دوشنبه , 28 خرداد 1397
صفحه اول » فرهنگ » چرا حساسیت بر روی دراویش از هر قوم و مسلکی که باشند بالاست؟

چرا حساسیت بر روی دراویش از هر قوم و مسلکی که باشند بالاست؟

سوم اسفند روزجهانی درویش!

به عروةالوثقی و حبل المتین چنگ زنیم -مقاله وارده/ امضاء محفوظ.

ریشه های تاریخی جدال خشکه مذهبان و داعیه داران دین با پیروان تصوف و عرفان در برهه های تاریخی امری نیست که بر خواننده ای که اندکی از تاریخ می داند پوشیده باشد.

بنابراین بطور مشخص و روشن ما صحبت را به اتفاقات این روزهای کشور آفت زده مان ایران می بریم که خواننده دریابد ، چرا حساسیت بر روی دراویش از هر قوم و مسلکی که باشند بالاست؟

در آشفته بازار ریا ، تبهکاری و فساد در دستگاه حاکمه ، هر امری که منجر به اتحاد و انسجام گروهها و مردم شود برای نظام دیکتاتوری خطر محسوب میشود.

در یک نظام ایدئولوژیک که آغاز آن بر پایه اعتقادات شخصی و مذهبی افراد استوار بود و در طی ۴ دهه با ریزش استوانه های آن به یک نظام سراسر فاسد و ظالم مبدل گشت و عدلیه آن بجای آنکه داد مظلوم بستاند بیداد را در محکمه ها بنیان می نهد و مردم از اجرای عدالت در کشور قطع امید کرده اند و روح قانون در برزخ فساد و تبهکاری دستگاه جور و زور لاشه نظام را به نظاره نشسته ، وجود جمعیتی از صافی مسلکان و درویشان صلح جو که در حلقه های ذکر – مجالس فقر و درویشی – به قرآن ، مثنوی و حافظ خوانی و دیوان حضرت شمس گوش می نوازند، را بر نمی تابد.

جمیع سخنرانی بزرگان و پیشینیان این سلسله تکرار و بازخوانی مسالمت جو ترین روشها برای زندگی در کنار سایر شهروندان است.

هر کسی در ایران معاشرتی با این قشر از شهروندان داشته باشد، اگر آنها را به صمیمت و دوستی نشناسد اما قطعا بی آزاری و درویش مسلکی آنان را تأیید می کند.

نگاه بسیار مختصر به کتاب آموزش رسم و رسوم زندگی –  پندنامه صالح – (کتاب جیبی و مختصر) که بارها و بارها مطالب آن در گردهمایی ها خوانده و توسط بزرگان سلسله تشریح گشته، تأکید بزرگان این سلسله بر روشهای مسالمت جویانه زندگی بر مبنای مدارا در یک جامعه مدنی را نمودار می سازد.

اما در سالهای اخیر ، همانطور که عموم شهروندان مطلعند، همه چیز رنگ و بوی سیاست بخود گرفته و همه چیز سیاسی شده است.

حضور جمعیتی از شهروندان در کشور که پیوند برادری برپایه اصولی ترین روشهای اخلاقی بسته اند و بر مبنای انسجام و وحدت بمثل زنبور عسل سر در کار خود دارند هم برتابیده نمیشود.

انچه خواب شب را از چشمان خفاشان شب کور ربوده است، «انسجام و وحدت و یکپارچگی» این جمعیت است.

در سالهای اخیر بارها و بارها دراویش نشان دادند که دلهایشان بهم متصل است و یک حافظه جمعی برقالب این جمعیت مسلط است که این امر مکانیزم پیچیده ای در انظار تحلیلگران داشته است.

درست است، این حبل متین و عروة الوثقی چنان مکانیزم پیچیده ای دارد که با ساعتها بازجویی و با پیشرفته ترین دوربینهای مادون قرمز و یا ماوراء بنفش هم قابل مشاهده نیست.

منوچهری :

یکی ماء معین آمد دگر عین الیقین آمد

سیم حبل المتین آمد، چهارم عروةالوثقی

عداوت کردن و قصد و خلاف و کین او هریک

برآرند از سر شیران جنگی طامةالکبری

زمانی که اینترنت و شبکه های اجتماعی بشکل امروزی آن در دسترس همگان نبود ، چندین واقعه بر درویشان گذشت که در پی آن حسینیه هایشان تخریب ، بدنهایشان مصدوم و زخم ها و جراحات نامردمی بر قلبهای پاکشان نشست.

اما درویشان همچنان با آرامش و مسالمت با پیوند به صلح کل ، به راه پیشینیان خود مستمسک گشته و زخمهای خود را فروخورده و با تکیه بر شیوه مدارا خارِ چشمِ نظام جائر را بر جان دل گرفتند و هرگز دست به جراحی آن نزدند.

شیوه شان مدارا، مسالمت و پرهیز از خشونت در پاسخ خشونت بوده و هست.

دوستی خود را بمانند آب روان ثابت کردند ولی نشان داده اند که اگر نیاز به دفاع باشد ، مکانیزم سنگ خارا را پیشه می سازند.

این امر نه یک شعار که ناشی از یک مکانیزم روانشناختی است.

اگر شما قلب رئوفی دارید و مرتبا به دیگران دوستی می کنید، حتی اگر آگاه به بارزه های شخصیتی اطرافیانتان باشید ناگزیراز ایجاد یک مکانیزم دفاعی در خود میشوید که در موقع ضرورت اجازه ندهید ، از بارزترین ویژگی شما «آب روان» (لطافت و مسالمت و مهر و محبت)  سوء استفاده شود.

این امر حتی در زندگی روزمره هم نمود می یابد.

کسانیکه دارای ویژگی های برشمرده شده اند، مورد طمع و هجوم سودجویان واقع می شوند.

برخورداری از این ویژگی های انسانی که از آن سخن بمیان آمد ، در دنیایی که معیارهای روزمرگی بر پایه سودجویی و منفعت طلبی استوار گشته ، یک مکانیزم دفاعی ناگزیر در شخص برخوردار ایجاد می کند چرا که کس یا کسانیکه از این ویژگی ها برخوردار باشند بقطع مورد طمع ،رکینه توزی و دست اندازی ، گروهی که این ویژگی ها آزارشان می دهد ، قرار می گیرند.

درویشان در دوستی همچون آب روان و در دشمنی چون سنگ خارا

درویشان از این قاعده مستثنا نیستند، متن بازجویی ها و اعترافات گذشته از درویشان گنابادی در وقایع گذشته نشان از سردرگمی بازجویان از مکانیزم عملی انسجام و وحدت میان این جمعیت دارد.

بنابراین بسیار منطقی بنظر می رسد که گروهی ، جمعیت درویشی را در ایران امروز برنمی تابد ، و تلاش دارد ، برای حفظ و بقاء خود دست به برهم زدن این مکانیزم پیچیده « انسجام قلبی و عملی» در میان درویشان بزند.

کلید این پروژه از سالهای پیش زده شد و به نظر میرسد تیر خلاص بر پیکر انسجام و وحدت جامعه درویشی با رخدادهای «گلستان هفتم» در حالیکه تنها چند روزی به تاریخ ٣ اسفندماه روز انسجام و وحدت درویشان که به «روز درویش» نام گرفت ، زده شد.

از زمان نامگذاری این روز بزرگ و بیادماندنی توسط دکتر نورعلی تابنده که دلهای فقرای سلسله گنابادی را پیوندی عمیق بخشید و بهمین دلیل هم ، این روز «روز درویش» نامیده شد، سراسر پیروان مکتب فقر و تصوف در اقصی نقاط دنیا ، به شادباش این روز بزرگ ، جشن وحدت برگزار می کردند.

پیوند وحدت و یکپارچگی دراویش در این روز التیام بخش زخمهای نشسته بر پیکر جامعه درویشی توسط دستگاه جور و زور حاکمه بود. اما این روزها ، غم و اندوه برادران ایمانی در سیاهچالهای کشور و بی خبری از وضعیتشان ، خواب و خور را از روزمرگیمان ربوده.

به تَبَع  آن ، کوردلان و جمود مغزان ، از ماهها پیش تلاش خود را فزونی بخشیدند ، تا روز ٣ اسفند «روز درویش»، را بر کام ایشان تلخ سازند.

این کوردلان و جمود مغزان ، به شیوه تباه زیستان نیاز به شعله ور کردن آتش آغشته به کثافات دارند تا وقتی بر دود آن می دمند از آن جزء سیاهی و تاریکی برنخیزد.

دودی که گذر هر عابری از کنار آن ، وی را به اشک می نشاند و چشمها را از سیاهی این دود یارای باز کردن نیست.

این روزها ، سوزش چشم ما از سیاهی و تباهی این دود حتی ،  اشک غصه ما از در بند افکندن برادران ایمانی مان  را یارای تمییز نیست.

سرمای ظلم و جور و زور، لاشه این نظام را چنان بی تحرک ساخته است که برای آنکه هر از چندگاهی از کما در آید و همین اندک نیروهای فریب خورده را از جمودی که بر اعضا و جوارحشان مستولی گشته خارج سازد نیاز به یک شوک اجتماعی دارد.

خیزش مردمی در دیماه امسال ۱٣۹۶ و انسجامی که در پی زمین لرزه در شهرهای مختلف کشور عزیزمان ایران جامعه مدنی را به تحرک و جست و خیز واداشت تا به داد یکدیگر برسند ، بار دیگر وحشت را بر ددمنشان مستولی ساخت.

در کشوری که هر ارگان «مردم نهاد»ی محکوم به سرکوب و نابودی است ، مردم دست بکار شدند و با تشکیل هسته های «نهاد مردمی» به یاری هموطنانشان شتافتند.

امری که حاکمیت را بار دیگر، بدلیل انسجام و وحدت شکل گرفته نسبت به مکانیزم آن متعجب ساخت.

در آستانه ٣۹ سالگی انقلاب به انحراف رفته مردمی در سال ۱٣۵۷ ، بهمن اعتراضات مردمی هر روز بیش از پیش ، بر سر سردمداران رژیم فرو ریخت.

اسفندماه که با بزرگداشت روز درویش آغاز میشود و با نهضت ملی شدن صنعت نفت ، با یادبود یکی از بزرگ مردان تاریخ کشور دکتر محمد مصدق گره خورده و با جشن باستانی چهارشنبه سوری پایان می یابد، همچون بادی است که می وزد و دود و تباهی و سیاهی برخاسته از خاکستر شوم سیاهدلان را با خود می برد و هوایی تازه بر آتشِ برافروخته از خشم مردم می وزد.

فراسیدن بهار با نوروز ، دید و بازدیدهای نوروزی فرصتی را مهیا می سازد تا جملگی ایرانیان دلهای خود را بهم پیوند بزنند و از عنصر وحدت و انسجام و یکپارچگی بهره جویند تا ایرانی نو را پایه گذارند.

عامل وحدت و همدلی ، انسجام و یکپارچگی ، روزگار جباران را تلخ کرده و گریزی ندارند تا دست به توطئه و پرونده سازی و حذف بزنند.

رخدادهای «گلستان هفتم» ، ما را از وظیفه انسانی مان که همانا دفاع از حقوق مظلوم است باز نمی دارد و به رسالت انسانی خود و پیگری وضعیت برادران ایمانی مان ادامه می دهیم.

حتی اگرقصد کرده اند که ایشان اولین قربانیان سنگر ناجوانمردی دستگاه جور و ظلم و زور باشند.

لازم است ، یادآور شویم افکار عمومی هرگز اعمال خشونت از سوی دراویش را نپذیرفته و نخواهد پذیرفت ، چون در مرام و مسلک فقر و درویشی آموزه ها پایه در مدارا و مسالمت دارند.

تلاش ناگزیر ایادی حکومت با فریب و نیرنگ و ایجاد دو دستگی در میان درویشان با نزدیک شدن به ٣ اسفندماه «روز درویش» فزونی گرفت.

اما به نظر میرسد عده ای دانسته یا نادانسته ، خواسته یا ناخواسته در این میان بازی خوردند و همین امر منجر به ایجاد اختلال در وحدت، انسجام و همدلی شان شد.

شاید برادران ایمانی عزیزی که برای نخستین بار صحبت از درویشی مدرن و سنتی (صرف نظر از درستی یا نادرستی عقیده شان در یک مقاله) را مطرح ساختند ، بدون آنکه متوجه باشند ملعبه دست کسانی شدند که انگیزه نگارش این مقاله را به نگارندگان آن مخابره کردند.

دلیل موجه آن هم ، سوءاستفاده افرادی بود که به طریقی شاید تحریف شده محتوای مقاله مذکور را به سمع و نظر بزرگان طریقت گنابادی رسانده و پس از آن ، مشخصا در فضای مجازی ، در سایتها و خبرگزاریهای فرق و ادیان و مذاهب که از زیرمجموعه های نهادهای امنیتی – اطلاعاتی  با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی است مکررا با واژه های درویش سکولار و رادیکال مواجه شدیم.

خیزش های عمومی مردمی در دیماه سالجاری و همزمان با آن زلزله در اقصی نقاط کشور و بالاگرفتن موج نارضایتی عمومی ، حکومت را بر آن داشت که تا پیش از آنکه گرفتار طوفان خروشان همدلی دراویش بمناسبت روز درویش شود ، استفاده از این واژه ها را در صحنه عمل اجرایی کند.

اولین دلیل آن تحریک حکومت برای شرکت بزرگان طریقت در راهپیمایی ۲۲ بهمن ماه بود؛ همگان می دانند که در طی ۴ دهه گذشته هرگز چنین توصیه ای از سوی بزرگان این سلسله به فقرای طریقت گنابادی برای شرکت در تجمعات حکومتی نشده بود. اما شاهد بود که برخی از بزرگان به این امر مبادرت ورزیدند در حالیکه این موضوع مسبوق به سابقه  نبوده است.

نکته دوم ، موضعگیری جمعی از بزرگان طریقت گنابادی علیه برادران ایمانی شان بود که وجدانهای بیدار را جریحه دار کرد.

مطلب سوم ، موضعگیری بزرگ طریقت گنابادی – در ویدئوی کوتاهی که از ایشان سحرگاهان ضبط و منتشر- و بیانیه نخست ایشان، و تناقض آن با بیانیه دوم، این امر مشخص می کند که مطالبی که در پی دید و بازدیدها به سمع و نظر ایشان رسانده بسیار متفاوت بوده است.

چهارم – تعطیلی مجالس تهران و کرج و تعلیق موقت ملاقات با آقای دکتر نورعلی تابنده هم خود امر دیگری است که بر ابهامات می افزاید.

بی خبری از جان زخمی ها و بازداشتی ها و عدم اطمینان از اجرای عدالت توسط نهادهای مسئول ،دیگر برادران ایمانی را صرف نظر از رد یا قبول رخدادهای اخیر نگران می کند.

اما نگران کننده تر در این میان ، جمع قلیلی از برادران ایمانی هستند که از خلأ ایجاد شده سوء استفاده کرده و برای کوبیدن جمعی دیگر از برادران ایمانی شان که احتمالا شاید خیلی هم با هم همفکر نباشند دست به انتشار بیانیه و اطلاعیه زده اند.

بسی افسوس و تأسف و تأثر که ، بازی بخوریم و در زمینی که نااهلان برایمان چیده اند نقش آفرینی کنیم. امیدواریم که این امر ناشی از بی اطلاعی باشد و فراموش نکنیم که از یک منبع الهی الهام می گیریم و به یک معشوق نظر داریم حتی اگر افکارمان متفاوت باشد اما اعتقادمان یکی است.

وحدت و یکپارچگی و انسجاممان  را به وعده های مراد و شیخی و بزرگی نفروشیم و اجازه ندهیم به برادران ایمانی مان انگ مدرنیته و رادیکال بودن بچسبانند برای اینکه خود بخواهیم درویش سکولار یا سنتی باقی بمانیم. نگذاریم نااهلان و از خدا بی خبران در میان ما سنگر بندی کنند. درویش با دست خالی نمی تواند سنگر نااهلان شود.

این مقاله با انطباق از شیوه اِخوان الصّفا و خُلّان الوَفا نگاشته شده و نویسندگان آن قصد تطهیر و یا تکذیب هیچ گروه و شخصیتی را نداشته و تنها بر پایه رسم و رسوم آیین جوانمردی برای پرده برداشتن از حقایق تاریخی آن را نگاشته اند. شاید که نوری تابانده شود در دلهای حقیقت بین و حقیقت جو.

 

مسئولیت انتشار این مقاله با نویسنده است .