دوشنبه , ۲۰ مرداد ۱۳۹۹
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » مرور روزنامه‌های یکشنبه ۲۲ تیرماه/

مرور روزنامه‌های یکشنبه ۲۲ تیرماه/

رونمایی ازکیف پر از سکه متهمان در دادگاه، بازگشت عوام‌فریبی و تجربه مخاطرات تجربه ‌شده، صدای پای کوپن، چگونه غول ‏فساد اقتصادی را نابود کنیم؟، سیاست‌گذاری، پاشنه آشیل مواجهه با کووید 19، علی دایی پشت خط آقازاده های ورزش!، انتقاد ‏تعزیرات از خلف‌وعده خودروسازان، تهیه طرح خروج از پروتکل الحاقی، نطنز و جنگ رواني و انتقاد صریح از شعار «دولت ‏باید سقوط کند» از مواردی است که موضوع گزارش های خبری و تحلیلی روزنامه های امروز شده است.‏

به گزارش «تابناک» روزنامه های امروز یکشنبه 22 تیرماه در حالی چاپ و منتشر شدند که عناوینی مرتبط با ادامه بحث ها و ‏تحلیل ها در نقد و تایید قرارداد راهبردی ایران و چین ، رونمایی از کیف پر از سکه رشوه در دادگاه متهمان ارزی، زمزمه های ‏بازگشت کوپن و واکنش ها به سخنان انتقادی سعید نمکی از وضعیت بالا رفتن ابتلا به کرونا در صفحات نخست روزنامه های ‏امروز برجسته تر از سایر اخبار معکس شده است.‏

‏ در ادامه تعدادی از یادداشت ها و سرمقاله های منتشره در روزنامه های امروز را مرور می کنیم: ‏

مسکن معضلی که به فاجعه ملی تبدیل شد

غلامرضا کیامهر‎ ‎‏ در بخشی از یادداشت خود در شماره امروز جهان صنعت با عنوان مسکن معضلی که به فاجعه ملی تبدیل شد ‏نوشت: اگر عزم جدی در دولت‌های یازدهم و دوازدهم برای حل یکی از بزرگ‌ترین معضلات زندگی مردم یعنی مسکن وجود ‏می‌داشت، امروز شاهد تبدیل شدن این معضل به یک فاجعه ملی، اقتصادی نبودیم. شوربختانه اجرای پروژه پرهزینه مسکن مهر ‏دولت‌های نهم و دهم هم که اشکالات زیادی بر کیفیت ساخت و نحوه واگذاری آن وجود داشت با همه سروصدایی که درباره آن برپا ‏شد، نتوانست تاثیر چندانی در رفع معضل مسکن در کشور داشته باشد.‏
یک دلیل تبدیل شدن مسکن به یک معضل بزرگ در جامعه ما فاصله بسیار گسترده‌ای است که میان درک دولتمردان ما با ‏واقعیت‌های تلخ و دردناک مربوط به این معضل به وجود آمده مشابه همان فاصله‌ای که میان سایر مشکلات اقتصادی، مشکلات ‏معیشتی مردم و ذهنیات دولتمردان در دولت‌های مختلف وجود داشته است بلاتشبیه چیزی شبیه به درک و احساسی که ماری ‏آنتوانت همسر لویی شانزدهم در جریان انقلاب کبیر فرانسه از واقعیت تلخی به نام گرسنگی و نان مورد نیاز مردم با کیک و ‏شیرینی فرانسوی داشت. مصداق این فاصله عمیق را می‌توان در فرمولی که اخیرا درخصوص میزان افزایش اجاره‌بها از سوی ‏دولت برای تهران و شهرستان‌ها تعیین شده به خوبی مشاهده کرد.‏

مسئولانی که تکلیف شان با خودشان مشخص نیست/مسکن معضلی که به فاجعه ملی تبدیل شد/مسیر تکراری صداوسیما
یعنی در حالی که قیمت مسکن روز‌به‌روز به سود موجران بالا می‌رود و بر دارایی آنها افزوده می‌شود، دولت به جای صدور ‏دستور ممنوعیت افزایش اجاره‌بها، مجوز افزایش اجاره‌بها را به زیان مستاجران که بازنده اصلی در معادله موجر و مستاجر هستند ‏صادر می‌کند و باز تحت تاثیر همین فاصله عمیق با واقعیت‌های مربوط به معضل مسکن حداکثر سقف اجاره‌بها را به میزان ۲۵ ‏درصد در شهر بسیار پرهزینه تهران برای قشر مستاجر در نظر می‌گیرد. متاسفانه باید گفت مبنای اکثر تصمیم‌گیری‌های دولت‌ها ‏و دولتمردان ما در سالیان گذشته در ارتباط با مسائل اقتصادی و معیشتی مردم از همین قرار بوده و ربطی هم به تحریم‌های ‏اقتصادی آمریکا و اروپا و دیگران نداشته است. کاش قانونی وضع می‌شد که به موجب آن رییس‌جمهور و تمامی وزرای کابینه و ‏روسای سازمان برنامه‌وبودجه در دولت‌های مختلف در شروع کار خود موظف می‌شدند برای یک دوره یک‌ساله عملا رنج نداشتن ‏نقدینگی برای خرید مسکن و یا مصائب اجاره‌نشینی را تجربه می‌کردند و ای‌کاش آقای رییس‌جمهور که هشت سال پیش با کلید ‏تدبیر و امید به صحنه آمد، با انتخاب وزیرانی از جنس مردم حل مشکل مسکن مردم را جدی‌تر می‌گرفت.‏

مسئولانی  که تکلیف شان با خودشان مشخص نیست

سیدعلیرضا کریمی در سرمقاله امروز روزنامه آفتاب یزد با عنوان عجب گیری کردیم! نوشت : به واقع ما در میان مسئولانی گیر ‏کرده‌ایم که تکلیف شان با خودشان مشخص نیست چه رسد با مردم و اصول مدیریتی و حکومت داری! اظهارات و اعمال متناقض ‏و گیج‌کننده آنقدر از سوی مسئولان مختلف در هر رده و جناحی رخ می‌دهد که کمتر روزی است به آن برخورد نکنیم.سرچشمه ‏مشکل هم مشخص است کجاست.قبلا گفته شده اما باز هم لازم است گفته و تاکید شود: ما دچار معضل تربیت مدیران کارآمد ‏هستیم. مدیرانی که داریم و مدیرانی که نسل جدید مدیران محسوب می‌شوند از مدیریت فقط نمایش، شعار، دستور دادن و ژست‌های ‏مدیریتی را بلد هستند و فاقد علم مدیریتی می‌باشند. بخشی از این معضل برمی‌گردد به فقدان احزاب و عدم پرورش نیروهای کیفی ‏و بخشی دیگر رانت بازی‌های رایج و توصیه‌های سمی جهت گماردن مدیران مختلف در پست‌های متنوع.این موضوع چپ و ‏راست نمی‌شناسد.7سال است که دولت روحانی را تجربه کردیم و لِول مدیران این دولت نیز محرز شده است. بیش از آنکه از علم ‏وهوش به جهت منافع مردم سود برده شود خرج منافع فردی می‌شود تا هم جیبی پر شود و هم پست‌های بعدی تضمین گردد.در ‏دولت احمدی‌نژاد هم که اصولگرایان در راس قدرت بودند همین منوال بود.تفاوت در این حد بود که آن‌ها شعار عدالت می‌دادند و ‏بی‌عدالتی می‌کردند و این‌ها شعار آزادی می‌دهند و دگم و باندی رفتار می‌کنند.فلذا چرا باید تعجب کنیم که مردم هم از این جناح ‏ببرند و هم از آن جناح.‏
از مسئله دور نشویم.این مقدمه کوتاه را گفتم تا عرض کنم وزیر بهداشت و کلا وزارت بهداشت از زمانی که پای کرونا به ایران ‏باز شده است کم متناقض گویی نداشته و بالطبع کم مردم را به دردسر ننداخته اند.آقای نمکی انصافا خوب شعار می‌دهد،خوب ‏بغض می‌کند و خوب هم حماسی سخن می‌گوید ولی برخی اوقات چون تکلیف شان مشخص نیست مردم را نیز به دردسر ‏می‌اندازند.‏

مسئولانی که تکلیف شان با خودشان مشخص نیست/مسکن معضلی که به فاجعه ملی تبدیل شد/مسیر تکراری صداوسیما
ایشان دیروز به صراحت تاکید کردند که ویروس کرونا از راه هوا منتقل نمی‌شود و این در حالیست که سازمان بهداشت جهانی ‏تاکید دارد امکان انتقال از راه هوا نیز وجود دارد. مشخص نیست وقتی تجربه می‌گوید تشخیص‌های سازمان بهداشت جهانی غالبا ‏صحیح است چرا وزیر علاقه به ستیز با آرای این سازمان جهانی معتبر دارد.‏
فقط این مورد نیست. به عقب‌تر برگردیم.وقتی سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد زدن ماسک راهی مناسب برای جلوگیری از ‏انتشار ویروس منحوس است اینجا مسئولان وزارت بهداشت و کارشناسان‌شان در تلویزیون و سایر رسانه‌ها به کرات تاکید کردند که ‏خیر تاثیر ندارد و فقط بیماران و کادر درمانی استفاده کنند.اما اینک چندی است تبلیغ پشت تبلیغ که مردم باید از ماسک استفاده ‏کنند و از 15 تیرماه نیز زدن ماسک در اجتماع و اماکن عمومی اجباری شده است. خب اگر دوستان وزارت بهداشت همان ابتدا ‏نظر سازمان بهداشت جهانی را می‌پذیرفتند لازم نبود حالا به فکر بیفتند و فرهنگ‌سازی کنند.‏
به راستی چرا ما در اکثر مواقع پرت و عقب هستیم و تمایل نداریم از تجارب ارزشمند دیگران سود ببریم.از شرق عالم تا غرب ‏عالم بسیاری در حال تحقیق و پژوهش هستند و خروجی کارشان عیان است.مثل و حکایت ما همان اختراع چرخ است.وقتی تجارب ‏و خروجی دیگران پیش روی مان است و قابل استفاده نباید مقاومت کرد.‏
هنگامیکه سازمان بهداشت جهانی که متشکل از محققان و پزشکان برجسته اینترنشنال است چه لزومی دارد تشکیک کنیم در مورد ‏آرای شان.چه بسا اگر زودتر به معجزه زدن ماسک می‌رسیدیم و خود را در همه امور عالم نمی‌پنداشتیم اکنون شرایط بهتر بود و ‏رکوردار مرگ نمی‌شدیم.‏

مسير تكراري صداوسيما

حسين انصاري‌راد طی یادداشتی با عنوان مسير تكراري صداوسيما در شماره امروز اعتماد نوشت: شرايط به گونه‌اي شده است كه ‏هرچه صداوسيما منتشر مي‌كند مردم با ديده ترديد به آن مي‌نگرند. نمونه غيرسياسي آن هم همين آمار و ارقام و شرايط مربوط به ‏شيوع كوويد-19 است كه عمدتا در افكار و افواه عموم «ترديد» نسبت به آن محرز است. در واقع به‌جاي اينكه «رسانه ملي» در ‏راستاي اعتمادسازي گام بردارد، اعتماد عمومي را سلب كرده كه اين اتفاق محصول عملكرد اشتباه ساليان سال است. اخيرا ‏گفت‌وگويي تلويزيوني با روح‌الله زم، گرداننده يكي از كانال‌هاي ضدانقلاب و محكوم به اعدام از صداوسيما منتشر شده‌ كه ‏واكنش‌هاي بسياري به همراه داشته است. قابل‌ذكر است كه شخصا از چند و چون و ماهيت اين پرونده بي‌اطلاع هستم و از آنجا كه ‏هيچ اشرافي به فرآيند رسيدگي به اين پرونده در دستگاه قضايي جمهوري اسلامي ندارم درمورد جرايم مرتكب شده و اتهامات اين ‏فرد اظهارنظري نمي‌كنم منتها ترتيب دادن مصاحبه با اين متهم امنيتي در تلويزيون كه بيشتر يادآور بازجويي است و حواشي كه ‏به دنبال داشت، نشان مي‌دهد كه صداوسيما در هدف مد نظر خود توفيقي كسب نكرده است. احتمالا هدف صداوسيما از پخش چنين ‏مصاحبه‌هايي جنبه تأديبي و تنبيهي است اما در اين هدف موفق نشده، بلكه با نوع طراحي صورت گرفته باعث تداوم بي‌اعتمادي‌ها ‏شده است. ‏

مسئولانی که تکلیف شان با خودشان مشخص نیست/مسکن معضلی که به فاجعه ملی تبدیل شد/مسیر تکراری صداوسیما

شايد بهترين روش براي رسيدن به هدف تنبيهي و تأديبي به جاي ترتيب دادن يك مصاحبه پرحاشيه اين باشد كه اعتماد را به ‏دستگاه قضا و دادگاه‌ها باز گردانيم تا به خروجي اين دادگاه‌ها يعني احكام صادر شده نيز اعتماد كنند. در واقع اگر دادگاه‌هاي متهمان ‏جنجالي به‌صورت كاملا علني و حتي با حضور هيات منصفه و طي فرآيندي شفاف برگزار شود، همچنين فرآيند بازجويي‌ها بدون ‏اعمال فشارهاي رواني و فيزيكي صورت گيرد يا متهمان در انتخاب وكيل آزاد باشند، اساسا نيازي به چنين برنامه‌سازي‌ها و ‏تبليغاتي نيست كه اتفاقا تاثيري معكوس دارند.‏
در حال حاضر مخدوش بودن جريان اطلاع‌رساني در كشور منجر به بي‌اعتمادي در همه زمينه‌ها شده است. فرار مغزها، فرار ‏سرمايه‌گذاران، فرار كارشناس‌ها، فرار روزنامه‌نگاران، فرار هنرمندان و… ريشه در همين بي‌اعتمادي عمومي دارد كه گريبان‌گير ‏بسياري از دستگاه‌ها و سازمان‌ها شده‌ و شهروندان را از كشور فراري مي‌دهد. در مجموع بايد درمورد رويكرد صداوسيما به مسائل ‏و پرونده‌هايي پرحاشيه و جنجالي تاكيد كنم كه بايد طرحي ديگر دراندازند و راه و مسيري كه پيش از اين‌بارها طي كرده اما ‏نتيجه‌اي از آن حاصل نشده را تغيير دهند.‏