سه شنبه , ۸ مهر ۱۳۹۹
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » سخن روز مطبوعات/

سخن روز مطبوعات/

روزنامه‌ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه‌ها و نظریات اصلی و اساسی خود می‌پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می‌توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه‌ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح کشور با گرایش‌های مختلف سیاسی را می‌خوانید:

**********

بورس فرصت است اگر مراقبت شود

کمال احمدی در روزنامه کیهان نوشت:

1- بازار سرمایه طی ماه‌های اخیر بنا به دلایل مختلف از جمله بازدهی چندبرابری نسبت به سایر بازارها با اقبال عمومی مواجه شده و روزبه‌روز هم بر کثرت حضور متقاضیان برای فعالیت در این بازار افزوده می‌شود. طبق آخرین آمارهای رسمی، از جمعیت 85 میلیونی کشور در حال حاضر بیش از 15میلیون نفر کد بورسی فعال دارند و حداقل بیش از 5/5 میلیون نفر در آخرین عرضه اولیه سهام در بورس شرکت کرده‌اند، همچنین بیش از 49 میلیون نفر دارنده سهام عدالت هستند که البته بخشی از آنها جزو همان 15میلیون نفر دارنده کد فعالند.

این استقبال چشمگیر مردمی از بورس که تا کنون سابقه نداشته سبب شده تا به گفته مسئولان سازمان بورس طی سه ماه نخست سال جاری روزانه بین 1000 تا 1500میلیارد تومان نقدینگی روانه بازار سهام شود و کمتر خروج پول از این بازار داشته باشیم، البته در مقاطعی جزیی این مسئله رخ داده که در ادامه به علت بروز آن خواهیم پرداخت. به هر حال این روند ورود پول به بازار و متعاقب آن افزایش قیمت سهام، عده‌ای از کارشناسان اقتصادی را نگران ساخته و آنها معتقدند اگر روند کنونی رشد بی‌رویه بورس بدون کنترل قیمتها ادامه داشته باشد این بازار می‌تواند به تهدیدی برای کشور تبدیل شود و در آینده‌ای نه چندان دور با طیف وسیعی از مالباختگان بورسی مواجه می‌شویم. همچنین این گروه از کارشناسان بر این عقیده‌اند که شرایط بورس با وضعیت فعلی به نوعی شبیه قمار است که برندگان در آن با زیان دیگران به سود رسیده‌اند.

به نظر می‌رسد بخشی از این نگرانی‌ها بجاست و بخشی از آن صحیح نیست؛ آن قسمتی که به روند رشد بورس برمی‌گردد سخن قابل تاملی است زیرا وقتی بورس را ویترین اقتصادی کشور می‌دانیم طبیعی است که این ویترین بایستی بازتاب‌دهنده شرایط عمومی اقتصاد کشور باشد و نمی‌توان آن را تافته جدا بافته از وضع اقتصادی دانست. به عبارتی وقتی رشد اقتصادی سال 98 طبق آمارهای رسمی منفی بوده نمی‌توان شاهد رشد 10 یا 20برابری قیمت سهام برخی شرکت‌های بورسی که اتفاقا در سال گذشته زیان‌ده هم بوده‌اند، باشیم. البته برخی معتقدند این رشد قیمت سهام تابعی از تورم سالیانه است و نباید به آن خرده گرفت ولی به هرحال ‌اشکال حباب قیمتی در بسیاری از سهام‌ها بجایی است که نهاد ناظر باید نسبت به آن حساس باشد زیرا در حالی که شاخص بورس از ابتدای سال جاری از 500 هزار واحد به نزدیک دومیلیون واحد رسیده و 300 درصد رشد کرده است نرخ تورم ماهانه طی این چهار ماه کمتر از 20 درصد افزایش یافته است، بنابراین نرخ تورم و رشد بورس اصلا با هم مطابقت ندارد.

اما تشبیه بورس به قمارخانه صحیح نیست زیرا اولا طبق فتاوای مراجع عظام تقلید از جمله رهبر معظم انقلاب، بورس، بازاری است که در آن دارایی‌های مختلف مورد معامله قرار می‌گیرد. بنابراین فی نفسه ‌اشکال ندارد و درآمد و کسبی که از طریق بورس و خرید و فروش اوراق بهادار به‌دست می‌آید – با وجود امکان کم یا زیادشدن شاخص بورس – قمار محسوب نمی‌شود. ثانیا بورس‌بازی جمع جبری صفر نیست که عده اندکی در قبال زیان دیگران سود ببرند بلکه در بورس امکان سود بردن همه وجود دارد به شرط اینکه با دید سهامداری حداقل یکساله وارد بورس شوند.

2- همان‌طور که ‌اشاره شد حجم بالایی از نقدینگی طی ماههای اخیر وارد بورس شده و این روند ادامه دارد. از سوی دیگر در همین وضعیت، بخش اعظمی از بودجه دولت به دلیل تحریم‌های ظالمانه، کرونا و… با کسری مواجه شده است و تامین مالی شرکت‌های دولتی و غیردولتی با مشکل جدی مواجه است. حالا اگر شرکت‌های مذکور در همین شرایط سخت بتوانند مشکل تامین مالی خود را از محل ورود پول‌های مردم به بورس حل کنند طبیعی است که بورس به جای اینکه تهدید باشد به فرصتی ارزشمند برای کشور تبدیل می‌شود. ظاهرا این اتفاق تا حدودی رخ داده و به گفته آقای قالیباف اصل رئیس‌ سازمان بورس در چهار ماه نخست امسال، ۱۰۰ هزار میلیارد تومان تامین مالی از طریق بازار سرمایه انجام شده است. البته این رقم در مقایسه با حجم پولی که به بازار آمده چندان بالا نیست ولی جای امیدواری است که شرکت‌ها از محل صرف سهام یا سلب حق تقدم، افزایش سرمایه ‌داده و تامین مالی کنند. همچنین اخبار دریافتی از مجلس شورای اسلامی نیز نشان می‌دهد نمایندگان محترم به دنبال تهیه طرحی برای تسهیل روند افزایش سرمایه شرکت‌ها از طریق بورس هستند. از طرفی دولت محترم هم خواهان فروش 220 هزار میلیارد تومان اوراق نفتی به مردم با هدف جبران کسری بودجه و کنترل نقدینگی است که البته هنوز سازوکارش را به طور دقیق مشخص نکرده و لذا نمی‌توان به طور شفاف درباره آن نظر داد اما به هر جهت می‌تواند از ظرفیت بازار سرمایه به شرط رعایت برخی ملاحظات بهره خوبی ببرد.

3- دولت محترم طی ماه‌های اخیر مدام از حضور مردم در بورس استقبال کرده و بر تسهیل این حضور تاکید کرده است. البته این اظهارات مثبت را باید به فال نیک گرفت ولی آنچه در این میان بسیار اهمیت دارد اعتمادسازی مسئولان محترم در عمل است. به عبارتی اگر دولت خواهان اقبال بیشتر مردم به بورس است و به نوعی هم در پی اجرای طرح‌هایی نظیر فروش اوراق نفتی است باید به گفته‌های خود در عمل هم پایبند باشد نه اینکه به مدت سه ماه مدام از عرضه سهام شرکت‌های پالایشی در قالب صندوق «دارا دوم» به مردم وعده دهد ولی ناگهان به‌دلیل اختلاف دو وزیر اقتصاد و نفت بر سر چگونگی عرضه این سهام کل موضوع منتفی شود. عجیب اینکه شیوه اعلام خبر عرضه یا عدم عرضه صندوق دارادوم هم از مسئولان دولت به شدت مخدوش بود مثلا روز دوشنبه هفته گذشته و در آغازین ساعات کاری بازار سرمایه ابتدا معاون سازمان خصوصی‌سازی حرف رئیسش را مبنی بر عرضه صندوق مذکور تکذیب کرد اما نیم ساعت بعد همین تکذیب دوباره تکذیب شد سپس وزارت نفت ادعای همکاری وزارت اقتصاد را تکذیب کرد، خلاصه تا ظهر این ماجرای عجیب و غریب ادامه داشت. این وضعیت که تا 24 ساعت بعد و با تایید نهایی عرضه دوباره صندوق مذکور کش پیدا کرد ضربه سختی به بورس زد و باعث ریزش بیش از 100 هزار واحد از شاخص بازار طی سه روز شد و در نهایت هم سبب خروج صدها میلیارد تومان از بورس شد.
حالا واقعا جای سؤال است که دولتی که می‌خواهد تا چند روز دیگر طرح فروش ده‌ها هزار میلیارد تومان اوراق نفتی را کلید بزند چگونه با این بی‌تدبیری در پی جلب اعتماد مردم است؟ آیا جا ندارد شخص رئیس‌جمهور محترم با عوامل این بی‌تدبیری برخورد کند؟

4- این بی‌توجهی دولت البته برای طیف وسیعی از سهامداران تازه‌وارد درس آموزنده‌ای داشت. اینان که طی ماه‌های گذشته فقط به افزایش بازدهی قیمت سهامشان عادت کرده بودند ناگهان دریافتند که همیشه قرار نیست بازار سهام یکطرفه بر وفق مرادشان باشد و سود ببرند بلکه این بازار روی دیگری هم به نام زیان یا کاهش سود دارد که باید هر سهامداری به آن نیز توجه کند. اساسا حلیت این بازار، شراکت در سود و زیان است. هرچند تجربه نشان داده با صبوری در این بازار می‌توان به سودی بیش از نرخ سود بانکی دست یافت.

اشغالگری در قلمرو ذهن و ضمیر

علی ربیعی در روزنامه ایران نوشت:

سرانجام کوه خیانت که «معامله قرن» نام گرفته بود، موش زایید و امیری بی‌درایت در آن سوی خلیج فارس ترجیح داد مهره‌ای ناچیز شود در ماشین «عادی‌سازی» جنگ و جنایت و اشغالگری قدس شریف. این یک هدیه انتخاباتی بود برای ترامپ و یک هدیه وقیحانه به نتانیاهو که عجز او برای «طبیعی‌سازی» و به قول عرب‌ها «تطبیع» اشغال را پوشش دهد. در واقع این نخستین باری نیست که امیری، حاکمی و یا خانی در گوشه‌ای از حوزه تمدن اسلامی خیانت به قدس را توجیه می‌کند.

ابن اثیر مورخ شهیر قرن هفتم هجری قمری با اشاره به یکی از همین قدس فروشان بدنام تاریخ نوشت تسلیم بیت‌المقدس به (صلیبیون) فرنگی موجب یک وهن بزرگ برای مسلمین است و چنان دردبار است که نمی‌توان آن را وصف کرد. او دعا می‌کرد که خدا راه فتح قدس و بازگشت آن به مسلمین را بگشاید: «وتسلّم الفرنج البیت‌المقدس، واستعظم المسلمون ذلک وأکبروه، ووجدوا له من الوهن والتألم ما لا یمکن وصفه؛ یسر الله فتحه وعوده إلی المسلمین.» (نقل از سایت «الجزیره»)

آن خائنین جز ردی از ننگ در تاریخ برجای نگذاشتند اما نام صلاح‌الدین ایوبی فاتح قدس شریف بر تارک تاریخ می‌درخشد. می‌گویند نجاری در آن ایام در شهر حلب منبری ساخته بود برای مسجدالاقصی. از او پرسیدند حال که قدس در اشغال صلیبیون قرار دارد منبر تو به چه درد می‌خورد؟ گفت من نجار هستم کار خودم را انجام دادم. روزی کسی خواهد آمد و آن منبر را به مسجدالاقصی خواهد برد.

اشغالگران می‌کوشند قلمرو ذهن و ضمیر ما را چنان به اشغال خود درآورند که نتوانیم رؤیای رهایی و آزادی را در سر بپرورانیم.

آنها که همین چند روز پیش پس از ۸۶ سال ممنوعیت، نخستین نماز جمعه و نخستین نماز عید قربان را در ایاصوفیه اقامه کردند در پیامد بلافصل این مراسم عبادی-سیاسی یک امکان بزرگ را به نمایش گذاشتند. بازگشایی ایاصوفیه به روی عبادت مؤمنان یک گشایش بزرگ به روی تاریخ و تمدن اسلام بود. در طول سه قرن اخیر شرق‌شناسی استعماری تلاش کرده تا ضمن برجسته کردن وجوه اختلاف ملیتی، مذهبی و فرهنگی اقوام خویشاوند، همه مشترکات ما را به قلمرو تاریک توجه نخبگان و توده‌ها براند. اکنون در رؤیت تابلوی آن نمازجمعه باشکوه می‌توان همه مشترکات تمدنی امت محمدی را به تماشا نشست.

اکنون در طنین ملکوتی بانگ اذان آن چهار مناره مسجد ایاصوفیه می‌توان صدای آزادی قدس را شنید. از اصفهان تا استانبول، از بلخ و بخارا تا بغداد و قاهره و حجاز، راه قدس از آن وحدتی می‌گذرد که پاره‌های پیکر امت محمدی را در ترکیب‌بندی میان اسلام و دموکراسی به یکدیگر و به جهان مربوط می‌کند. همه دنیا در تابلوی زیبای آن نمازجمعه باشکوه ایاصوفیه دید که گشودن یک مسجد به روی نمازگزاران به مفهوم بسته شدن آن به روی پیروان ادیان ابراهیمی و به روی بشریت معاصر نیست. در آن مسجد هم عطر حضرت مریم‌(س) پراکنده شد وهم در زیر آن الواح زیبای اصحاب پیامبر(ص) و دو نور چشم حسنی و حسینی حضرت محمد(ص) ندای وحدت مسلمین خوانده شد. در یک مدار تاریخی بالاتر، این تجربه را می‌توان با شکوه و خلاقیتی بیشتر در قدس شریف تکرار کرد.

از ایاصوفیه تا قدس راهی نیست. فلسطینی‌هایی که به تعبیر رئیس‌جمهوری در همایش بین‌المللی حمایت از انتفاضه «در متن آوارگی‌ها و گسست‌ها از سرزمین مادری، خاطره‌ای از منزلگاه اندوه و آجری از خانه پدری با خود بردند و به کودکان خود آموختند که روزی باید به خانه برگردند.» جلوه دیگری از همین مقاومت یعنی مقاومت حافظه تاریخی در مقابل عادی‌سازی اشغالگری را به نمایش گذاشتند. مهم این است که اجازه ندهیم اشغالگران و یا تحریم‌گران تمامیت ذهن و ضمیر ما را به اشغال درآورند و ما را بدانجا بکشانند که اشغال را تقدیر خود بدانیم و در معرض عادی‌سازی قرار دهیم. فراموش نکنیم که ترامپ و نتانیاهو پس از اینکه یونسکو ماهیت اسلامی تاریخ قدس را رسماً مورد بازشناسی و تصدیق خود قرار داد چه جیغ و داد کشیدند و چگونه سعی کردند خروج از برجام را با خروج برضد سازمان ملل و شورای حقوق بشر و یونسکو ترکیب‌بندی کنند. بنابراین آنجا دشمنان ایران عملیات تحریم و عملیات اشغالگری را در یک ردیف گروه‌بندی می‌کنند، باید دانست که مقاومت در مقابل تحریم یک مقاومت ضد اشغالگرانه نیز هست.

مراسم عزاداری با وجود بیماری کرونا

حجت‌الاسلام علی‌اصغر مجتهدزاده در روزنامه وطن امروز نوشت:

این روزها با عارضه‌ یک بیماری همه‌گیر بین‌المللی مواجه هستیم که تقریبا در همه‌ کشورهای دنیا مشغول گرفتن تلفات و پیشرفت است.1 این بیماری مصداق این آیه‌ شریفه است: و لَنَبلُوَنَّکُم بِشَیءٍ مِنَ ‌الخَوفِ وَالجوعِ وَ نَقصٍ مِنَ الاَموالِ وَالاَنفُسِ وَالثَّمَرات؛ هم با خودش خوف می‌آورد و عده‌ای واقعا می‌ترسند، هم مسأله‌ مشکل اقتصادی را به وجود می‌آورد، هم نقص اموال و انفس و ثمرات را به همراه دارد؛ لکن بعدش خداوند می‌فرماید: وَ بَشِّرِ الصابِرین؛2 اینجا هم صبر لازم است. صبر در اینجا یعنی کار درست و عاقلانه انجام دادن. همه‌ ابزارهای عالم وسایل الهی هستند، او مسبب‌الاسباب است؛ با این اسباب باید کار کنیم و استفاده کنیم اما نتیجه و اثر را از خدای متعال بخواهیم.3

* پیشینه بیماری‌های واگیر در تاریخ
پیشینه بیماری‌های واگیر مانند وبا، طاعون، سل و… به‌ عنوان یکی از عوامل مهم مرگ‌ومیر با تاریخ آفرینش بشر همراه بوده است و یافته‌های آسیب‌شناسی تاریخی حاکی از شواهد این قبیل بیماری‌ها در اسکلت‌های دوران نوسنگی است و برخی از ستون مهره‌های مومیایی‌شده مصریان اثر سل را نشان داده‌اند. یکی از الواح باستانی بین‌النهرین حاوی شرحی از بیماری مسری است. در دوران‌های تاریخی جهان بارها بیماری‌های همه‌گیر وحشتناکی بروز کرده و هزاران انسان را به کام مرگ فرستاده است. گاهی گستردگی و تأثیر بیماری‌های واگیر در ایران به حدی بوده که موجب دگرگونی‌های سیاسی شده، چنانکه بروز طاعون اسبی در لشکریان مغول (765 ه‌ق) سبب پیروزی سربداران سمرقندی شد و سلطان ابوسعید تیموری به واسطه تلفات اسبان بیمارش از لشکر آق قویونلو شکست خورد.4
* عامل انسانی ایجاد و نشر کرونا5
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در عید مبعث امسال (99) با عجیب خواندن ابراز آمادگی آمریکا مبنی بر کمک دارویی به ایران خاطرنشان کردند: «شما متهم هستید این ویروس را ایجاد کرده‌اید. من نمی‌دانم این اتهام چقدر واقعی است اما ممکن است دارویی وارد کشور کنید که این ویروس را ماندگار کند. شاید کسی را وارد ایران کنید تا اطلاعات خود را از میزان اثرگذاری این ویروس تکمیل کند».6
بیانات روشنگرانه و هشداردهنده رهبر حکیم انقلاب ضرورت توجه به موضوع جنگ بیولوژیک و سابقه آمریکا در ساخت سلاح‌های بیولوژیک برای تحقق اهداف استکباری را مضاعف می‌کند.
استفاده از عوامل بیولوژیک مانند باکتری‌ها، ویروس‌ها و قارچ‌ها برای ناتوان ساختن دشمن در جنگ‌های کلاسیک را «جنگ بیولوژیک» می‌نامند. تهیه و استفاده از این سلاح از زمان‌های دور معمول بوده و شواهد تاریخی نشان از به‌کارگیری این سلاح در دوره مغول و جنگ‌های اول و دوم جهانی دارد. سال 1925 برای منع استفاده از سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیک، پروتکل ژنو به امضای کشورهای جهان رسید  اما آمریکا برای نخستین‌بار در سال ۱۹۴۳ برنامه تحقیقاتی خود را در این زمینه آغاز کرد و تا سال ۱۹۶۹ ادامه داد. در این سال نیکسون، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا تحت فشارهای داخلی و بین‌المللی، این برنامه را متوقف کرد. متعاقبا در سال ۱۹۷۲ کشورهای جهان کنوانسیونی مبنی بر عدم تولید، فرآوری و گسترش سلاح‌های بیولوژیکی امضا کردند. سال ۲۰۱۱ نیز ۱۶۵ کشور در سراسر جهان متعهد شدند که استفاده از سلاح‌های بیولوژیک را در برنامه‌های دفاعی خود قرار ندهند. به‌رغم موانع بین‌المللی، امروز بیش از ۱۷ کشور در زمینه ساخت و توسعه سلاح‌های بیولوژیکی فعالیت دارند.
* مذهب و کرونا
ویروس کرونا مشکلات عدیده‌ای را در زمینه‌های مختلف بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی و محدودیت‌های فرهنگی و مذهبی به بار آورده است. در این راستا، بسیاری از مردم دنیا با هر باوری دست به دعا برداشته و با آنکه با اقدامات پیشگیرانه از شیوع کرونا از حضور در عبادتگاه‌ها محروم هستند، در خانه‌های خود برای رفع این بیماری به درگاه الهی تضرع کرده و این بلا را وسیله تقرب بیشتر به خداوند قرار می‌دهند.
مسلمانان با تمسک به آیه شریفه «وَلَا تُلقُوا بِأَیدِیکُم إِلَی التَّهلُکَهِ7»، ضمن لزوم رعایت توصیه‌های پزشکی و بهداشتی برای جلوگیری از شیوع این ویروس، بر ضرورت تقرب جستن به خداوند، صدقه دادن و کمک به نیازمندان جهت بالا بردن روحیه و بعد معنوی جامعه تاکید می‌کنند.
همه قوت شیعه به این است که دین خود را نه در اختیار منحرفین قرار داده و نه به افراد دارای جمود فکری سپرده، بلکه مطابق تعالیم اهل‌بیت، به دست کارشناسانی سپرده که می‌دانند چگونه آن را از روایات و قرآن، مطابق با اصول دقیق نقلی و عقلی استنباط کنند و پاسخ‌های دقیق به مسائل روز مردم دهند و در تبیین دین به چنان زهد و ورعی رسیده‌اند که جز بیان دین خدا دغدغه‌ای نداشته باشند. تردید نداریم شیعه به تبعیت از اهل‌بیت عصمت و طهارت یاد گرفته که احساسات خود را در برابر دستورات دینی و احکام الهی کنترل کند و در برابر دستورات دینی، تابع محض باشد.
صرف‌نظر از حاکمیت سنت‌های الهی و قوانین طبیعی در متون دینی ما توصیه‌های فراوانی درباره رعایت سلامت و بهداشت شده است. از جمله: پیامبر اکرم(ص) جهت کنترل بیماری واگیر فرمودند: اگر بیماری طاعون همه‌گیر شد و انسان در شهر خود بماند و به خاطر خدا صبر کند و بداند که جز آنچه خداوند برایش مقدر کرده به او نمی‌رسد، خداوند متعال به چنین فردی اجر شهید عنایت می‌فرماید8.
در برابر برخی از مخالفان که می‌کوشند دینداری را مخالف عقل و علم و روش‌های سیستماتیک نشان دهند، حضرت امام خمینی(رض) می‌فرمایند: «اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوری، اختراعات و ابتکارات و صنعت‌های پیشرفته است که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچ‌گاه اسلام و سایر مذاهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهند کرد، بلکه علم و صنعت، مورد علاقه، تأکید و تأیید اسلام و قرآن مجید است».9
علامه جوادی‌آملی10 نیز می فرماید: «قرآن وقتی جاهلیت را ترسیم می‌کند، می‌فرماید اینها در بخش اندیشه دست‌شان از اندیشه خالی بود؛ «ان یتبعون الا الظن» و در بخش انگیزه و عمل «ما تهوی الانفس»11 بودند و روی هوای نفس کار می‌کردند. نظام عقلانیت این است که در بخش اندیشه دستش پر از برهان و استدلال باشد و در بخش انگیزه دستش پر از عدل باشد، نه به بیراهه برود و نه راه کسی را ببندد».
مراسم عزاداری ماه محرم یکی از آیین‌های مذهبی و عاطفی است و زندگی ملت ایران با عشق به امام حسین(ع) و فرهنگ عاشورا و سوگواری برای سیدالشهدا عجین شده و در حقیقت برگزاری این مراسم مذهبی، هم نیاز معنوی شیعه است و هم سبب تقویت مکتب سیدالشهدا به شمار می‌رود. این نگرانی وجود دارد که اگر تمهیدات لازم را به عمل نیاوریم ممکن است کم‌کم ذائقه فرهنگی و دینی مردم تغییر کند.
* هیأت‌های مذهبی
هیأت‌های مذهبی، تشکیلاتی‌ترین و مردمی‌ترین نهاد موجود در کشور هستند که از اجتماع محبان سیدالشهدا(ع) شکل گرفته‌اند. خدمات هیأت‌ها از جمله کمک به زلزله‌زدگان، سیل‌زدگان و نیازمندان، بویژه نقش پررنگ آنها در پیشگیری و کنترل بیماری کرونا و کمک به بیماران و تجهیز و تغسیل اموات کرونا نشان داد ماهیت هیأ‌ت‌های مذهبی فقط به تعظیم شعائر دینی محدود نمی‌شود، بلکه کارکردهای مختلفی را در دستور کار خود قرار داده است. در فرمایش اخیر رهبر معظم انقلاب که فرمودند رزمایش همدلی، مواسات و کمک مؤمنانه به نیازمندان رقم بخورد، بچه‌هیأتی‌ها پیش‌قدم شدند و عملیات گسترده‌ای را در 2 مرحله مقدماتی و تکمیلی با عنوان رزمایش همدلی در دستور کار خود قرار دادند.
* مراسم محرم و صفر
مراسم دینی هرگز نباید به خاطر ویروس منحوس کرونا یکجا و به ‌صورت مطلق تعطیل شود؛ برای تقویت روحی افراد و حل معضلات روانی و افسردگی، جامعه نیازمند برگزاری این نوع مراسم است. مساجد و هیئات مذهبی باید جمع بین 2 اصل رعایت بهداشت عمومی و حفظ شعائر دینی باشند و با رعایت دقیق پروتکل‌های بهداشتی و اجرای فاصله‌گذاری اجتماعی به برگزاری مراسم دینی اقدام کنند. محرم و صفر به عنوان مهم‌ترین نماد و شناسه شیعی تعطیل‌پذیر نیست.
همه‌ساله در آستانه محرم و ایام اربعین، موج تخریب عزاداری‌ها و مقابله با این سنت بسیار مهم و استراتژیک مذهبی از خارج کشور آغاز می‌شود و با بازیگری عده‌ای در داخل کشور به اوج خود می‌رسد. گاه نذری دادن برای امام حسین(ع) و گاه خدمات مسیر پیاده‌روی اربعین را زیر سوال می‌برند. ترساندن مردم از مراسم عزاداری و ارائه آمارهای عجیب و غریب از احتمال ابتلا به کرونا در صورت حضور در مراسم محرم، خط جدید رسانه‌ای جهت تخریب عزاداری امسال محرم و هیئات مذهبی کشور است. از سوی دیگر تجربه 3 ماه گذشته در زمینه برگزاری عروسی‌ها، مجالس ختم و مسافرت‌ها نشان داد مردم را نمی‌توان در خانه‌ها حبس کرد بلکه باید روش‌های پیشگیری را به آنها آموخت. بر اساس اعلان رسانه‌ها، بیشترین رعایت پروتکل‌های بهداشتی توسط قشر مذهبی انجام شده و بالاترین حد استاندارد رعایت مسائل بهداشتی نیز تاکنون مربوط به مراسم مذهبی کشور بوده است. نمی‌توان به مردم گفت مراسم عزاداری امام حسین(ع) را برپا نکنند. چنین امری شدنی نیست ولی می‌توان این مسأله را مدیریت کرد. همان‌طور که مقام معظم رهبری با نگاهی جامع و مانع چنین فرمودند: «توصیه‌ من و تأکید من به همه‌ کسانی که عزاداری می‌خواهند بکنند- هیئات، آقایان حضرات منبری‌ها، صاحبان مجالس، مداح‌ها، نوحه‌خوان‌ها و دیگران- این است که هر کاری می‌کنید، ببینید آنها چه می‌گویند؛ یعنی ستاد ملی کرونا، اگر یک ضابطه‌ای را معین کرد برای عزاداری، همه‌ ما موظفیم آن را عمل کنیم. مسأله، مسأله‌ کوچکی نیست؛ مسأله‌ بسیار مهمی است. همین مقداری هم که الان مراقبت هست و کنترل هست، خدای نکرده چنانچه شل گرفته بشود و از بین برود، آنوقت فاجعه‌ای به وجود خواهد آمد که آن سرش ناپیدا است.12
بدون شک با نظارت گسترده و رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی و فاصله‌گذاری اجتماعی می‌توانیم محرم را در سوگ باشیم و به چرایی و جنبه‌های مختلف آن بپردازیم. نذور بهداشتی و توزیع ماسک رایگان، کمک به مستمندان و پخش نذری‌ها به صورت سبدهای ارزاق و برگزاری آنلاین مراسم می‌تواند از روش‌های پیشنهادی باشد. ارائه زیرساخت رایگان برای پخش زنده مراسم و سامانه‌های پلتفرم به هیأت‌های مذهبی ضمن پاسداشت ایام محرم و صفر، سبب رونق مراسم محرم خواهد شد.
……………………………………………………………………………
پی‌نوشت‌ها
 1- سخنرانی نوروزی رهبر انقلاب خطاب به ملت ایران 3/1/1399
2- سوره مبارکه بقره، آیه 155
 3- پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۹شمسی 1/1/1399
 4- سخنرانی دکتر حسن تاج‌بخش، عنوان: بیماری‌های واگیر انسانی و حیوانی در آیینه تاریخ، مجله آموزشی و بهداشتی، صص278-277. 783 ه.ق
 5- کرونا، چرا آمریکا متهم است؟ نویسنده: محسن پاک‌آیین، سفیر سابق ایران در آذربایجان، ازبکستان، تایلند، زامبیا و تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل
http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/1990310
 6- بیانات تلویزیونی مقام معظم رهبری مدظله العالی در عید مبعث 3/1/1399
 7- بقره 195/ خود را به مهلکه نیندازید.
 8-  قال النبی الأکرم(ص): «لَیسَ مِن أحَدٍ یَقَعُ الطّاعونُ فَیَمکُثُ فی بَلَدِهِ صابِراً مُحتَسِباً یَعلَمُ أنَّهُ لا یُصیبُهُ إلاّ ما کَتَبَ أللهُ لَهُ إلاّ کانَ لَهُ مِثلُ أجرِ شَهیدٍ»؛ کنز العمّال، متقی هندی، ج ۱۰، ص ۷۷.
 9- صحیفه نور (جلد۲۱، ص۴۰۶)
10- دیدار دانشجویان در سال ۱۳۹۶
11- سوره مبارک نجم، آیه 23
12- بیانات تلویزیونی عید قربان مقام معظم رهبری در تاریخ 10/5/1399

 توسل به تمامی اهرم‌ها برای فشار حداکثری علیه ایران

علی بیگدلی در روزنامه آرمان ملی نوشت:

 

رسانه‌های آمریکایی مدعی هستند، آمریکا چهار کشتی را که حامل سوخت بوده، توقیف کرده است و این کشتی‌ها به نام‌های لونا، پاندی، برینگ و بلا بدون‌استفاده از نیروی نظامی در چند روز گذشته توقیف شده‌اند؛ ادعایی که هنوز ثابت نشده است و صرفا باید آن را امروز یک جنگ روانی قلمداد کرد. آنها مدعی هستند که محموله‌های سوختی ایران که توسط آمریکا توقیف شده‌اند به کشتی‌های دیگری برای ارسال به آب‌های آمریکا منتقل شده‌اند. یک قاضی آمریکایی مجوزی را برای توقیف محموله‌های بنزین ایران در چهار نفتکش در ماه جولای پس از آنکه دادستان‌ها یک دادخواست را ارائه کرده‌اند،

صادر کرده به همین علت صرفا محموله توقیف شده است. صاحبان این چهار کشتی با انتقال این محموله‌های سوختی موافق بوده‌اند. مسئولان ایرانی با قاطعیت عنوان می‌کنند این موضوع یک دروغ و جنگ روانی دیگر از طرف دستگاه تبلیغاتی امپریالیسم آمریکاست و نه کشتی‌ها، ایرانی هستند و نه مالک یا پرچم آنها ارتباطی به ایران دارند. این موضوع تلاشی برای فضاسازی غیرواقعی و قدرت‌سازی دروغین برای آمریکاست. اظهارنظری که جزئیات محموله را شفاف کرده اندکی شبهات را در این زمینه زیاد کرده است. آنچه مشخص است اینکه 4 کشتی با پرچم لیبریا توقیف شده‌اند.

ایالات متحده در راستای چنین اقداماتی هنوز خود را متصل به قطعنامه 2231 می‌داند اما آن قطعنامه نیز صرفا اجازه بازرسی محموله را داده است و آمریکا حق مقابله با هیچ یک از محموله‌های ایران را ندارد. در همین راستا بود که از محافل حقوقی داخلی خود یک مجوز نیز اخذ کرده‌اند اما در عرصه حقوق بین‌الملل هیچ اجازه‌ای برای این کار به آنها داده نشده است. بنابراین ایالات متحده در این زمینه به هیچ‌وجه محق نیست و صرفا به عنوان یکی از اعضای شورای امنیت و با توسل به قطعنامه 2231 می‌تواند مانع از تجارت اسلحه شود. در ورای این مساله، ایران باید هوشیارتر اقدام کند زیرا ممکن است ایالات متحده از این به بعد مانع مراودات ایران و ونزوئلا شود.

ایالات متحده با این اقدامات به دنبال آن است تا حلقه تهدید و فشار را بر ایران تنگ‌تر کند. در این زمینه از هر اقدامی و هر واسطه‌ای نیز استفاده می‌کند تا ایران را زیر سنگین‌تر فشارها قرار دهد و حتی این امر را به حوزه دیپلماسی منطقه‌ای نیز کشانده‌ تا جایی که می‌توان توافق اخیر امارات و رژیم صهیونیستی را در همین راستا متصور بود. در آینده شاید اثرات اقدامات ایالات‌متحده بیشتر مشخص شود اما اهداف کوتاه مدت آن زیاد چشمگیر نیست. ایالات متحده آمریکا متوسل به تمامی اهرم‌ها برای فشار حداکثری بر ایران شده است و در این راستا نیز هر روز یک بازی جدید به راه می‌اندازد.

تلاش مذبوحانه نظام سلطه در باتلاق لبنان

سیدعبدالله متولیان در روزنامه جوان نوشت:

به رغم گذشت ۱۴ سال از یورش وحشیانه رژیم صهیونیستی به لبنان در سال ۲۰۰۶ میلادی، هنوز جنگ ۳۳ روزه ناگفته‌های زیادی با خود دارد. به همان میزان که تهاجم ددمنشانه صهیونیست‌ها برای جهان اسلام تلخ و جانسوز بوده است، سخن گفتن از نبرد ۳۳ روزه رژیم صهیونیستی موسوم به حرب تموز مفتوح یا جنگ باز و بازگویی خاطرات آن نبرد برای صهیونیست‌ها تلخ و آزاردهنده بوده و به منزله سخن گفتن از رؤیاهای برباد رفته و کابوس مقاومت تلقی می‌گردد.

جنگ ۳۳ روزه از پیامدهای حضور امریکا در منطقه غرب آسیا و اشغال افغانستان و عراق و محصول تلاش غرب برای ایجاد خاورمیانه جدید است، در واقع این جنگ، توطئه مشترک صهیونیست‌ها با دولت‌های غربی و دولت‌های خائن و خودفروخته اردوگاه وهابیون کشورهای عربی به‌عنوان مقدمه حمله به جمهوری اسلامی ایران و عقیم سازی محور مقاومت و تشکیل خاورمیانه جدید محسوب می‌گردد. بازخوانی اهداف و دستاوردهای جنگ ۳۳ روزه به خوبی نشان می‌دهد که غربی‌ها قویاً در پی انجام دومین تقسیمات جدید جغرافیایی در منطقه غرب آسیا (پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی) و رفع موانع تحقق استراتژی خاورمیانه جدید (صدور اعلامیه بالفور ۲) بوده‌اند. خانم رایس وزیر امور خارجه امریکا با دفاع از کشتار بی رحمانه و دد منشانه صهیونیست‌ها، قتل عام کودکان و زنان و مردان لبنانی را به درد زایمان تشبیه کرده و گستاخانه می‌گوید اتفاقات لبنان درد زایمان تولد خاورمیانه جدید است.

حمله اشرار وحشی صهیونیست به لبنان در سال پنجم حضور امریکایی‌ها در منطقه غرب آسیا و اشغال افغانستان و عراق و به‌عنوان یک حلقه از حلقات ایجاد خاورمیانه جدید و با اهداف بسیار از جمله اهداف زیر صورت پذیرفت:

۱ – ایجاد خاورمیانه بزرگ.
۲ – تضعیف و انزوای ایران.
۳ – نابودی عقبه استراتژیکی ایران.
٤ – نابودی مقاومت لبنان.
۵ – ترور رهبران حزب‌الله.
۶ – دوقطبی سازی و ایجاد موج نفرت علیه حزب‌الله در لبنان.
۷ – تأمین امنیت رژیم صهیونیستی از ناحیه مرزهای لبنان.
۸ – زمینه سازی برای بازگشت به استراتژی «جنگ در بیرون از خانه/ امتیازگیری در خانه».
۹ – زمینه سازی برای به تسلیم کشاندن ایران.
۱۰ – تضعیف ائتلاف ایرانی/سوری.

به این ترتیب می‌توان گفت اولاً حمله به لبنان مدل کوچک و آزمایشگاهی حمله به ایران بود، ثانیاً این حمله به نوعی انتقام از لبنانی‌ها به خاطر خروج خفت‌بار صهیونیست‌ها در سال ۲۰۰۰ محسوب می‌شود چرا که رژیم صهیونیستی که در سال ۱۹۸۲ طی دو روز بیروت را اشغال کرده بود در سال ۲۰۰۰ خوار و ذلیل شده بود. اگر چه مثلث اشرار غربی، عبری و وهابی در جنگ ۳۳ روزه به اهداف شیطانی و ضدبشری خود دست پیدا نکرد، اما آثار کوچک و بزرگ، میان مدت و بلند مدت، تاکتیکی و استراتژیکی و… و در سطوح مختلف (داخلی لبنان، رژیم صهیونیستی، منطقه غرب آسیا، جهان اسلام، محور مقاومت، سطح بین‌الملل، اتحادیه کشورهای عربی منطقه و…) از خود به جا گذاشت که برخی از آن‌ها از این قرار است:

۱ – رفع اختلافات داخلی شیعیان لبنان به‌ویژه بین حزب‌الله و جنبش امل.
۲ – تحکیم موقعیت داخلی حزب‌الله و حمایت اهل سنت و مسیحیان لبنان از مواضع حزب‌الله.
۳ – تضعیف جبهه ضد حزب‌الله داخل لبنان که از سوی رژیم سعودی حاکم بر حجاز تغذیه، هدایت و حمایت می‌شوند.
٤ – تثبیت و تقویت توانمندی و موقعیت شیعیان در لبنان و پذیرفته شدن ظرفیت شیعیان در معادلات لبنان.
۵ – همراهی و همسویی اهل سنت و مسیحیان لبنان با گزینه ایستادگی و مقاومت در برابر خوی تجاوزگری رژیم صهیونیستی و دشمن خارجی.
۶ – ظهور حزب‌الله به‌عنوان یک نیروی مقتدر نظامی و هم‌وزن ارتش صهیونیستی و به‌عنوان یک بازیگر قوی در حوزه سیاست منطقه غرب آسیا.
۷ – آشکار شدن نفاق و هم‌سویی اردوگاه کشورهای وهابی منطقه با رژیم صهیونیستی.
۸ – تقویت و تثبیت موقعیت ایران در منطقه.
۹ – کشف نقاط ضعف و آسیب پذیری‌های رژیم صهیونیستی تا جایی که به رغم گذشت ۱۴ سال از این جنگ ویرانگر هنوز خاطره شکستن ابهت پوشالی رژیم صهیونیستی با نام مرگ تانک‌های مرکاوا و ناوچه‌های ساغر یاد می‌شود.
۱۰ – بروز شکاف در سطح بین‌الملل بین کشورهای حامی رژیم صهیونیستی.
۱۱ – شکسته شدن تابوی شکست ناپذیری و اقتدار نظامی رژیم صهیونیستی در جهان.
۱۲ – ترک برداشتن اتحاد بین‌المللی و پذیرش جعلی بودن رژیم صهیونیستی و صدور قطع‌نامه‌های متعدد علیه صهیونیست‌ها پس از این جنگ.
۱۳ – باور پذیر شدن شکست اسرائیل در افکار عمومی جهان و شکل گیری موج نفرت علیه رژیم صهیونیستی در بین افکار عمومی جهان.
۱٤ – تکثیر الگوی مقاومت به داخل سرزمین‌های اشغالی و سایر کشورهای تهدید پذیر نظیر سوریه.
۱۵ – تحمیل هزینه سنگین و تلفات انسانی و کشف شکنندگی و آسیب پذیری‌های رژیم صهیونیستی.
۱۶ – شکستن اعتبار رژیم صهیونیستی نزد شهروندان صهیونیست داخل سرزمین‌های اشغالی.
۱۷ – برملا شدن ترس، بی انگیزگی و ناتوانی ارتش رژیم صهیونیستی در صحنه‌های نبرد.
۱۸ – معرفی ایران به‌عنوان برنده واقعی و نهایی جنگ لبنان.
۱۹ – تکمیل و تقویت زنجیره مقاومت اسلامی.
۲۰- نابودی تفکر ایجاد خاورمیانه جدید.

آنچه که امروز در لبنان از حضور فرصت‌طلبانه فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها و… و دامن زدن به خط آشوب و انجام پروژه متنفرسازی علیه حزب‌الله شاهدیم قطعاً بی تأثیر از حس انتقام‌گیری آنان از حزب‌الله لبنان و ایران نیست، اما با محاسبه و برآورد صحیح و دقیق فرصت‌ها، تهدیدها، نقاط ضعف و قوت در لبنان و محور مقاومت و… می‌توان با قوت آینده را به نفع حزب‌الله و مردم لبنان پیش‌بینی کرده و پیروزی بزرگ‌تری نسبت به نبرد ۳۳ روزه را به مسلمان و مردم آزاده جهان نوید داد.

امید دادن با روش‫های اعتمادسوز!

محمدعلی وکیلی در روزنامه ابتکار نوشت:

بدون تعارف باید گفت دیگر «بی‌عملی» بخش اصلی کشورداری ما شده است. به جرات می‌توان گفت در بحرانی‌ترین دوره تاریخ بعد از انقلاب هستیم اما هیچ تصمیم مهمی گرفته نمی‌شود.

اینکه چرا هرکس به «وضع موجودِ خودش» چسبیده و رها نمی‌کند، مسئله‌ای است که می‌توان در مقالی دیگر مفصل به آن پرداخت. اما این وضع باعث شده هیچ اتفاقی نیفتد. البته هیچ نسخه نجات بخشی هم از دل گفت‌وگوهای حکومتی در این وضعیت بیرون نمی‌آید. تمام نسخه‌ها یک اصلِ اساسی و مضمر دارند: «همه باید تغییر کنند جز من!‫» این درحالی است که واقعیت وضع موجود می‌گوید: «همه مقصرند.» طبیعی است که خوانشِ این واقعیت و نسخه پیچی برای آن، در پرتوِ اصلِ مزبور نمی‌تواند راه به کاری ببرد! اکنون در سایه نسخه‌های خودبینانه نشسته‌ایم و تقریباً هیچ کاری انجام نمی‌شود. برای فهم بهتر موقعیت کنونی، بد نیست داستانی مشهور در ماجرای قطعنامه۵۹۸ را فرا روی آوریم. همان داستانی که در آن، وقتی «تصمیم بزرگ» پذیرش قطعنامه گرفته شد، مرحوم هاشمی به امام‫(ره) می‌گوید من مسئولیت قطعنامه را برعهده می‌گیرم و شما نیز مرا محاکمه کنید؛ تا هم کشور نجات یابد و هم به حیثیت انقلابی شما لطمه وارد نشود. اما امام این پیشنهاد را نمی‌پذیرد و بقیه ماجرا را هم می‌دانید. غرض حقیر، عرض این دقیقه است که آن زمان نیز می‌دانستند اتخاذ آن تصمیم بزرگ می‌تواند به موقعیت‌های افراد لطمه وارد کند. اما با علم به این آسیبِ احتمالی، «تصمیم بزرگ» گرفته می‌شود.

امروز اما همه پذیرفته‌ایم که تصمیم بزرگ در این کشور گرفته نشود و انگار کانون‌های متضادالمنافع، بر نتیجه صفر-صفر متحدالعمل شده‌اند. همه متفق شده‌اند کاری نشود تا به موقعیت هیچ کس آسیبی نرسد. همه می‌دانیم که موقعیت کنونی کشور (و به تبع آن آرایش کنونی قدرت)، مطلوب نیست و هر لحظه منابع کشور مهدورِ محذورات کانون‌ها می‌شود؛ اما خبری از تصمیم بزرگ برای عبور از این وضعیت نیست.

باری؛ بگذریم. در چنین فضایی که جامعه از اراده و عمل قدرت ناامید و یا کم امید شده است، به ناگاه خبر می‌آید که تصمیم بزرگی در راه است. نگاه جامعه خیره می‌شود و در دل‌ها کورسویی از امید شکل می‌گیرد. بعد از کش‫و‫قوس‌های زیاد، کاشف به عمل می‌آید همه اخبار تنها در حد یک طرح پیشنهادی بوده است و هنوز تصمیمی پیرامون آن نگرفته‌اند. درد بی‌آلتی و بی‌عملی، ما را به کارهای عجیب کشانده است. در برهوت عمل و ایده عمل، هر پیشنهاد عملیاتی را با ذوق بی‌حد، برسرِ دست می‌کنیم و آن را در کرنا می‌کنیم. درواقع انگار دچار آشفتگی در رویه شده‌ایم و شئون را پریشان کرده‌ایم! چند وقتی است که روسای محترم جمهوری و مجلس، در دادن وعده گشایش اقتصادی رقابت تنگاتنگی دارند. روزی نیست که دست‌کم یکی از آن‌ها از طرحی بزرگ سخن نگوید.

راستش وقتی مسابقه دو رئیس قوه را دیدم، با خود گفتم احتمالاً خبری در مقیاس قطعنامه ۵۹۸ مطرح است. اما وقتی در مراحل بعد، اگرهای آقای روحانی و تردیدهای آقای قالیباف را شنیدم فهمیدم که حجم امید بیش از مایه واقعیت بوده است! درواقع، این بار نیز باعجله ‌و با روش‌های مرسومِ این روزها، بر انتظارات روانی جامعه افزودند و البته به‌سرعت موجبات سرخوردگی و ناامیدی را فراهم آوردند. این درحالی است که ورود روسای قوا ‌باید پس از نهایی شدن طرح باشد، نه در مراحل اولیه و پیشاکارشناسی. و یا به‌طور مثال آنچه را که در این مدت به بهانه کرونا برسر خانواده‌های دانش‌آموزان کنکوری آوردند؛ ده‌ها بار خبرهای رفت و برگشتی که هرکدام بازی با روان صدها هزار جوان و خانواده‌های‌شان بود. به عبارتی گاهی اثر برخی از تصمیمات غیرکارشناسی صدها برابر کرونا روان جامعه را خراب می‌کند. اگر بنا است همه تسلیم پروتکل‫های ستاد کرونا باشیم، پس این بازی‌های عجیب دیگر چه صیغه‌ای است؟ یا اینکه امروزه بورس در ایران بنا به هر علتی، امیدی را در کویر اقتصاد ایران برای جذب سرمایه ایرانیان فراهم آورده است؛ اما ناگهان میان این تقلای امید، جدال دو وزارتخانه برسر صندوق دارا و خبرهای متناقض و وعده های غیرکارشناسی، می‌رود که این فرصت را به مهم‌ترین تهدید تبدیل کند!

انگار از «بی‌عملی» یک پله دیگر سقوط کرده‌ایم و رسیده‌ایم به مرحله «عمل مخرب». اراده «تصمیم بزرگ»، با این بازی‌های کوچک، جمع‌ناپذیر است. بهتر است اگر حرف مهمی نداریم، حرفی هم نزنیم! امیددادن‌های بی‌مورد و وعده‌های نسنجیده، ته‌مانده‌های امید و خاک به‌جا مانده از مخروبه اعتماد را هم بر باد می‌دهد.

خیانت برای هیچ!

دکترسید رضی عمادی در روزنامه خراسان نوشت:

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا پنج شنبه شب در یک کنفرانس خبری در کاخ سفید از توافق رژیم صهیونیستی و امارات  متحده عربی برای عادی‌سازی کامل روابط خبر داد.همزمان امارات، آمریکا و اسرائیل در بیانیه مشترکی ضمن تایید این خبر اعلام کردند که روابط دوجانبه میان ابوظبی و تل آویو به شکل مستقیم و علنی برقرار خواهد شد. توافق امارات با رژیم صهیونیستی در ابعاد مختلف اهمیت دارد، اما مهم‌ترین بعد آن اهمیت زمانی توافق است. مصر در شرایطی در سال 1978 با رژیم صهیونیستی پیمان صلح کمپ دیوید را امضا کرد که کشورهای عربی در چهار جنگ متوالی از این رژیم شکست خورده بودند و امیدی به تضعیف رژیم صهیونیستی نداشتند.

در واقع، صلح مصر، صلح از روی «استیصال و ناامیدی» بود اما امارات در شرایطی با رژیم صهیونیستی توافق صلح امضا کرده است و در جهت ایجاد روابط رسمی دیپلماتیک گام بر می‌دارد که نه تنها «شکست پذیری» ارتش اسرائیل بلکه آسیب‌ها و ضعف‌های متعدد آن ثابت شده است. اثبات این موضوع نه از سوی ارتش کشورهای عربی بلکه از سوی گروه های مقاومت لبنان و فلسطین انجام شده است. بعد دیگر اهمیت زمانی این توافق ابوظبی و تل‌آویو، مربوط به شرایط شکننده داخلی سرزمین‌های اشغالی است.

رژیم صهیونیستی در بدترین دوران 72 ساله خود قرار دارد. طی یک سال، سرزمین های اشغالی شاهد برگزاری سه انتخابات پارلمانی بود که درنهایت نیز به تشکیل کابینه شکننده ائتلافی منجر شد. با گذشت تنها چهارماه اختلاف‌ها در درون کابینه نتانیاهو شدت پیدا کرده و زمزمه‌های فروپاشی کابینه و برگزاری انتخابات چهارم پارلمانی نیز افزایش یافته است. علاوه بر این، افزایش مشکلات اقتصادی و ناکامی کابینه نتانیاهو در مقابله با شیوع کرونا نیز زمینه‌های برگزاری تظاهرات ضد کابینه و شخص نتانیاهو را فراهم کرده است .

ده ها هزار نفر بزرگ ترین تظاهرات علیه نتانیاهو را برگزار کردند و خواستاربرکناری وی از نخست وزیری شدند. با این حال، تقلیل تظاهرات به اعتراض علیه نتانیاهو، نادیده گرفتن واقعیت هاست چرا که مردم در سرزمین های اشغالی نتانیاهو را سمبل ساختار قدرت می دانند،به این دلیل او  به  برگ برنده ای برای فرار از مهلکه نیاز داشت.سومین بعد اهمیت زمانی توافق ،نزدیک بودن آن با انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست. دونالد ترامپ در پی ناکامی در مقابله با شیوع گسترده کرونا در آمریکا و تأثیر آن بر اقتصاد این کشور، نه تنها از پیروزی در انتخابات نوامبر 2020 اطمینان ندارد بلکه حتی اغلب نظرسنجی ها در شرایط فعلی  حاکی از شکست ترامپ در مقابل جو بایدن است. بنابراین، رونمایی از توافق امارات با رژیم صهیونیستی کارت مهمی برای ترامپ در انتخابات پیش روست.

در عین حال، رونمایی از این توافق در این بازه زمانی به صورت هدفمند انجام شده است چرا که در صورت شکست احتمالی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری، امکان چنین توافقی نیز کاهش پیدا می کرد.توافق امارات با رژیم صهیونیستی پیامدهایی در دو سطح ملی و منطقه ای نیز خواهد داشت. مهم ترین پیامد این توافق در سطح ملی، «ستانده» طرفین است. رژیم صهیونیستی با این توافق بر شمار کشورهای عربی که با این رژیم توافق صلح امضا کردند، افزود کما این که احتمال دارد کشورهایی نظیر بحرین نیز در جهت عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی گام بردارند. مصر و اردن نیز در شرایطی با رژیم صهیونیستی توافق صلح امضا کردند که هر دو کشور مرز مشترک با سرزمین های اشغالی دارند، اما نه تنها امارات هیچ مرز مشترکی با اسرائیل  ندارد بلکه فاصله جغرافیایی زیادی با سرزمین های اشغالی دارد. امارات نخستین کشور عربی است که مرز جغرافیایی با رژیم صهیونیستی ندارد، اما با این رژیم توافق صلح امضا کرد.

در مقابل، امارات نه به لحاظ اقتصادی و نه سیاسی به رژیم صهیونیستی نیاز ندارد. بنابراین در مقابل این توافق به لحاظ ملی ستانده ای نداشته است.افزون بر این،توافق کمپ دیوید، وادی عربه یا توافق سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) با رژیم صهیونیستی در مقابل آزادی زمین بود. یعنی در مقابل این توافق، بخش هایی از جغرافیای اشغال شده توسط رژیم صهیونیستی آزاد می شد، اما اکنون حتی یک وجب از اراضی اشغالی آزاد نمی شود و طرح الحاق کرانه باختری به سرزمین های اشغالی نیز کنار گذاشته نشده بلکه تعلیق شده است. نتانیاهو در این خصوص صریحاً گفت: «به طرح الحاق (کرانه باختری) پایبندیم و هرگز از آن کوتاه نمی‌آییم. ترامپ شهرک‌های اسرائیلی (درکرانه باختری) را به رسمیت شناخته است. من هیچ طرحی را به تعویق نینداخته ‌ام، بلکه ترامپ خواستار تعویق این طرح شد.» حتی «دیوید فریدمن»، سفیر آمریکا در فلسطین اشغالی نیز تاکید کرد که طرح الحاق کرانه باختری لغو نشده بلکه به طور موقت متوقف شده است. با توجه به این شرایط است که بسیاری از کارشناسان معتقد هستند توافق امارات با رژیم صهیونیستی خیانتی ذلیلانه و «صلح در مقابل هیچ» است.