یکشنبه , ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
صفحه اول » تحلیلی »  پیروان فرقۀ مطلقیه ، “کام فراص”ها هستند نه حجتیه ایها

 پیروان فرقۀ مطلقیه ، “کام فراص”ها هستند نه حجتیه ایها

این مجموعه مقالات نه سال پیش منتشر شده است، در اینجا تنها به بازنشر آن اکتفا می کنیم. 
سایۀ سیاه سیّد احمد فردید مَهینی یزدی و کانون مرموز “کام فراص” بر تاریکخانۀ اشباح کیهان ؛ کیهان یک نشریۀ عادّی نیست ، پایگاه دسیسه چینی است؛ قسمت بزرگی از حوادث خوف انگیز که ایرانِ مصیبت زده شاهد آن بوده در سالهای بعد از انقلاب در دخمه های تاریک کیهان زمینه سازی و دسیسه چینی شده است.  در فردای سقوط نظام شاهنشاهی ، کیهان تحت مسئولیت سیّدعباس مُعارف قرار گرفت ؛ وی از نزدیک ترین و ساعیّ ترین شاگردان سیّد احمد فردید مَهینی یزدی بشمار می رفت.
عباس مُعارف ، سیّد احمد فردید مَهینی یزدی را مرشد خویش و خود را مرید او می خواند ؛ سیّد احمد فردید مَهینی یزدی فردی بود که افکار موهوم گرایی آرمانی را در قالب یک فلسفۀ پر از مغلطه و سفسطه بخورد مخاطبانش می داد و به همین دلیل نیز نظریات و آراءش هرگز از طرف آیت الله خمینی تأیید نشد و مورد قبول قرار نگرفت و هیچ جایی در فردای انقلاب بدست نیاورد.
یک بار در تلاش برای عضویت در مجلس خبرگان و یک بار در تلاش برای عضویت در مجلس شورای اسلامی شکست خورد و این دو شکست به کارنامۀ شکستهای قبلی اش برای تصدّی کرسی نمایندگی مردم یزد در مجلس شورای شاهنشاهی بنمایندگی از حزب شاهساختۀ رستاخیز افزوده شد.
سیّد احمد فردید مَهینی یزدی افکار موعودگرایانه را به عنوان پیش زمینۀ تشکیل یک سیستم تک حزبی استالینیستی بمنظور تبدیل ایران به کشوری که مقدّمات انقلاب جهانی موعود نجاتبخش در رستاخیز هزاره ایِ زرتشتی – شیعه گری در ان بوقوع خواهد پیوست، را به شاگردانش آموزش می داد.
شاگردانی امثال : سیّد عباس مُعارف ، علی معلم دامغانی ، برادران رجبی دَوانی ، فاطمه رجبی دَوانی ، غلامحسین الهام ، احمد احمدی ، رضا داوری اردکانی و بسیاری دیگر .
در فردای انقلاب سیّدعبّاس مُعارف ساعیّ ترین شاگرد سیّد احمد فردید مَهینی یزدی مدیریت کیهان را مصادره کرد و صفحات کیهان را تبدیل به پایگاه تبلیغ و انتشار سخنرانی های سیّد احمد فردید مَهینی یزدی نمود.
در سال ۱۳۶۰ خورشیدی ، حسین شریعتمداری (برادر حسین بازجو) ، حسن شایانفر (حاج آقا معصومی) و سجّاد با حفظ سمت بازجویی و توّابسازی در سیاهچال اوین از اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سازمان انتشارات کیهان آمدند و با دست اندازی به مرکز اسناد این روزنامه و دایرکردن دخمه های مخوف آنجا را مبدّل به «تاریکخانۀ اشباح» کردند.
مرکز اسناد کیهان ، در تصرّف این گروه اطلاعاتی سپاه پاسداران تبدیل به یک دستگاه اطلاعاتی موازی بمنظور پرونده سازی علیه «دگراندیشان» شد.
دگراندیشانی که در اندیشۀ جامعۀ باز بودند و از نظر گردانندگان کیهان میکروبهای جامعۀ مهدوی بشمار می رفتند.
در بحبحۀ واقعۀ گروگانگیری و اشغال سفارت آمریکا مریدان سیّد احمد فردید مَهینی یزدی با انتشار یک اطلاعیه رسانه ای تأسیس یک انجمن مرموز زیر نام «کام فراص» – کانون مبارزه علیه فراماسونری ، امپریالیسم ، صهیونیسم – را اعلام نمودند ؛ این کانون کام فراص از ابتدای تأسیس دست به طبقه بندی اجتماعی ایرانیان بر اساس ارزیابی ظرفیت اعتقادی آنها نسبت به قبول مبانی انقلاب ناجی موعود جهانی زد و به پی ریزی تبیین پرونده های ضخیم زیر عنوان «نیمۀ پنهان» پرداخت.
حسن شایانفر ، حسین شریعتمداری ، جریان فعال در قتلهای زنجیره ای به زعامت سعید امامی و … همه از اعضاء این کانون مرموز از ابتدای تأسیس آن بودند که برنامه های تلویزیونی “چراغ” ، “هویت” و “راز آرماگدون” را تدارک دیده و پروسۀ فجیع قتلهای زنجیره ای دگراندیشان را کلید زدند و همزمان با حذف یکایک آزادیخواهان بطور خزنده و گام به گام در بخشهای امنیتی – اطلاعاتی بسیج و سپاه بازوهای اختاپوسی خود را گستردند و دست آخر نیز با تسخیر شورای نگهبان از طریق احمد جنتی و غلامحسین الهام و طرح بدعت نظارت استصوابی مهندسی کامل آراء مردمی و انتخابات را بدست گرفته و بسیاری از مواضع حاکمیت را به نفع خود مصادره کردند.
شورای عالی انقلاب فرهنگی – که اکنون توسط علی سعیدی نمایندۀ ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متهم به بی عملی و کم کاری شده است –  نیز سالها در تصرّف همین جریان وابسته به شاگردان سیّد احمد فردید مَهینی یزدی قرار داشت.
جریانی که از ابتدا می کوشید که نظریۀ فقهی ولایت فقیه آیت الله خمینی را بطور تدریجی تحت الشعاع تِز فاشیستی آدولف هیتلر بنیانگذار حزب نازی در آلمان و نویسندۀ کتاب “نبرد من” ، قرار دهد.
ظهور علائم و آثار تفاوتهای عمیق نظریۀ سیّد احمد فردید مَهینی یزدی و کانون فاشیستی «کام فراص» با دیدگاههای آیت الله خمینی دربارۀ اصل مسئلۀ حکومت و اساس مقولۀ مهدویت موجب آگاهی اعضاء مؤمن کیهان شده و ریزش بیش از پیش آنان را دامن زده است . پروسۀ فروپاشی کیهان پیش از همه با خروج محمد نوریزاد آغاز شد و او در نخستین نامه هایی که برای رهبری نظام تدوین کرد پیشگویی نمود که زمانی خواهد رسید که همه از صحنه بیرون بروند و تنها رهبری و حسین شریعتمداری برای همدیگر باقی بمانند.
به خوانندگان عزیز یادآور می شویم که این سلسله مقالات بطور پیوسته به بیان حقایقی از لایه های پنهان تاریخ ایران می پردازد؛مقاله حاضر مقدمه ای بود از سلسله مباحثی که در آینده به تشریح هرچه بیشتر آن خواهیم پرداخت .