شنبه , ۲۵ مرداد ۱۳۹۹
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » گزارش روزانه

گزارش روزانه

وزانه می‌توان از لابه‌لای گزارش‌ها و عناوین خبری رسانه‌های مکتوب و حتی غیر مکتوب، نکات قابل‌توجهی استخراج کرد؛ موضوعاتی که می‌تواند برای مخاطبین قابل‌استفاده و محوری برای تحلیل باشد،

*******

**باید با احترام متقابل، شروط آمریکا را قبول کنیم

«داوود هرمیداس باوند» دیپلمات سابق و دانش آموخته آمریکا و فعال سیاسی اصلاح طلب در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت: «روابط ایران و آمریکا تحت‌تأثیر متغیرهای زیادی قرار دارد و همواره نسبی بوده است. اگر دموکرات‌ها در آمریکا به قدرت برسند شرایط برای کاهش مناقشات و حتی در صورت خوش‌بینانه‌اش مذاکره نیز به وجود خواهد آمد. البته این اتفاق منوط به آن است که ایران نیز از فرصت‌های به وجود آمده استفاده کند و همواره روی یک موضع به‌خصوص پافشاری نکند».

باوند در ادامه گفت: «در گذشته فرصت‌های بهتری برای کاهش آسیب‌های آمریکا نسبت به ایران وجود داشت که از اغلب آنها استفاده صحیحی نشد. در علم سیاست واژه‌ای به نام «هرگز» و «غیرممکن» وجود ندارد. با این وجود برخی از مقامات در ایران به شکلی سخن می‌گویند که هیچ‌گاه رابطه ایران و آمریکا برقرار نخواهد شد و همواره رابطه این دو کشور در وضعیت تنش باقی خواهد ماند. به نظر می‌رسد اگر ترامپ در انتخابات آینده شکست بخورد و دموکرات‌ها به پیروزی دست پیدا کنند فرصت‌های مناسبی برای کاهش تنش بیان ایران و آمریکا مهیا خواهد شد که باید از این فرصت‌ها استفاده کرد».

این دیپلمات سابق در ادامه گفت: «نباید با استفاده از کلماتی مانند «هرگز» و «هیچ‌گاه» فضا را محدود کرد و اجازه نداد تنش به سمت حل شدن برود. از جمله مهم‌ترین ویژگی‌های علم سیاست این است که تلاش می‌کند «هرگز» و «نمی‌شود» را در معادلات قدرت از بین ببرد و شرایطی را به‌گونه‌ای رقم بزند که با گفت‌وگو و مفاهمه طرفین به راه‌حل منطقی و سازنده برسند…بدون‌شک حل تنش بین ایران و آمریکا تنها از راه احترام متقابل و پذیرفتن شروط یکدیگر میسر خواهد شد. به همین دلیل نیز ایران باید مطالبات و دغدغه‌های به‌حق خود را در عرصه بین‌المللی و در مقابل آمریکا با جدیت دنبال کند. در عین حال باید شرایطی به وجود بیاید که دیدگاه‌های دوطرف به جای اینکه از یکدیگر دور شود، به هم نزدیک شود تا در چنین شرایطی دغدغه‌های هر دو طرف مرتفع شود».

باوند در ادامه تصریح کرد: «در علم سیاست چه‌بسا کسی که تا دیروز دشمن شما بوده، ناگهان به دوست شما تبدیل شود و از سوی دیگر کسی که دوست شما بوده با تغییر موضع، به دشمن شما تبدیل شود. نتیجه اینکه در علم سیاست هرگز و غیرممکن وجود ندارد. شاید برخی گمان کنند تغییر رویکرد ایران نسبت به آمریکا یک‌شبه امکان‌پذیر نیست و این مناقشه ریشه‌دار است. با این وجود اگر به فکر تغییر این مناقشه نباشیم، حداقل می‌توان آن را با روش‌های عقلایی و دیپلماتیک تعدیل کرد».

«محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه- ۱۰ تیر ۹۹- در نشست ویدئویی شورای امنیت سازمان ملل گفت: «اوباما هم دنبال رفع تحریم ها نبود». دولت اوباما بارها برجام را به صورت فاحش نقض کرد.

علاوه بر این هم دولت ترامپ و هم در دوره اوباما و هم پیش از آن، هر طرحی که در کنگره آمریکا علیه ایران طرح می شد، با رای اکثریت مطلق نمایندگان- دموکرات و جمهوری خواه- و تنها با تعداد انگشت شمار رای مخالف، به تصویب رسیده است.

اکنون کاندیداهای دموکرات صراحتا اعلام کرده اند که اگر در انتخابات پیروز شوند، به صورت مشروط به برجام بازخواهند گشت. این دقیقا همان حرف ترامپ است. دونالد ترامپ می گوید ایراد برجام این است که «ناقص» و «معیوب» است و با ضمیمه کردن توان موشکی و منطقه ای ایران، توافق تکمیل می شود.

با اینکه دموکرات ها و جمهوری خواهان در دشمنی با ملت ایران هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند، اصلاح طلبان در داخل همچنان در حال تبلیغ دوگانه دروغین «دموکرات های خوب- جمهوری خواهان بد» هستند.

هرمیداس باوند در مصاحبه مذکور مدعی شده است که «تنش بین ایران و آمریکا تنها از راه احترام متقابل و پذیرفتن شروط یکدیگر میسر خواهد شد». وی پیش از این در اظهارنظری گفته بود: «تمام هدف ترامپ آن است که با جمهوری اسلامی ایران به تفاهمی نائل آید…۳ شرط بیشتر مد نظر ترامپ نیست. اول آنکه ایران توانمندی نظامی را متوقف کند.  دوم تجدیدنظر در نفوذ منطقه‌ای و سوم عدم حمایت از کشورهای منطقه که با آمریکا مشکل دارند. همچنین در پی آن هستند تا در مذاکراتی تازه چون برجام را ناقص می‌دانند توافق جدید حاصل شود».

اصلاح طلبان در ماههای اخیر بارها بر لزوم مذاکره مجدد با آمریکا سخن گفته اند. اما این طیف هیچگاه به این سوال پاسخ نمی دهد که نتیجه مذاکره قبلی با آمریکا در حوزه هسته ای چه نتیجه ای برای ما در برداشت!؟ آیا با بتن ریزی در صنعت هسته ای، تحریم ها رفت و دلار ارزان شد و دشمنی آمریکا با ایران پایان یافت!؟

**مشاور خاتمی: نمی توان مسئولیت وضع موجود را به گردن دولت انداخت

«عبدالله ناصری» مشاور رئیس دولت اصلاحات در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت: «مهم‌ترین چالش جریان‌های سیاسی کشور و مسئولان در شرایط فعلی ایران و ‌اوج‌گیری تحریم‌های کاملا هوشمند ایالات متحده، مدیریت وضعیت اقتصادی و معیشت مردم است… نمی‌توان مسئولیت را فقط متوجه یک‌ قوه دانست؛ چون ‌وضعیت آرایش تصمیم‌سازی در کشور روشن است. دیدگاه روشن یک‌ جریان، اهمیت حفظ برجام، همکاری با آژانس اتمی و جلوگیری از تکرار ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت است. باید با قدرت‌های اصلی جهان از طریق گفت‌وگوهای سیاسی، به سمت حل مسائل رفت. در حوزه داخلی هم استفاده از مدیران پاک‌دست و متخصص، یک ضرورت است تا در کنار حل مسئله فشار تحریم‌ها به وضعیت اقتصاد و معیشت مردم سروسامان داده شود».

ناصری در ادامه نوشت: «نباید دستگاه‌های مسئول، حضور نیروهای متخصصی را که با آنها یکسان نمی‌اندیشند، محدود کرده یا به دنبال حذف کامل آنها باشند. اگر در انتخابات اجازه فعالیت به همه جریان‌ها با نیروهای اصلی و شاخص آنها داده شود، می‌توان امید را به بخش‌هایی از جامعه برگرداند و سایه جنگ روانی فعلی را که همه نیروها را ناکارآمد معرفی می‌کند، از کشور دور کرد. در غیراین‌صورت ممکن است شرایط بحرانی‌تر شود».

مشاور خاتمی در یادداشت مذکور مدعی شده است که «نمی‌توان مسئولیت را فقط متوجه یک‌ قوه دانست؛ چون ‌وضعیت آرایش تصمیم‌سازی در کشور روشن است». وی در لفافه دروغ تکراری «اختیارات محدود دولت» را مجددا بیان کرده است.

این ادعا در حالی است که ناصری پیش از این در اظهارنظری گفته بود: «توجه داشته باشید که دولت روحانی در سال‌های قبل خیلی مسائل کم اهمیت‌تر از کرونا را هم نتوانست مدیریت کند…من معتقدم انتظار مدیریت این شرایط از آقای روحانی اساسا انتظاری واهی است زیرا او مدت‌هاست که به طور جدی نشان داده هیچ برنامه‌ای ندارد و دچار روزمرگی شدید است…حتما ارزیابی جامعه مدنی در سال آینده از عملکرد روحانی و دولت به مراتب منفی‌تر و سیاه‌تر از قبل خواهد بود…البته اگر آقای روحانی این وزرای ضعیف و نالایق را از دور خود کنار بزند و یکسری آدم‌های باتجربه را برای مدیریت کرونا روی کار آورد، در همین شرایط تحریم و با همین محدودیت منابع هم می‌توان تصمیمات خوبی گرفت».

خاتمی و مشاوران وی که در سال ۹۶ علیرغم کارنامه ضعیف و غیرقابل قبول دولت، با «تَکرار می کنم» مردم را به انتخاب مجدد دولت روحانی تشویق و ترغیب کردند، از مسببان اصلی وضع موجود هستند.

اصلاح طلبان از سال ۹۲ تاکنون دولت را قبضه کرده و همزمان ژست منتقد و شاکی نیز می گیرند. طیف اصلاح طلب در انتخابان مجلس یازدهم در اسفند سال گذشته، تنها در حوزه انتخابیه تهران، برای ۳۰ کرسی، ۴۳ کاندیدا داشت. اصلاح طلبان علیرغم ترافیک کاندیدا، به جهت کارنامه بسیار ضعیف در مجلس دهم و دولت تدبیر و امید، شکست سنگینی متحمل شدند.

طیف اصلاح طلب بانی اصلی وضع موجود اقتصادی است، اما با بی اخلاقی به دنبال انداختن قصور و تقصیرهای خود به گردن دیگران است.

**واعظی:دولت هیچ وقت تلاش نکرده جلوی انتقادات را بگیرد

«محمود واعظی» رئیس دفتر رئیس جمهور در مصاحبه با روزنامه ایران گفت: «دولت هیچ وقت تلاش نکرده جلوی انتقادات را بگیرد، اتفاقاً طرح آزادانه انتقادات در فضای عمومی را یک راهکار مؤثر تحقق نظارت مدنی و نظارت عمومی بر سیاست‌گذاری‌ها و تصمیمات می‌دانیم».

واعظی در بخش دیگری از این مصاحبه گفت: «دشواری‌های اداره کشور در این روزهای سخت، روشن‌تر از آن است که نیاز به توضیح اضافه داشته باشد. دولتی که با دشوارترین تحریم‌های تاریخ انقلاب و بحرانی به بزرگی کرونا می‌جنگد، نباید با حاشیه و شایعه و امثالهم هم بجنگد. شما فضای رسانه‌ای رسمی و غیر رسمی کشور را در چند ماه گذشته یک بار مرور کنید، هفته‌ای بوده که شایعه‌ای درباره دولت منتشر نشده باشد؟ ! ».

رئیس دفتر رئیس جمهور در ادامه گفت: «نگاه مبنایی در دولت، قانونمندی و تخصص‌گرایی است. هر فرد یا دستگاهی شرح وظایف و مسئولیت‌های خاص خودش را دارد و هیچ تداخل یا اختلافی وجود ندارد. مهم‌تر از همه این مسائل تسلط و احاطه کامل شخص رئیس‌جمهوری به امور اجرایی و حیطه اختیاراتشان است که امکان ایفای نقش فراتر از جایگاه را به‌ هیچ یک از مدیران زیرمجموعه نمی‌دهد».

کارشناسان، صاحبنظران، رسانه ها و افکارعمومی همگی بر این مسئله متفق القول هستند که دولت آقای روحانی نقدپذیر نیست.

متاسفانه در هفت سال اخیر مقامات ارشد دولت بارها به منتقدان توهین کرده و با القابی چون «بزدل»، «تازه به دوران رسیده»، «مستضعف فکری»، «انقلابیون نفهم»، «بی سواد»، «متوهم»، «یک مشت لات»، «عقب مانده»، «ترسو»، «متوهم» و…کارشناسان و اهالی رسانه و افکارعمومی را خطاب قرار داده اند.

از سوی دیگر دولت در سالهای اخیر بارها علیه رسانه ها شکایت کرده و اهالی رسانه را به دادگاه کشانده است. به عنوان نمونه در آبان ۹۵ و در شرایطی که سه سال از عمر دولت سپری شده بود، در گزارشی اعلام شد که دولت آقای روحانی حدود ۱۰۲ شکایت علیه رسانه ها انجام داده است. این در حالی است که روحانی در یکی از اظهارات خود گفته بود: «از دولت انتقاد کنید که انتقاد از این دولت پاداش هم دارد»!

پس از پایان دولت اول روحانی، میزان توهین‌ها و الفاظ ناشایستی که برخی وزرا و مشاوران رئیس جمهوری علیه منتقدان به کار بردند به حدی زیاد بود که باعث شد تا مردم این بار علاوه بر وعده‌هایی که رئیس جمهور در ایام انتخابات داده، تشکیل کابینه‌ای انتقادپذیر و اخلاق‌مدار را هم از او مطالبه کنند.

برخورد زننده عباس آخوندی، وزیر سابق راه وشهرسازی با یک خبرنگار و برخورد زشت وی با یک مسافر و فحاشی وزیر سابق بهداشت به یک فرماندار، تنها بخش کوچکی از توهین های دولتمردان در مقابل سوال و انتقاد است.

واعظی در مصاحبه اخیر تاکید کرده است که نگاه دولت در انتخاب مدیران مبنی بر تخصص گرایی است. چندی پیش «غلامحسین کرباسچی» دبیرکل حزب کارگزاران گفته بود: «بحران مدیریت مدیران ناکارآمد در دولت اول آقای روحانی در دولت دوم نیز نمایان شد و مشکلات امروز را به وجود آورد».