سه شنبه , ۱۶ آذر ۱۴۰۰
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » مرور روزنامه‌های پنجشنبه دوم مردادماه!

مرور روزنامه‌های پنجشنبه دوم مردادماه!

واکسن ایرانی کرونا در راه است؟ کمبود بودجه بلای جان نظام سلامت، علت مرگ قاضی منصوری؛ نامعلوم، پست‌های جدید ‏زاکانی و بذرپاش، هجوم تورم از ناحیه دو عامل کلیدی، آقایان مسئول حواستان به کرونا هست؟ بورس‌های جهان بر مدار صعود، ‏بیراهه خودرو‌های اقتصادی، حلقه‌های فساد در انتظار اجرای طرح قیر رایگان روستایی و نامه علی مطهری به قالیباف نگرانی از ‏احتمال نابودی استقلال مجلس، از مواردی است که موضوع گزارش‌های خبری و تحلیلی روزنامه‌های امروز شده است. ‏

به گزارش «تابناک»؛ روزنامه‌های امروز پنجشنبه دوم مردادماه در حالی چاپ و منتشر شدند که خبر روحانی از وام ۵۰ میلیونی ‏به مستاجران و وعده کنترل بازار ارز از یک سو و ادامه تحلیل‌ها از روابط ایران و عراق پس از سفر نخست وزیر این کشور به ‏تهران در کنار عناوین انتقادی درباره تبعات فسادآور طرح قیر مجانی در مجلس، انتخاب بذرپاش به ریاست دیوان محاسبات و ‏بازگشت جسد قاضی منصوری به کشور در صفحات نخست روزنامه‌های امروز برجسته شده است. ‏

در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم؛ ‏

تنظیم بازار ارز ایران دست چه کسی است؛ دولت یا جمشید بسم‌الله ها؟! ‏

روزنامه آفتاب یزد در بخشی از گزارش اصلی امروز خود درباره تنظیم بازار ارز ایران نوشت: تحولات ارزی هفته جاری گویای ‏‏این است که مسئله رشد وحشتناک قیمت ارز ارتباط تنگاتنگ و ناگسستنی با تراز تجاری و بازگشت ارز‌های حاصل از صادرات ‏‏به کشور دارد. اتفاقی که منجر به این شده است تا دولت از مدت‌ها قبل با انواع اولتیماتوم و تذکر صادرکنندگان را به بازگرداندن ‏‏آنچه ۲۷ میلیارد دلار اعلام می‌شود مجاب سازد! اگرچه رئیس اتاق تهران نیز با این عدد و چرایی اعلام آن و عدم مشخص شدن نام ‏‏صادرکنندگانی که ارز را بر نگردانده‌اند و در عین حال نام سایر صادرکنندگان خوشنام مخدوش شده است، معترض شد و خواستار ‏‏پاسخگویی شفاف در این خصوص شد؛ چرا که به گفته وی، فضای نادرست علیه صادرکنندگان و صحبت‌های کلی در “خائن” ‏‏خطاب کردن صادرکنندگان موجب شکل‌گیری فضای دوقطبی گردیده است. ‏

وی با بیان اینکه همه مسائل را صفر و یک دیدن و تمام صادرکنندگان را در یک صف قراردادن، آن‌هم در شرایطی که بیشترین ‏‏نیاز را نسبت به حفظ و توسعه صادرات غیرنفتی احساس می‌کنیم، بسیار زیان‌بار است اظهار کرد: در مقطعی که نمی‌توانیم نفت ‏‏صادر کنیم، نباید رویکردی اتخاذ شود که صادرات غیرنفتی هم با چالش روبه‌رو شود. اگر قرار باشد با صادرات که با ارزآوری ‏‏در حال کاستن از مشکلات کشور است هم برخورد صورت گیرد، منافع ملی به خطر می‌افتد. ‏

تنظیم بازار ارز ایران دست چه کسی است؛ دولت یا جمشید بسم‌الله ها؟! / ‏ابراستراتژی امنیتی جمهوری اسلامی به روایت کیهان/روز‌های سرنوشت‫ ساز برای سعودی‌ها
با وجود این مباحث و حساسیت و تاثیری که تراز تجاری و وجود ارز کافی جهت تامین نیاز‌های ارزی کشور دارد، دو قطب ‏‏مخالف برخورد‌های تند لفظی علیه همه صادرکنندگان و مماشات با صادرکنندگانی که ارز حاصل از کالا‌های صادراتی را ‏‏برنگردانده‌اند در فضای رسانه‌ای این روز‌ها پرتب و تاب شده است! ‏

اما ابوالقاسم حکیمی‌پور؛ اقتصاددان و استاد دانشگاه دولت درباره چالش‌های ارزی کشور می‌گوید: «دولت صاحب و مسئول ارز ‏‏است و تبلور این واقعیت هم در نوسانات نرخ ارز در همین یکی دو روز گذشته به خوبی مشاهده شد، اینکه نرخ دلار در ظرف ‏‏یک روز ۴ هزار تومان پایین بیاید و ۲۶ هزار تومان به ۲۲ هزار تومان و سپس به کانال ۱۹ هزار تومان برسد، آیا بدون هیچ ‏‏تغییری در سیاست خارجی یا در اقتصاد داخلی یا بین المللی ارز به یکباره کاهش بیابد یا بالا برود، نشان‌دهنده این نیست که دولت ‏‏صاحب ارز است؟!» وی با اشاره به سخن «ارز متعلق به دولت است!» که رئیس‌جمهوری بار‌ها آن را با صراحت بیان کرده و ‏‏دولت را صاحب و مسئول ارز کشور خوانده است، اظهار می‌کند: «آقای روحانی همین چند هفته گذشته با ادبیات توپ و تشر به ‏‏تجار و صادرکنندگان خطاب کرد که ارز متعلق به دولت است و اصلا دولت صاحب ارز است، البته هنوز فراموش نکردیم خود ‏‏آقای روحانی سال گذشته اعتراف کرد که اگر دولت بخواهد و قصدی برای انجام این کار داشته باشد، حتی می‌تواند نرخ دلار را تا ‏‏‏۷ هزار تومان هم پایین بیاورد! پس این دولت است که فعال بازار ارز و قیمت‌گذار یا تعیین‌کننده اصلی نرخ ارز است و “جمشید ‏‏بسم‌الله‌”ها هم در برابر بازارسازی‌هایی که دولت می‌خواهد و به نفع خود انجام می‌دهد نه عددی به شمار می‌روند، نه توان ‏‏تاثیرگذاری چندانی بر بازار ارزی دارند که دولت صاحب و مالک آن است، لذا نوسانات بازار ارز که با کسری بودجه ۲۰۰ هزار ‏‏میلیارد تومانی و کاهش بسیار شدید یا صفر شدن درآمد‌های نفتی به تبع تحریم‌ها و عدم خرید نفت در وضعیت کرونایی، همگی ‏‏ماحصل سیاست‌های دولت است، سیاست‌هایی ناظر بر تامین کسری بودجه فراوان و دست بردن به جیب یا سفره و معیشت مردم!» ‏

حکیمی‌پور با بیان اینکه کرونا و تبعات آن اقتصاد تحریم زده ایران را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است می‌افزاید: دولت در ‏‏بودجه سال جاری حساب خاصی بر روی دریافت مالیات از کسبه و اصناف باز کرده بود که کرونا و تعطیلی‌ها و پیامد‌های آن ‏‏دست دولت را از مالیات هم کوتاه کرده است، کارخانه‌های تعطیلی که قادر به پرداخت مالیات نیستند و رستوران‌ها و بخش‌های ‏‏خدماتی که ارزش افزوده‌ای برای پرداخت به دولت ندارند، دولت را خواسته یا ناخواسته وادار به بالابردن نرخ ارز کرده است تا ‏‏از این طریق بتواند با بالا بردن ارزش دلار، کسری بودجه خود را پر کند. ‏

روز‌های سرنوشت‫ ساز برای سعودی‌ها

محمدرضا ستاری در سرمقاله امروز روزنامه ابتکار با عنوان روز‌های سرنوشت‫ساز برای سعودی‌ها نوشت: خبر بیماری و ‏بستری شدن ملک سلمان پادشاه عربستان که از چند روز گذشته به گوش می‌رسد، بار دیگر نگاه تحلیلگران را به آینده سیاسی این ‏کشور جلب کرده است. هرچند ملک سلمان از سال ۲۰۱۵ قدرت را در عربستان به دست گرفته و با ولیعهدی محمد بن سلمان ‏عملاً آنطور که گفته می‌شود، اداره امور کشور به دست این شاهزاده جوان صورت می‌گیرد؛ اما مرگ احتمالی ملک سلمان به علت ‏بیماری و کهولت سن، می‌تواند برگ جدیدی را در مناسبات خاندان سعودی رقم بزند. ‏

در طول مدت پادشاهی ملک سلمان چند رویداد مهم و بی‫سابقه در تاریخ خانواده سعودی به وقوع پیوست. نخستین اقدام این بود که ‏برخلاف سنت خانواده سعودی که پسران ملک عبدالعزیز باید به پادشاهی برسند، پس از تغییر چند باره ولیعهد و کنار رفتن ‏مهم‫ترین کاندیدا‌های جانشینی پادشاه، ملک سلمان پسر جوانش را برخلاف این سنت مرسوم در خانواده سعودی به ولیعهدی رساند. ‏پس از افزایش قدرت بی‫سابقه محمد بن سلمان که همزمان پست وزارت دفاع را نیز بر عهده داشت، مسئله تسویه حساب‌های ‏خانوادگی و از میان به در کردن رقبا آغاز شد. نمونه بارز این موضوع به زندانی شدن ده‌ها شاهزاده پرقدرت و ثروتمند سعودی ‏توسط محمد بن سلمان باز‫می‌گردد؛ جایی که علاوه بر فشار‌های سیاسی، پول هنگفتی نیز از برخی از آنان برای آزادی‌شان اخذ ‏شد. ‏

تنظیم بازار ارز ایران دست چه کسی است؛ دولت یا جمشید بسم‌الله ها؟! / ‏ابراستراتژی امنیتی جمهوری اسلامی به روایت کیهان/روز‌های سرنوشت‫ ساز برای سعودی‌ها
در همین دوران بود که سعودی‌ها اصلاحاتی اقتصادی و اجتماعی را نیز در دستور کار خود قرار دادند. چشم‫انداز اقتصادی ‏‏۲۰۳۰، اجازه رانندگی به زنان، انتخاب سفیر زن، برگزاری کنسرت‌های موسیقی و نیز فروش سهام آرامکو از جمله این اقدامات ‏بود که در جامعه سنتی و ساختار بسته سیاسی این کشور بی‫سابقه بود. تمامی این تلاش‌ها اگر‫چه به نتیجه قطعی خود نرسیده؛ ‏در‫واقع تلاشی در جهت نشان دادن یک چهره مدرن از شاهزاده جوان و بلندپرواز سعودی بود. ‏

اما روی دیگر مساله خاندان سلطنتی، اتخاذ رویکردی تهاجمی در سیاست خارجی این کشور بود. جنگ یمن، محاصره قطر و نیز ‏افزایش تخاصم این کشور با ایران از جمله مواردی بود که تا پیش از آن از ساختار محافظه کار سعودی‌ها دیده نشده بود. این کشور ‏در طول هشت دهه گذشته روندی باثبات و بدون چالش اساسی را طی کرده و در این دوران خانواده سلطنتی سعی کردند با قرار ‏دادن علمای مذهبی به عنوان یک لایه بینابینی میان خود و جامعه، قدرت چانه‫زنی و نیز مهار انتظارات اجتماعی را با موفقیت ‏پشت سر بگذارند. با این حال پس از هشت دهه، سنت‫شکنی و نیز جدال قدرت در خانواده سعودی به عنوان یک چالش اساسی پیش ‏روی نظام سیاسی این کشور قرار گرفت و به صورت علنی بسیاری از چهره‌های پرنفوذ و کلیدی این کشور از گزند شاهزاده جوان ‏و تیمش در امان نماندند. در همین رابطه است که برخی از ناظران معتقدند یکی از چند عامل تغییر رویکرد سعودی‌ها از ‏محافظه‌کاری و نیز اتخاذ سیاست خارجی تهاجمی، درواقع ریشه در این جدال قدرت دارد و تا مادامی که به ثبات نرسد، این ‏رویکرد ادامه خواهد داشت؛ لذا هرچند که از هم اکنون نیز گفته می‌شود قدرت اصلی در عربستان به دست محمد بن سلمان بوده و ‏پدرش به واسطه پیری و کهولت سن از صحنه به دور است؛ اما تا زمانی که پدر زنده باشد باز هم امکان تغییر مناسبات در خانواده ‏سلطنتی ممکن است. به همین دلیل این ناظران تاکید دارند ممکن است با تثبیت بیشتر وضعیت محمد بن سلمان پس از مرگ ‏احتمالی پدرش و نیز فروکش کردن منازعات داخلی، به مقدار قابل توجهی از سیاست‌های تهاجمی وی کاسته شده و به واسطه ‏مشکلاتی که هم اکنون در عرصه جنگ با یمن و نیز بحران اقتصادی ناشی از کرونا گریبان‌گیر رویا‌های شاهزاده جوان شده، وی ‏را به اتخاذ مشی متعادل‌تر ترغیب کند. ‏

ابراستراتژی امنیتی جمهوری اسلامی به روایت کیهان

‏ سعدالله زارعی در بخشی از یادداشت روز روزنامه کیهان با عنوان دیداری صمیمی و صریح ضمن تحلیل دستاورد‌های سفر ‏نخست وزیر عراق و دیدار‌های مهم او با مقامات ایرانی نوشت: اگر از منظر «برادران عراقی»، چالش امنیتی آمریکا علیه ایران ‏مقوله‌ای است و روابط امنیتی آمریکا و عراق مقوله‌ای دیگر، باید مسئولیت اقدامات نیروی چالش‌زایی که در عراق، نیروی ایرانی ‏که حضوری قانونمند در این کشور داشته، به شهادت رسانده است را بپذیرند که قاعدتاً نمی‌پذیرند و ما هم ضمن آنکه براساس ‏حقوق بین‌الملل دامن عراق را از «مسئولیت قانونی» در اقدام آمریکا به ترور شهید سلیمانی مبرا نمی‌دانیم، اخراج «ماده ناامنی» ‏از محیط منطقه‌ای را مسئولیت همه و نیز حق خود دانسته و به آن اقدام خواهیم کرد. در اینجا پیام رهبری روشن بود و آمریکا باید ‏متوجه عزم ایران شده باشد. ‏

‏- از مباحثات روز سه‌شنبه بین رهبر معظم انقلاب اسلامی و نخست‌وزیر عراق کاملاً پیدا بود که «اخراج آمریکا از منطقه»، ‏ابراستراتژی امنیتی جمهوری اسلامی است و این بر بسیاری از امور دیگر ترجیح دارد. راز مطلب هم این است که آمریکا در این ‏منطقه فقط تهدید امنیتی علیه ایران نیست که اگر فقط این بود هم باید اخراج می‌شد. آمریکا در این منطقه انواعی از تهدیدات ‏سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را علیه ایران دنبال می‌کند. آمریکا در همین عراق، دولت بغداد را برای قطع ‏مراودات اقتصادی با ایران تحت فشار شدید قرار‌داده است و حال آنکه عراقی‌ها نیز به‌اندازه ایرانی‌ها به این مراودات نیازمند می‌باشند.

تنظیم بازار ارز ایران دست چه کسی است؛ دولت یا جمشید بسم‌الله ها؟! / ‏ابراستراتژی امنیتی جمهوری اسلامی به روایت کیهان/روز‌های سرنوشت‫ ساز برای سعودی‌ها

آمریکا در منطقه مانع ‏مراودات اقتصادی و… میان ایران و یمن است و ردپای آمریکا و رژیم اسرائیل در واداشتن ریاض به قطع رابطه با ایران هم عیان ‏است. از سوی دیگر همه می‌دانند که بار همه برنامه‌ها، توطئه‌ها و اقدامات مختلف آمریکا، علیه کشور‌های منطقه به دوش ‏فرماندهان و پایگاه‌های نظامی آمریکاست و این پنتاگون است که سفرای آمریکا را در کشور‌های منطقه تعیین می‌کند؛ بنابراین ‏اخراج نظامی آمریکا در منطقه، مانع به ثمرنشستن توطئه‌های سیاسی و اقتصادی آمریکا هم می‌شود. وقتی قدرت نظامی آمریکا ‏نباشد، قدرت هژمون آمریکا و قدرت یکجانبه‌گرایی آن کاهش می‌یابد و فرایند سیاسی میان واشنگتن و پایتخت‌ها در منطقه را ‏‏ «توافق‌گرا» می‌کند و قدرت انتخاب مردم و دولت‌ها را در منطقه افزایش می‌دهد. با این وصف اخراج نظامی آمریکا از منطقه یک ‏‏ «منفعت عمومی» است که عراق را نیز دربرمی‌گیرد. ‏

در سخنان رهبر معظم انقلاب چهار نکته کنار هم آمده بود: آمریکا هر کجا پا بگذارد به فساد می‌کشد؛ اخراج آمریکا لازم است؛ ‏امکان اخراج آن برای ملت‌ها وجود دارد و درنهایت ایران در پیگیری این سیاست کاملاً جدی است. ‏