چهارشنبه , 30 آبان 1397
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » مرور روزنامه‌های دوشنبه ۲۳ مهرماه؛

مرور روزنامه‌های دوشنبه ۲۳ مهرماه؛

الگوی پیشرفت ایران در قرن پانزدهم، مشتری‌های جدید نفتی ایران، جزئیات طرح رتبه‌بندی معلمان، سایه روشن FATF به روایت مسئول پرونده و منتقدان، تکالیف در روز‌های تعطیل و جمعه‌ها مطلقا ممنوع، معضلات قوانین کار و بانکداری و نحوه مواجهه با FATF، کنایه جهانگیری به خصولتی ها، اینستاگرام به جای تلویزیون، بازی سیاست در زمین تجارت، تحریم ارز دیجیتال و گزارش برخورد با مفسدان اقتصادی، از مواردی است که موضوع گزارش‌های خبری و تحلیلی روزنامه‌های امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامه‌های امروز دوشنبه ۲۳ مهرماه در حالی چاپ شدند و در پیشخوان مطبوعات قرار گرفتند که سخنرانی روز گذشته رئیس جمهور روحانی در دانشگاه تهران با عناوین و تیتر‌هایی همچون آغاز امیددرمانی، آسمان پرستاره را از سر دانشگاه برداشتیم و شایعات در فضای مجازی فربه و بزرگ می‌شود و همه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، در صفحه نخست روزنامه‌ها برجسته شد. فراخوان رهبر انقلاب برای بررسی سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نیز دیگر موضوعی است که در روزنامه‌های امروز به طور ویژه مورد توجه قرار گرفته است.

روزنامه اعتماد با چاپ تصویری از رئیس جمهور و وزیر علوم و مسئول دفتر رئیس جمهور در دانشگاه تهران، «نقد بیش ازحد مفید نیست» را تیتر یک کرد. این روزنامه یادداشتی از غلامرضا مصباحی مقدم با عنوان سندی برای ۵۰ سال آینده را درباره پیام روز گذشته رهبر انقلاب منتشر کرده است.

روزنامه کیهان نیز تیتر یک امروزش با عنوان اروپا با چه زبانی بگوید مقابل ماست نه پشت ما؟! را ذیل روتیتر رئیس‌جمهور در دانشگاه تهران: همه دولت‌های اروپایی پشت سر ایران هستند! برجسته کرده است. این روزنامه در بخشی از صفحه نخست خود، تیتز حمله مسعود نیلی به اقتصاددانان اصلاح‌طلب منتقد دولت: شما کج‌فهم، نفرت‌پراکن و پرچمدار خشونت هستید! را نیز مورد توجه قرار داده است.

روزنامه خراسان عنوان الگوی پیشرفت ایران برای ۵۰ سال آینده را تیتر یک امروز خود کرد و نوشت: رهبر معظم انقلاب، همه صاحب نظران را برای تکمیل و ارتقای «الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت» فراخواندند. این روزنامه در گزارشی دیگر، مسائل فنی حضور ایران در گروه ویژه اقدام مالی را با عنوان سایه روشن FATF به روایت مسئول پرونده و منتقدان بررسی کرده است.

در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم؛

مشکل پولشویی در ایران جدی است
روزنامه ایران گفت و گویی با غلامرضا ظریفیان، فعال سیاسی اصلاح طلب انجام داده و عنوان مشکل پولشویی در ایران جدی است را برای آن تیتر کرده است. بخش‌های از گفته‌های ظریفیان را در ادامه می خوانید: بخشی از افرادی که با تصویب CFT در مجلس ایران مخالفت می‎کنند و فضا را برای اعتراض مهیا می‎کنند، حتماً از این اتفاق متضرر می‎شوند. در حالی که باید این مهم را در نظر داشت که وقتی وارد نظام بین‎الملل می‎شویم قضیه به صورت برد- برد جلو می‎رود. پس همه چیز که به نفع ما نخواهد بود، اما در مجموع می‎تواند به نفع ما تمام شود. مشخصاً تصویب لوایح ۴ گانه به مصلحت کشور است. مشکل پولشویی در ایران، واقعاً مشکل جدی‎ای است و روز به روز هم در بخش‎هایی از کشور شاهد آن هستیم. نمونه آن در مورد مؤسسات مالی، اعتباری بوده که به خوبی می‎دانیم منشأ آن در کجا بوده است و چه خساراتی به کشور وارد ساخت. عده‌ای واقعاً از شفاف‌‏سازی واهمه دارند. البته یک بخشی از معترضان خارج از این موضوع که به قضیه آشنا باشند یا نباشند، ممکن است هیچ سهمی هم در این قضیه نداشته باشند و هیچ ضرری هم نکنند، ولی اساساً معتقد به زندگی در فضای دوگانه‎ای هستند. FATF و CFT و… با توجه به شرایط کنونی کشور کاملاً متضمن منافع ملی کشور ماست.
مشکل پولشویی در ایران جدی است/کارگران و کارمندان با این گرانی‌ها چه کنند؟ / «امیددرمانی» در امتداد «گفتاردرمانی»؟/سندی برای ۵۰ سال آیندهما هیچ راهی جز پیوستن به این کنوانسیون‎ها نداریم. در داخل لازم است که به وفاق و کاهش دوگانگی‌های تصنعی برسیم و کمک کنیم دلخوری‎ها و ناراحتی‎ها را کم کرده و همبستگی‏‌ها را زیاد کنیم. در حال حاضر بی‎توجهی به موضوع FATF قطعاً به شرایط اقتصادی کشور بشدت آسیب می‎زند. به بهانه پولشویی حتی چینی‎ها هم دیگر نمی‎خواهند با ما ارتباط برقرار کنند. عربستان و اسرائیل همین الان به عنوان ناظر در FATF حضور دارند. مگر آن‌ها برخی از منویات خود را انجام نمی‎دهند؟ ما که معتقدیم که از مظلومین عالم دفاع می‎کنیم نه از تروریست‌ها، پس چه واهمه‌ای از پیوستن به این کنوانسیون داریم؟ اسرائیل و عربستان از تروریست‎ها دفاع می‎کنند، اما در FATF حضور دارند. ما که صراحتاً اعلام می‌کنیم از مظلومین دفاع می‌کنیم چرا نباید باشیم؟ البته طبیعی است برخی به دلیل اینکه با دولت مرزبندی جدی دارند سعی می‎کنند آن را چماقی کنند و بر سر دولت بکوبند. از یک طرف بگویند دولت سازشکار است و از سوی دیگر کاری کنند که دولت با مشکلات جدی‎تری بخصوص در زمینه اقتصادی روبه‎رو شود. آن وقت هوار بکشند که این دولت ناکارآمد است و نمی‎تواند از بار مشکلات اقتصادی کم کند.

وقتی جامعه‎ای با خطر سنگین بیرونی روبه‎روست عقل ایجاب می‎کند که مسئولان اختلافات را کنار گذاشته و یکپارچه بیایند و با هم متحد شوند. متأسفانه با گذشت ۴۰ سال از عمر انقلاب اسلامی، عدم بلوغ سیاسی را حداقل در برخی از دستگاه‎های رسمی کشور می‏‌بینیم. رسانه ملی متأسفانه به جای اینکه بیاید و کمک کند و امید اجتماعی و همبستگی ملی را گسترش بدهد گاهی منجر به ایجاد شکاف‎های جدی می‎شود. این امر در شرایطی که کشور نیاز به همدلی و همبستگی و همفکری دارد خود نگران‎کننده است. متأسفانه برخی اگر کشور متکی بر جریان عقلانیت اداره شود سود نمی‎برند و همواره تلاش می‏‌کنند که به این فضا آسیب بزنند و برخی دیگر هم دچار عدم بلوغ سیاسی و اجتماعی هستند. آن‌ها متوجه خطر بزرگ‌تر نیستند. ما در شرایطی قرار گرفته‎ایم که باید همه کمک کنیم تا آنچه که به مصلحت کشور است رخ بدهد. مخالفان با مخالفت‎های خود زیر پای حاکمیت را خالی می‎کنند و در این شرایط طبیعی است که بیشترین آسیب را نظام و بعداً مردم ایران خواهند دید.

کارگران و کارمندان با این گرانی‌ها چه کنند؟
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود با عنوان ضرورت حمایت عملی از مردم نوشت: با اینکه روند افزایشی قیمت دلار در بازار آزاد متوقف شده و این روز‌ها آرامشی بر این بازار حاکم است، قیمت اجناس مصرفی که با آن افزایش‌ها سیر صعودی یافته بود، همچنان بالا نگهداشته شده و به قیمت گذشته برنگشته است.

بعضی از تولید کنندگان، مغازه داران، خدماتی‌ها و فروشندگان جزء که از ایمان کافی برخوردارند و شرایط جامعه را درک می‌کنند و از سوءاستفاده کردن در شرایط بحرانی پرهیز دارند، در دوره ویژه پرتلاطم ماه‌های گذشته با تسلط بر نفس خود حاضر نشدند سودجوئی کنند و قیمت‌ها را بالا ببرند، ولی عده‌ای دیگر که فقط به جیب خود فکر می‌کنند در نقش همراهی کنندگان با دلالان ارز و سکه ظاهر شدند و تا توانستند قیمت کالا‌ها را بی‌دلیل بالا بردند، خدمات را به چند برابر قیمت گذشته عرضه کردند و عده‌ای از تولید کنندگان نیز یا از تولید کالا خودداری کردند و یا کالا‌های تولید شده را انبار کردند و از عرضه آن خودداری نمودند. متاسفانه این سودجوئی‌ها و سوءاستفاده از فرصت حتی شامل آن دسته از کالا‌ها که تماماً تولید داخل هستند و هیچ تکیه‌ای به واردات مواد اولیه ندارند نیز شد کما اینکه بسیاری از کار‌های خدماتی نیز همین وضعیت را دارند و بدون اندکی تغییر در هزینه قابل عرضه می‌باشند، ولی آن‌ها هم مشمول همین سودجوئی‌ها شده‌اند.

در این میان، احتکار نیز بر مصائب مردم افزوده شد و عده‌ای از خدا بی‌خبر در یک همراهی ظالمانه با دشمنان خارجی که کمر به نابودی ملت ایران بسته‌اند، کالا‌های مورد نیاز مردم را احتکار کردند تا هر وقت لازم دانستند آن‌ها را با چند برابر قیمت عرضه کنند. با اینکه بسیاری از کالا‌های احتکار شده از انبار‌ها خارج گردیده و به بازار وارد شده‌اند، این اقدام نیز هنوز تاثیری در بازگشت قیمت‌ها به میزان گذشته نگذاشته است.

اکنون سؤال این است که اقشار متوسط و پایین مردم یعنی کارگران و کارمندان که درآمد ثابتی دارند و می‌خواهند حلال زندگی کنند، با این گرانی‌ها چه کنند؟
دولتمردان به سخنرانی و وعده دادن به مردم اکتفا می‌کنند و هر روز صحبت از تلاش برای حل مشکلات و باز گرداندن قیمت‌ها به حالت گذشته به میان می‌آورند، ولی خبری از عملیاتی شدن این وعده‌ها نیست. این حضرات باید به خانواده‌هائی فکر کنند که فرزندان دانش آموز و دانشجو دارند که باید هزینه‌های تحصیل آن‌ها را بپردازند، عروس و داماد و نوه‌هائی دارند که ناچارند لااقل ماهی یکبار از آن‌ها در خانه خود پذیرائی کنند، بیماری و گرفتاری‌های پیش‌بینی نشده‌ای دارند که باید هزینه آن را تامین کنند، بسیاری از مردم مستاجر هستند که باید اجاره خانه بدهند و از عهده افزایش آن برآیند. با وعده‌های شیرین دادن و امروز و فردا کردن که نمی‌شود این سختی‌ها را آسان کرد و این هزینه‌ها را تامین نمود. درست است که مردم برای ناکام کردن دشمنان، بسیاری از دشواری‌ها را تحمل می‌کنند، ولی این تحمل نیز حدی دارد و هنگامی که از حد طاقت بگذرد دیگر نمی‌توان انتظار تحمل داشت.

راه چاره این است که دولت و قوه قضائیه با یک برنامه مشترک و ضربتی و جدی، بر قیمت‌ها نظارت کنند. تمام کالا‌ها دارای برچسب قیمت باشند و سازمان تعزیرات با جدیت و به صورت مستمر بر عملکرد تولید کنندگان و فروشندگان نظارت دقیق داشته باشد. به شکایات مردم از گران فروشی‌ها رسیدگی فوری شود و دستگاه قضائی با افراد متخلف به صورت خارج از نوبت برخورد کند.

مشکل امروز این است که مسئولان شعار‌های خوبی می‌دهند، ولی این شعار‌ها پشتوانه عملی ندارند. حل مشکلات معیشتی مردم نیازمند پشتوانه عملی مستمر و جدی است. مردم، پشتوانه اصلی نظام جمهوری اسلامی هستند و برنامه دشمنان این است که با فشار معیشتی بر مردم، این پشتوانه را از نظام بگیرند. مسئولان باید با حمایت عملی از مردم، این توطئه دشمنان را خنثی کنند.

«امیددرمانی» در امتداد «گفتاردرمانی»؟
علیرضا صدقی در بخشی از سرمقاله امروز روزنامه ابتکار با عنوان «امیددرمانی» در امتداد «گفتاردرمانی»، نوشت: توجه به مفهوم «امید عمومی» در کشور همواره قابل توجه، احترام و تکریم بوده و هست. از این منظر، رونمایی از این کلیدواژه جدید توسط روحانی هم قابل احترام است. اما باید از روحانی، وزرا، مدیران و مسئولان دولتی پرسید، چه اقدامات عملی، اجرایی و کاربردی برای نیل به ابعاد بزرگ و کوچک «امیدآفرینی» دارند؟ گرچه ادبیات رئیس دولت دوازدهم و بازگشت او به جملات کلیشه‌ای و استمزاج از رسانه‌ها و ارباب جراید، نشان می‌دهد روحانی هنوز هم بر همان طبل می‌کوبد. اگر رئیس دولت دوازدهم به واقع در پی «امیدآفرینی» در جامعه خسته، کلافه، نگران و سردرگم ایران است، باید هرچه سریع‌تر تکلیف برخی مسائل و موضوعات را روشن کند. جای تعجب است که روحانی از «امیدآفرینی» می‌گوید در حالی که بیش از سه ماه است هیچ پیوند رسانه‌ای با افکار عمومی و آحاد جامعه ندارد؛ هیچ توضیحی درخصوص انتخاب‌ها و انتصاب‌هایش ارائه نمی‌کند؛ وزیر سیاسی کابینه را به سخنگویی امور اقتصادی می‌گمارد و در جریان «نبرد اقتصادی» با تحریم‌ها، وزارتخانه‌های اقتصادی‌اش بلاتکلیف یا بی‌وزیر مانده‌اند؛ آیا بهتر و زیبنده‌تر نبود روحانی پیش از طرح این موضوع با اهالی و اصحاب دانشگاه، مسأله را با سیاست‌پیشگان موافق و مخالفش در میان می‌گذاشت؟ آیا با طرح همین مسأله با برخی مجلسی‌های مخالف دولت و جلوگیری از تعمیق اختلاف‌ها و ظهور و بروز آن‌ها در مجامع و محافل عمومی، «امیدآفرینی» تحقق بیشتری پیدا نمی‌کرد؟
مشکل پولشویی در ایران جدی است/کارگران و کارمندان با این گرانی‌ها چه کنند؟ / «امیددرمانی» در امتداد «گفتاردرمانی»؟/سندی برای ۵۰ سال آینده
به نظر می‌رسد روحانی عامدانه یا از سر سهو، گروه مخاطب درستی را برای این کلیدواژه پیدا نکرده است. او در جمعی از «امیدآفرینی» سخن می‌گوید که کمترین حضور و تاثیر را در ساختار مدیریتی و اجرایی کشور دارند. دانشگاهیان، نه قدرت تصمیم‌گیری دارند، نه توان اثرگذاری بر نهاد‌های قدرت و نه امکان لابی با لایه‌های پنهان؛ با این اوصاف چگونه می‌توان از آن‌ها انتظار «امیدآفرینی» داشت؟ مگر آن‌که روحانی تصمیم گرفته باشد این مفهوم را هم در امتداد و ادامه «گفتاردرمانی»‌های دو دولت گذشته تعریف کرده باشد. باز هم بخواهد سهم دیگران را در بروز شرایط و موقعیت فعلی بیش از دولتش بنامد و بار این موضوع را بر دوش گروه نخبگان دانشگاهی بیندازد. در این رهگذر البته رسانه‌ها را هم هدف قرار می‌دهد. موضوعی که نشان می‌دهد در این مسیر راه نجات و مقصد درستی مشاهده نمی‌شود

سندی برای ۵۰ سال آینده
غلامرضا مصباحی‌مقدم طی یادداشتی که در صفحه نخست شماره امروز اعتماد چاپ شده پیام روز گذشته رهبر معظم انقلاب را موضوع قرار داد و نوشت: روز گذشته مقام معظم رهبری طی فراخوانی خواستار مشارکت نخبگان برای ارتقا و پختگی هرچه بیشتر الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت شدند. مخاطب پیام و فراخوان مقام معظم رهبری نخبگان هستند نه مسوولان زیرا این موضوع برای تدوین یک سند اساسی برای ۵۰ سال آینده جمهوری اسلامی ایران است. جامعه هدف این سند اساسی، نخبگان کشور از رشته‌های مختلف علمی هستند تا نظرات خود را برای پیشرفت کشور برپایه یک سند بومی ارایه کنند. پیشرفت کشور یک پیشرفت همه‌جانبه است و برای این مهم باید نگاه اعتقادی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، بین‌المللی و منطقه‌ای داشت و به همین منظور برای تدوین یک سند اساسی به متخصصان تمام اموری که به آن اشاره شد، نیاز است. از این رو صاحبان نظر، اندیشه و تفکر، نخبگان علمی در دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه و تمامی کسانی که شایستگی ورود و اظهارنظر در این عرصه را دارند، مخاطب مقام معظم رهبری برای بازنگری، ارتقا و پختگی هرچه بیشتر این سند پایه پیشنهادی قرار دارند.
مشکل پولشویی در ایران جدی است/کارگران و کارمندان با این گرانی‌ها چه کنند؟ / «امیددرمانی» در امتداد «گفتاردرمانی»؟/سندی برای ۵۰ سال آینده
در این راستا قرار شده در آینده‌ای نه چندان دور همایشی با عنوان توسعه و ارتقای این سند اساسی برگزار شود تا صاحب‌نظران با حضور در این همایش و تبادل‌نظر گام مهمی رادر راستای خواسته مقام معظم رهبری بردارند. ۷ سال پیش رهبر معظم انقلاب با تشکیل جلسه‌ای که به مدت ۴ ساعت به طول انجامید، با دعوت تعدادی از استادان و نخبگان حوزه و دانشگاه طراحی الگوی پایه پیشرفت اسلامی‌-ایرانی را کلید زدند. به دنبال این جلسه مرکزی به نام مرکز الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت شکل گرفت. این مرکز با تعریف کمیته‌های مختلف که هر یک مسوول پیگیری بخشی از امور بودند، سند الگوی پایه تدوین شد. در این کمیته‌ها نخبگان و صاحب‌نظران یک الگوی ایرانی متناسب با مقتضیات زندگی، شرایط اقلیمی و فرهنگی جامعه ایرانی در فضای نقد و نظر و هم‌اندیشی تهیه کرده و سرانجام در اردیبهشت امسال تقدیم رهبری کردند، اما این الگو نیازمند آن است که بیش از این بسط و عمق پیدا کرده و نظرات تخصصی روی آن اعمال شود زیرا این الگوی پایه مانند جوانی است که همه اعضای لازم بدن را دارد، اما هنوز به پختگی فکری نرسیده است بنابراین به زمان و نقد و تکامل نیاز دارد تا به الگوی اصلی نایل شویم. به بیانی این الگو نیازمند چکش‌کاری بیشتر است تا یک سند محکم و قابل قبولی به دست آید زیرا این سند قرار است چشم‌انداز بلندمدت نظام جمهوری اسلامی ایران را در ابعاد مختلف تصویر سازد به همین دلیل مقام معظم رهبری فراخوانی خطاب به نخبگان صادر کرده و از آن‌ها خواسته‌اند تا برای ارتقای این سند اساسی نظرات خود را مطرح کنند.