در صفحه نخست خود برجسته کرده است.

روزنامه کیهان با توضیح توصیه عجیب یک مقام بانک مرکزی عنوان تجویز خودتحریمی! برای همکاری با FATF را تیتر یک چهارشنبه خود کرده است. این روزنامه واکنش سپاه به ربوده شدن نیرو‌های مرزبانی و بسیج در میرجاوه را با عبارت آمادگی سپاه برای عملیات مشترک با ارتش پاکستان علیه تروریست‌ها در صفحه اول خود برجسته کرده است.

در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم:

مهریه، تضمین خانواده یا اسباب زندانی شدن
روزنامه ایران در بخشی از سرمقاله امروز خود با عنوان خانواده در تنش موضوع کارکرد مهریه در گذشته و اکنون را مورد بررسی قرار داده و نوشت: مهریه که در گذشته عامل بقا و دوام خانواده بود، اکنون به عامل ناپایداری آن تبدیل شده است. مهریه در ساختار خانواده سنتی کمابیش به‌منزله پولی بود که مرد به ازای سلب آزادی زن می‌پرداخت. زنی که حق انتخاب شغل، تحصیل، خروج از خانه و حق حضانت، حتی طلاق و خیلی از حقوق دیگر را نداشت. طبیعی است که این آزادی‌ها را به ازای مهریه می‌فروخت، ولی با مرور زمان و با افزایش تحصیلات زنان و توسعه اقتصادی و اجتماعی، زنان در موقعیتی قرار گرفتند که نمی‌توانستند این آزادی‌ها را با چیز دیگری معاوضه کنند، بنابراین باید در یک ازدواج برابر حقوقی وارد می‌شدند. این اتفاق ابتدا برای زنان طبقات میانی و بالای جامعه رخ داد، ولی وزن زنان و خانواده‌های سنتی بیشتر بود. در نتیجه صدای زنان طبقات متوسط و مرفه بالاتر بود و اعتراض کردند. پس از انقلاب حکومت متوجه شد که با الگو‌های ازدواج سنتی نمی‌توان مسأله را حل کرد، در اولین گام برخی شروط ضمن عقد را اضافه کردند تا موازنه برقرار شود، ولی کم‌کم معلوم شد که این مسأله کارساز نیست.
مهریه، تضمین خانواده یا اسباب زندانی شدن/ بوی امید اقتصادی در دیدار چهره‌های اقتصادی و روحانی/دولت در مقابل اذهان پرسشگر چه خواهد کرد؟
مشکل مهم این بود که زنان خواهان برابری در حقوق بودند، ولی در عین حال مهریه را نیز می‌گرفتند و، چون تورم شدید بود، از دریافت و تعیین ریال به سکه رسیدند، چون مهریه بی‌معنا شده بود، حالت فانتزی پیدا کرد. در خانواده سنتی مهریه امری واقعی بود و حتی در زمان ازدواج آن را می‌گرفتند. مثل باغ و خانه و…، ولی در ازدواج‌های جدید گفتند مهریه را کی داده کی گرفته، پس ارقامش فانتزی شد و مثلاً ۱۳۶۴ سکه طلا به مناسبت سال تولد عروس خانم! حتی برخی ۱۹۸۵ را ملاک گرفتند و خدا رحم کرد که تاریخ شاهنشاهی حذف شده بود و الا ۲۵۴۴ سکه مهریه تعیین می‌کردند.

تعارضات داخل خانواده بیشتر و بیشتر می‌شد و مهریه عندالمطالبه ابزار دست خانم‌ها شد و به اجرا گذاشتن آن همان و به زندان رفتن مرد همان. اکنون هم که قیمت سکه در مدت کوتاهی ۴ برابر شده است و کسی که فقط ۵۰۰ سکه مهریه گرفته، چیزی حدود ۲ میلیارد باید بپردازد و اگر فقط ماهی یک سکه بخواهد بدهد، تا ۴۰ سال دیگر، ماهانه به قیمت امروز حدود چهار و نیم میلیون تومان باید بپردازد! بقای خانواده را به دست امواج نامرئی اقتصاد و تورم دادن، خطرناک است. خلاصه ماجرا این است که کوشش‌های بیهوده‌ای برای حفظ مناسبات و الگوی سنتی خانواده صورت می‌گیرد؛ کوشش‌هایی که نه تنها نتیجه مثبت ندارد، بلکه نتایج منفی هم دارد و در خانواده‌های جدید که متحول شده است، بقای روابط پیشین جز زیان و تخریب نتیجه دیگری ندارد. باید یک بازنگری کلی به حقوق زنان و خانواده صورت گیرد. این مشکل منحصر به حوزه خانواده نمی‌شود بلکه در بیشتر حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هم وجود دارد. تداوم این وضعیت بسیار خطرناک و زیانبار است. آیا امیدی هست که: «مردی از «خویش» برون آید و کاری بکند؟»

دولت در مقابل اذهان پرسشگر چه خواهد کرد؟
جلال خوشچهره در سرمقاله امروز ابتکار با عنوان دولت و اذهان پرسشگر نوشت: دولت این روز‌ها رویکرد تازه‌ای را آغاز کرده است. مهمترین آن برگزاری نشست با اهالی فن در حوزه‌های سیاست و اقتصاد است. در این نشست‌ها رئیس دولت نقد‌ها را می‌شنود، پاسخ می‌گوید و می‌کوشد به اذهان پرسشگر مردم درباره چگونگی برون رفت از مشکلات پاسخ دهد. نشست با دانشجویان یکی از آن جمله است.
مهریه، تضمین خانواده یا اسباب زندانی شدن/ بوی امید اقتصادی در دیدار چهره‌های اقتصادی و روحانی/دولت در مقابل اذهان پرسشگر چه خواهد کرد؟
او در دانشگاه تهران گفت: «در سال ۹۲ من انتخاب شدم. قرار بود دولت را انتخاب کنیم که به محض انتخاب، دلار ارزان شد، امید بیشتر شد؛ چرا که مردم با فضای امن‌تر آشنا شدند. هنرپیشه سینما، کارگردان و نویسنده امیدوار شده بودند، دانشجو هم امیدوار شده بود …» او سرخوردگی‌های جاری از دولت را به دو عامل مربوط کرد؛ تحریم‌ها و فشار روانی. رئیس جمهوری روحانی سپس به ظرفیت دولت در نقد‌پذیری پرداخت و گفت: «نقد مانند نمک است که اگر زیاد باشد غذا شور می‌شود و نمی‌شود خورد … نقد‌ها باید با اطلاعات کافی باشد … ما وقتی از موضوعی نقد می‌کنیم باید شرایط کشور را بدانیم، شما وقتی دستور ورزش به فردی می‌دهید باید به سن و شرایط او هم توجه کرد … شرایط کشور همیشه یکسان نیست. در هر شرایطی باید ببینیم راه چیست …»
حسن روحانی در همین سخنرانی وعده داد که زین پس با صراحت درباره مشکلات خواهد گفت و نظر کارشناسان فن را خواهد شنید. او همچنین اشاره داشت که نقد‌ها را می‌خواند و می‌شنود، اما برخی از آن‌ها مطابق با واقعیات جاری نیست. دیدار او با کارشناسان اقتصادی گام بعدی او در شفاف شنیدن و شفاف‌گویی بود.
ارزیابی آنچه دولت در دستور کار خود قرار داده زود است، ولی به همان میزان که از برگزاری چنین نشست‌هایی منتشر شده و فراز‌های سخنان رئیس دولت می‌توان نکاتی را استنتاج کرد؛ از یک‌سو مفید بودن آن و از سوی دیگر دیرکرد در چنین رفتاری است. رئیس جمهوری اذعان دارد که انتخاب او و گزینش اعضای کابینه در سال ۹۲ برای همه اقشار اجتماعی بارقه امید شد. مردم فضای امن‌تر را تجربه کردند و آرامش برجامعه سایه انداخت. اما رئیس جمهوری به نکته اصلی اشاره نمی‌کند که چرا این همه امید اکنون وضعی دگرگونه یافته و دولت او زیر تیغ انتقاد‌هایی است که چپ و راست نمی‌شناسد. آیا همه‌اش مربوط به دو عامل تحریم و فشار روانی است یا برخی انتقاد‌ها که زیادی نمکش، غذا را شور کرده است؟ آیا سختی تحریم و کاهش منابع درآمدی سبب رویکرد تازه دولت به منتقدان و کارشناسان شده است یا باور دولت چنین است؟
رئیس‌جمهوری روحانی برخی انتقاد‌ها را غیر کارشناسی و بدون اشراف بر همه وجوه مربوط به چرایی مشکلات می‌داند، اما آیا این نقص تنها به دور بودن منتقدان از واقعیات مربوط است یا کم‌کاری دولت در بیان صریح آنچه سبب بروز مشکلات بوده و هست؟ همه اقشاری که امیدوارانه به حسن روحانی رای دادند، قلب ماهیت نشده و همچنان همانی هستند که بودند. آنان خواستار آرامش و امید به آینده هستند. برخی سرخوردگی‌ها از دولت ناشی از کم دانستن درباره وجوه و عوامل مشکلات است. همین مهم فرصت را برای غوغاسالاران فراهم کرده تا علیه اصلی‌ترین دستاورد‌های دولت هم یکه تازی کنند.
الزام کنونی نه گفتار درمانی و نه حتی شنیدن گزارش‌های مربوط به دیدار‌هایی است که این روز‌ها رئیس‌جمهوری با اصحاب جریان‌های سیاسی و اقتصادی برگزار می‌کند، بلکه سخنان صریح و اقدام کارآمد است که بتواند به اذهان پرسشگر پاسخ داده و نتایج معلوم درپی آورد. دیدار رئیس دولت با اهل فن اگرچه دیرهنگام، اما جای امیدواری است، ولی این اتفاق اگر تنها به وضع اضطرار کنونی مربوط باشد، هیچ.

بوی امید اقتصادی در دیدار چهره‌های اقتصادی و روحانی
زهرا کریمی طی یادداشتی که روزنامه اعتماد در شماره امروز خود با عنوان بوی امید اقتصادی و در ارتباط با دیدار اخیر رئیس جمهور با اقتصاددانان چاپ کرده است نوشت: ارزیابی‌ها از جلسه دیدار رییس‌جمهور با اقتصاددانان، مثبت است. در واقع هر زمان که سیاستگذاران به سمت نظرخواهی از اقتصاددانان بروند، می‌توان امید به بهبودی اوضاع و کاهش تنش‌های اقتصادی داشت. در این جلسه نگرانی‌هایی مطرح شد، ازجمله نوسان‌های شدید نرخ ارز و اثرات آن بر بخش‌های مختلف به ویژه بر قدرت خرید مردم. افزایش بیکاری و شدت یافتن آن به ویژه در قشر جوان جامعه نیز یکی از مهم‌ترین دغدغه اقتصاددانان در این جلسه بود. دیدار رییس‌جمهور با فعالین اقتصادی و کارشناسان در شرایط فعلی، به منزله گشوده شدن در‌های گفتگو رودر‌رو و بدون واسطه است. آقای روحانی به خوبی از شرایط فعلی کشور آگاهی دارند و این جلسات را باید به فال نیک گرفت. البته برخی چهره‌های اقتصادی در این جلسه حضور نداشتند. نکته امیدوار‌کننده جلسه در این بود که رییس‌جمهور با دقت به نظرات اقتصاددانان گوش می‌دادند.
مهریه، تضمین خانواده یا اسباب زندانی شدن/ بوی امید اقتصادی در دیدار چهره‌های اقتصادی و روحانی/دولت در مقابل اذهان پرسشگر چه خواهد کرد؟
افراد از دیدگاه‌ها و مکاتب مختلف نیز سعی در ارایه راهکار جهت بهبود اوضاع فعلی داشتند، اما نبود اتفاق نظر بین اقتصاددانان در خصوص اولویت‌ها و راه‌حل‌های اقتصادی، از نکات مبهم جلسه بود. رییس‌جمهور در این جلسه نگرانی‌ها و چشم‌انداز‌های پیش روی اقتصاد کشور را بیان و تاکید کرد که کشور در یک مسیر سخت اقتصادی گرفتار است و بن بستی در کار نیست و کشور می‌تواند به راحتی از این مسیر پر از سنگلاخ عبور کند. ایشان مانند همیشه سعی بر ترسیم تصویر امیدوار‌کننده‌ای از کشورداشتند. اهم مطالبی که اقتصاددانان بر آن تاکید داشتند، اقدامات عاجل سیاسی و اصلاحی برای اقتصاد کشور است. فرصت‌های اصلاحی برای کشور همچنان وجود دارد، اما باید سریع‌تر اصلاح را آغاز کرد تا فرصت‌ها از بین نروند. برخی افراد بر کاهش نرخ ارز تاکید داشتند و آن را از اولویت‌های مهم اقتصادی می‌دانستند در صورتی که سایرین، اصراری بر تک‌نرخی شدن ارز، نداشتند. مهم‌ترین بحثی که از طرف اقتصاددانان مطرح شد و تقریبا اتفاق نظر جدی بر آن بود، تحول اساسی در عرصه سیاست داخلی و دیپلماسی بین‌المللی بود؛ همگان به خوبی می‌دانند که تنش‌های خارجی، آسیب‌پذیری اقتصاد کشور را بیشتر می‌کند، بنابراین به دولت در این باره هشدار‌هایی داده شد. نکته مهم دیگر، تغییر اولویت‌های اقتصادی دولت بود. اقتصاددانان تاکید کردند تا زمانی که اولویت‌های دولت تغییر نکند و اقتصاد، هزینه‌های تنش در سیاست داخلی و دیپلماسی خارجی را بدهد، راه به جایی نمی‌بریم.
با توجه به وضع فعلی، سیاست باید در تبعیت از اولویت‌های اقتصادی و انعطاف‌پذیر باشد. همسو بودن سیاست‌های داخلی و خارجی در جهت کاهش تنش‌های اقتصادی، یکی دیگر از مواردی بود که بر آن تاکید فراوان شد. در پایان مقرر شد برای کمک بهتر به تیم اقتصادی دولت، کمیته‌هایی تشکیل شود تا هر فرد با توجه به سوابق اجرایی و تخصصی‌ای که دارد، در آن عضو شود.