شنبه , ۲۵ مرداد ۱۳۹۹
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » مرور روزنامه‌های شنبه یازدهم مردادماه!

مرور روزنامه‌های شنبه یازدهم مردادماه!

سخنان رهبر انقلاب در عید قربان درباره تحریف و بازتاب‌های آن، پاس گل نمایندگان مجلس به چین؟! ‏شنبه‌های مقاومت و ‏پنجشنبه‌های تولید، پیشنهاد جنجالی ترامپ: انتخابات را به تعویق بیندازید، فصل‌الخطاب ستاد ملی کرونا، سریال تهران کارگردان: ‏موساد، ریشه‌های عمیق گرانی چیست؟ نظر آیت ‫الله العظمی سیستانی درباره برگزاری مراسم عزاداری ماه محرم، تابستان داغ و ‏پاییز داغ‌تر برای آمریکا و لبیک مداحان به فصل الخطاب رهبر انقلاب، از مواردی است که موضوع گزارش‌های خبری و تحلیلی ‏روزنامه‌های امروز شده است. ‏
به گزارش «تابناک» روزنامه‌های امروز شنبه یازدهم مردادماه در حالی چاپ و منتشر شد که بیانات رهبر انقلاب به مناسبت عید ‏قربان، تاکید بر فصل الخطاب بودن تصمیمات ستاد مقابله با کرونا و موضوع تحریف و تحریم در بیشتر روزنامه‌های امروز در ‏صفحات نخست برجسته شده است. ‏

پیشنهاد ترامپ برای تعویق انتخابات آمریکا، کرونا به روایت رئیس جمهور و ادامه تحلیل‌ها و یادداشت‌ها درباره تورم و ریشه ‏های آن در وضعیت کنونی از دیگر عناوینی است که در صفحات نخست روزنامه‌های امروز به چشم می‌خورد. ‏

در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم. ‏

چگونه زودتر از همه وارد موج دوم کرونا شدیم؟

عباس عبدی در بخشی از یادداشت امروز خود در روزنامه اعتماد با عنوان آزمونِ کرونا! نوشت: فرماندار اسلامشهر اعلام کرده ‏است که تاکنون ۲۹۲ نفر در این شهرستان به دلیل کووید ۱۹ فوت شده‌اند. اگر همین نسبت را برای کل کشور در نظر بگیریم، ‏معلوم می‌شود که آمار واقعی مرگ و میر این بیماری چقدر است، زیرا به ازای هر صد هزار نفر جمعیت این شهرستان، حداقل ‏‏۶۵ نفر فوت شده‌اند و این تازه رقم رسمی فوتی‌ها در این شهرستان است. به علاوه برای اطلاع از واقعیت کرونا احتیاج به این ‏محاسبات هم نیست؛ کافی است که سری به بیمارستان‌ها بزنند تا ازدحام بیماران به چشم دیده شود. همچنین آقایان که به ‏بهشت‌زهرا زیاد می‌رفتند، می‌توانند قبر‌های جدید و کرونایی را بشمارند. کافی است از بیمارستان سینا پرسیده شود که چه تعداد از ‏کادر آنجا مبتلا شده‌اند. می‌گویند ۳۵۰ نفر، یعنی حدود یک‌سوم پرسنل بیمارستان. با این ملاحظات پس چرا اصرار به انجام مراسم ‏عزاداری‌های عمومی است و حتی این‌بار دولت نیز پرچمدار این ماجرا شده است. پاسخ دقیق شاید به مجموعه‌ای از علل بازگردد. ‏رسیدن به نقطه کنونی راهی بود که در ایران و جمهوری اسلامی تاکنون طی شده است و چاره‌ای ندارند جز اینکه تا آخر بروند. ‏کسی هم شهامت اصلاح و تغییر آن را ندارد. از روزی که دین تبدیل به مناسک جمعی شد، اخلاق و عدالت به عنوان دو رکن ‏اصلی آن به حاشیه رفت، سخنگویان جدیدی برای تعبیر از دین پیدا شدند و سخنگویان اخلاقی و عدالت‌محور یا به حاشیه رفتند یا ‏در مسلک جدید دینی در آمدند و پادوی سخنگویان آن شدند؛ این دینی است که سنخیت چندانی با عقلانیت ندارد و در نتیجه برقرار ‏کردن گفتگو نیز با آن ممکن نیست. البته در پس ماجرا یک عقلانیتی هست که منافع عده‌ای را تامین می‌کند، ولی آن را به ‏عرصه گفتگو نمی‌آورند. ‏

این تحریف‌های داخلی خارجی‌گرا! ‏ ‏در سرمقاله روزنامه «جوان» / ‏خط اول مبارزه با تحریف به روایت روزنامه «ایران»/چگونه زودتر از همه وارد موج دوم کرونا شدیم؟
هزینه این رفتار را مردم ضعیف و نیز کادر‌های درمان کشور باید بپردازند و این چیزی نیست که منادیان تعبیر جدید ار دین را ‏نگران کند. اگر آن روز که وزارت بهداشت آمار و ارقام مبتلایان و مرگ و میر را در چارچوب محدود و من‌درآوردی می‌گفتند، ‏فکر امروز را می‌کرد شاید هیچ‌گاه آن سیاست نابخردانه را در پیش نمی‌گرفت. بد نیست که بدانیم تعداد فوتی‌های در فصل بهار ‏‏۱۳۹۹ در تهران نسبت به سال ۱۳۹۸، حدود ۳۶۵۰ نفر بیشتر است و این مربوط به آمار فوتی‌ها پیش از تیر ماه است که آغاز ‏روند صعودی مرگ و میر در تهران است. تعداد متوسط فوتی‌های روزانه تهران در سه هفته آخر خرداد که پایان فصل بهار است، ‏نزدیک به ۲۰ نفر در روز بود، در حالی که اکنون به بالای صد نفر رسیده است. بنابراین انتظار می‌رود که تعداد فوتی‌های تابستان ‏امسال در تهران نسبت به فوتی‌های تابستان سال ۱۳۹۸ که حدود ۱۴۰۰۰ نفر بود حداقل ۵۰ درصد بیشتر شود. برای مقابله با ‏کرونا اگر امکان آن وجود داشت که کل فعالیت‌های جاری برای مدتی تعطیل شود، شاید این بهترین گزینه بود، ولی با این وضع ‏اقتصادی و ساختار شغلی و ناهماهنگی و بی‌ارادگی در نظام تصمیم‌گیری، حداقل باید اجازه داد که جامعه و نظام درمانی استراحتی ‏کند و با اقدامات و تجمعات غیرضرور وضع را بدتر نکنیم. هر چند بعید است که این آرزوی ساده و معقول برآورده شود، در نتیجه ‏باید به انتظار آوار بیماران و فوتی‌ها و شکستن کمر نظام درمانی در پاییز و زمستان باشیم. تنها باید امید داشت که واکسن این ‏بیماری از جایی تولید و به دست مردم برسد که قرار است نادیده گرفته شود. دین را تبدیل به ابزار امور خارق‌العاده کرده‌اند. از ‏نظر آنان قرار است مقاومت بدن در برابر ابتلا به کرونا را زیاد کند و خلاصه در این دین هر دردی که به مدد عقلانیت باید ‏مدیریت و درمان شود را به مسیر دیگری می‌اندازند. نقش امام در مکارم اخلاق و اجرای عدالت به کلی نادیده گرفته می‌شود. خب ‏نتیجه چنین رفتاری نیز از پیش معلوم است. ‏

این تحریف‌های داخلی خارجی‌گرا! ‏ ‏در سرمقاله روزنامه «جوان» ‏

غلامرضا صادقیان، سردبیر روزنامه جوان در بخشی از سرمقاله امروز روزنامه جوان با عنوان این تحریف‌های داخلی ‏خارجی‌گرا! ‏ نوشت: نمونه‌ای از تحریف واقعیت را در اظهاراتی می‌بینیم که معتقدند «ملت» ایران بلاتکلیفند و اخیراً «حکومت» ‏هم بلا‌تکلیف شده‌است! به این اظهارات یکی از استادان روشنفکر توجه کنید: «۴۰ سال است که ملت ایران بلاتکلیف است. ‏دولت‌ها شاید پیش خودشان خیال می‌کردند که تکلیف‌شان معلوم است، ولی ملت این احساس را نمی‌کرده است، به همین دلیل همه ‏می‌خواسته‌اند از مملکت فرار کنند. این روز‌ها بلاتکلیفی آنقدر دامنه‌اش وسعت پیدا کرده که گریبان حکومت را نیز گرفته است. ‏همه شده‌ایم بلاتکلیف. روزگاری ملت فکر می‌کرد که حکومت است که می‌تواند او را از بلاتکلیفی بیرون بیاورد. ولی وقتی خود ‏حکومت هم بلاتکلیف بود، آن وقت چگونه می‌توان از او انتظار داشت که مردم را از بلاتکلیفی بیرون بیاورد؟» ‏

این نوع فرمایشات از حاد شدن و داغ شدن تنور روشنفکری است. به یک‌باره می‌گویند «ملت بلاتکلیفند»! و «همه می‌خواهند فرار ‏کنند» برای یک استاد دانشگاه این گزاره‌های با سور «هر» و «همه» آن هم در حق یک ملت، چقدر علمی و روشنفکرانه است؟! ‏اگر بپرسیم آقایان روشنفکر این «جناب ملت» را آخرین بار کی زیارت کردید و مطمئن شدید که بلاتکلیف است، احتمالاً بسیاری ‏از ایشان یادشان نیاید که بار آخر چه زمانی با چند نفر از آحاد جامعه در مکانی شانه به شانه شده باشند، اما خودشان را نماینده و ‏سخنگوی کل ملت فرض می‌کنند! ‏

این تحریف‌های داخلی خارجی‌گرا! ‏ ‏در سرمقاله روزنامه «جوان» / ‏خط اول مبارزه با تحریف به روایت روزنامه «ایران»/چگونه زودتر از همه وارد موج دوم کرونا شدیم؟
بله برخی روشنفکر‌هایی که پول دارند به خارج می‌روند و آن‌ها که پول ندارند می‌مانند و غر می‌زنند، اما آیا آن‌ها که چرخه علوم ‏مختلف را در این کشور می‌چرخانند و آن مهندسان و دانشمندانی که پروژه‌های بزرگ نظامی و صنعتی را در دست دارند و آن ‏مردمی که دارایی‌شان با گران شدن دلار یک سوم می‌شود و پای انقلاب می‌ایستند و آن میلیون‌ها نفری که در طرح‌های مواسات و ‏دستگیری از همنوع، حماسه عجیب آفریده‌اند و آن ده‌ها میلیون ایرانی که آن تشییع عجیب تاریخی را برای سردار خود برپا کردند، ‏همه بلاتکلیف هستند و آیا خروجی بلاتکلیفی چنین چیزی است؟! آیا مردم ایران با همین بلاتکلیفی همه قدرت‌ها را به چالش ‏کشیده‌اند؟! ‏

به نظر می‌رسد بلاتکلیف واقعی آقایانی هستند که تکلیف اصلی‌شان با مردم و ایران روشن نیست. بعضاً کارگزاران دولتی و ‏روشنفکران عافیت‌جو، حق دارند که بلاتکلیف باشند. آن‌ها که نیمی از هویت خود را در جایگاه پست‌های دولتی در ایران می‌بینند ‏و نیم دیگر هویت خود را تا زندگی در غرب، کش داده‌اند؛ همان‌جا که تابعیت دوم را گرفته‌اند و فرزندان‌شان را برای تحصیل ‏فرستاده‌اند. لاجرم درد خودشان را که این نیمه داخلی بلاتکلیف کی به آن نیمه خارجی می‌رسد، درد مردم می‌پندارند و ملت! ملت! ‏می‌کنند. ‏

این گونه است که تا این تحریف‌ها از واقعیت سرزمین ایران در داخل جاری و ساری است، تحریم‌ها هم به قدر خود اثر دارد و اگر ‏مدیر و روشنفکر داخلی چشم بر واقعیت‌ها باز کند و خودش را ملت ایران نداند، می‌توان امیدوار بود که تحریم‌ها نیز در سایه ‏همسویی مدیران با مردم بی‌اثر شود. ‏

 

خط اول مبارزه با تحریف به روایت روزنامه ایران

روزنامه ایران در سرمقاله امروز خود در ستون اول دفتر با عنوان تحریم و تحریف نوشت: رودررویی و تقابل میان کشور‌ها ابعاد ‏گوناگونی دارد و به‌طور معمول و قطعی هیچ‌گاه تک‌بعدی نیست. مقابله اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و تبلیغی و به‌طور ‏مشخص رسانه‌ای یکدیگر را تکمیل می‌کنند. آغاز تقابل‌ها از نوع نظامی و جنگ نیست، بلکه این شیوه به معنای پایان ماجرای ‏تقابل میان کشور‌ها است. آغاز آن مواجهه از رسانه و تغییر ذهن است، سپس سیاست و بعد اقتصاد و در پایان مواجهه نظامی ‏است. مواجهه رسانه‌ای چیست؟ تسخیر ذهن‌ها از طریق قلب حقیقت و انتشار اخبار غیر‌واقعی یا برجسته کردن برخی از امور ‏نه‌چندان مهم و نیز به حاشیه بردن یا ندیدن امور مهم است. این را می‌توان همان تحریف حقیقت و واقعیت نامید. ‏

این اقدام و مبارزه‌ای از جنس نرم‌افزاری است. در این چارچوب تحریف مکمل تحریم می‌شود. همان طور که مقام معظم رهبری ‏در سخنان عید قربان اظهار داشتند که: «به موازات تحریم دشمن، یک جریان تحریف هم وجود دارد: تحریف حقایق، واژگونه ‏نشان دادن واقعیات؛ چه واقعیات کشور ما، چه واقعیات مرتبط با کشور ما. این تحریف هم یکی از کار‌هایی است که آن‌ها انجام ‏می‌دهند. هدف این تحریف دو چیز است: یکی ضربه به روحیه مردم، یکی هم آدرس غلط دادن برای رفع مشکل تحریم. پول ‏زیادی هم دارند خرج می‌کنند برای اینکه این حقایق را تحریف کنند.

این تحریف‌های داخلی خارجی‌گرا! ‏ ‏در سرمقاله روزنامه «جوان» / ‏خط اول مبارزه با تحریف به روایت روزنامه «ایران»/چگونه زودتر از همه وارد موج دوم کرونا شدیم؟

اگر جریان تحریف شکست بخورد، جریان تحریم قطعاً ‏شکست خواهد خورد، زیرا که عرصه، عرصه جنگ اراده‌ها است. از اول انقلاب، خط ثابت دشمن همین بود… به مردم ایران ‏تفهیم کنند که بیچاره شدید، دیگر کارتان تمام است، هیچ کاری از عهده کسی برای شما برنمی‌آید. اگر نقطه قوتی در کشور باشد، ‏مطلقاً انکار می‌کنند. نقطه زرد اگر وجود داشته باشد، این را ۱۰ برابر می‌کنند برای اینکه روحیه مردم و امید مردم، بخصوص ‏امید جوان‌ها، تضعیف بشود.» در واقع اگر طرف مقابل در تحریف موفق شود، آنگاه به‌راحتی می‌تواند ثمرات تحریم را دریابد، ‏ولی اگر بتوان آن را در این جبهه زمینگیر کرد، در این صورت تحریم را هم می‌توان به جای تهدید، تبدیل به فرصت کرد و ‏بیشترین دستاورد‌ها را از آن برای کشور و مردم حاصل نمود. ‏

بنابراین شرط و یا در واقع پیش‌شرط مقابله با تحریم، مواجهه و شکست دادن تحریف است. این امر چگونه رخ خواهد داد؟ ‏متأسفانه باید گفت که مهم‌ترین نقطه ضعف جامعه ما نه اقتصاد است و نه دیپلماسی خارجی و نه توان و قدرت نظامی، که اتفاقاً در ‏همه این زمینه‌ها نقاط قوت خاص خود را داریم. اقتصاد ایران علی‌رغم شدیدترین تحریم‌ها توانسته است حداقل‌های مورد نیاز ‏جامعه را تأمین کند و همچنان به بقای خود ادامه دهد. اگر یک نفر زیر وزنه ۲۰۰ کیلوگرمی قدری خم می‌شود و حتی نتواند ‏تحرک جدی داشته باشد، این به معنای ضعف او نیست، بلکه قدرت او را می‌رساند که قادر به تحمل این وزنه هست. تحریف ‏یعنی اینکه خم شدن او را ببینیم، ولی پایداری و استقامتش را در تحمل این وزنه سنگین نبینیم. در دیپلماسی خارجی نیز همین که ‏ایران توانست اتحاد جهانی علیه خود را به اتحاد علیه ایالات متحده تبدیل کند و از زیر بار قطعنامه‌های شورای امنیت خارج شود، ‏نشان‌دهنده ظرفیت و توانایی مبارزه در این جبهه است. در حوزه نظامی پاسخ‌های داده شده به تجاوز هواپیمای پیشرفته امریکایی ‏به مرز‌های ایران و سپس موشک‌باران پایگاه امریکایی در عراق شاهد مناسب برای قدرت نظامی است. ولی در این میان وضعیت ‏رسانه‌ای ایران، یعنی آنجا که باید بازتاب‌دهنده حقیقت باشد و با تحریف مبارزه کند، نه تنها بسیار ضعیف است، بلکه هر روز که ‏می‌گذرد این ضعف نمایان‌تر می‌شود. به‌طوری که قدرت رسانه‌ای ایران در بازتاب واقعیت جامعه هیچ تناسبی با سایر وجوه قدرت ‏ایران ندارد و لذا دشمنان ما نیز از همین روزنه وارد شده‌اند و هر روز بیش از پیش در حال پیشروی هستند و این خطر وجود دارد ‏که سایر دستاورد‌ها نیز تحت‌الشعاع این وضع قرار گیرند. برای جبران این نقیصه و غلبه بر تحریف چه باید کرد؟ هیچ راهی جز ‏تقویت نظام رسانه‌ای از طریق استقلال و توسعه نفوذ آن وجود ندارد. رسانه وضعیت شکننده‌ای دارد. با اولین سوگیری‌ها و ‏دروغ‌ها، اعتبارش زایل می‌شود و مردم به آن بی‌اعتماد می‌شوند. با این نظام رسانه‌ای نمی‌توان به جنگ با تحریف رفت و اگر در ‏برابر تحریف بی‌دفاع شویم، تحریم نیز مزید بر علت شده و مجبور به تسلیم می‌شویم. خط اول و مقدم جبهه مبارزه با تحریف، ‏رسانه است. در حالی که این خط ضعیف است و احتمالاً تا حالا فرو ریخته، هرچند امکان بازسازی آن وجود دارد. در فقدان ‏بازسازی این خط، بدون تردید سایر دستاورد‌ها بی‌اثر خواهند شد و سایر فشار‌ها از جمله تحریم‌ها نیز اثرگذاری بیشتری پیدا ‏خواهند کرد. ‏