یکشنبه , ۲۸ دی ۱۳۹۹
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » بسته ویژه خبری-تحلیلی /

بسته ویژه خبری-تحلیلی /

 

خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم.

***

چرا باید از “عباس آخوندی” ترسید؟

عباس آخوندی، وزیر سابق راه و شهرسازی دولت روحانی و فعال اصلاح طلب در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری ایلنا در خصوص صحبت های مسئولین کشور مبنی بر تکیه بر توان داخلی و داخلی‌سازی تمام نیازهای مردم اظهار کرده است:

“این عده که اقتصاد را بدون تجارت جهانی تصور می‌کنند، افرادی هستند که کمترین دانش را در بحث اقتصاد دارند، آن هم در دوره‌ای که وسایل ارتباط جمعی و حمل و نقل در آسان‌ترین وجه خود قرار گرفته است.”

او می افزاید: حتی پیش از این پیشرفت‌ها ایران چهارراه جهان بوده و جاده ابریشم از این کشور می‌گذرد، ما در مرکز مبادله جهانی هستیم مگر می‌توان بدون تجارت جهانی از توسعه صحبت کرد؟ این افراد کوچکترین اطلاعی در خصوص بحث‌های توسعه‌ای ندارند![1]

*اعتقادی که آخوندی به آن اشاره کرده، یک اعتقاد برآمده در دولت آقای روحانی است و پیش از این توسط تئوریسین دیگر دولت اعتدال یعنی “محمود سریع القلم” نیز مورد اشاره قرار گرفته بود.[2]

اعتقادی که متأسفانه به کرّات از سوی تحلیلگران اصولگرا هشدار داده شد اما در انتخابات مورد توجه قرار نگرفت و کشور به مشکلات اقتصادی فعلی و گرانی ها گرفتار شد.

لازم به توضیح است که اظهارات امثال آخوندی و سریع القلم یک خوانش محض و بدون پیوست از علم مدیریت و اقتصاد است.

 در خوانش محض و بدون پیوست، نباید کالایی که دارای مزیت مطلق نیست را تولید کرد و خودکفایی در تولید چنین کالایی خنده دار است.

آخوندی و سریع القلم سپس در پاسخ به این سوال که حال اگر این کالا تحریم شد چه باید کرد؟! نیز حکما اینطور پاسخ می دهند که بایستی تحریم ها را بوسیله مذاکره، پذیرش FATF و تعامل با جامعه جهانی رفع کرد! تنش زدایی کرد، مرگ بر آمریکا نگفت و قس علی هذا.

و دقیقا از همینجاست که برداشت بدون پیوست و خطرناک این افراد؛ نقاب از چهره برمی دارد…

و از همینجاست که مشخص می شود که چرا افرادی در دولت و ستاد اصلاحات تاکید دارند که چرا ایران باید به جای قدرت برتر؛ صرفا یک قدرت میان پایه باشد؟ چرا باید به هر قیمتی مذاکره کرد؟ چرا رزمایش موشکی کم عقلی است؟[3] و چرا ایران باید بین انقلابی بودن و اقتصادی بودن یکی را انتخاب کند![4]

اما همانطور که اشاره شد، این یک خوانش بدون پیوست از دانش مدیریت و اقتصاد است و مقولاتی مثل عقل و آرمان واقع گرایانه و آزادی و قوی شدن و کمک به مظلوم در آن هیچ جایی ندارد.

چه اینکه در هنگام توجه به این پیوستها مشخص می شود که یک کشور در شرایط تحریم و فشار اقتصادی دشمن مجبور است کالایی که در آن دارای هیچ مزیت مطلق و حتی نسبی نیست را تولید کند. به برخی قواعد ظالمانه تجارت جهانی تن در ندهد. و با گفتمان “قوی شدن” خود را به یک قدرت غالب در جهان تبدیل کند تا قوانین جدید با منطق او همسو شوند.

مفهومی که شاهدیم علیرغم خواست کسانی در ستاد دولت و اصلاح طلبان اما با مدیریت داهیانه ولایت فقیه در حال انجام است و ایران اسلامی نه تنها روز به روز از اثر تحریم‌ها کاست بلکه رفته رفته خود را بعنوان یک قدرت برتر به جهانیان قبولاند.

و اگر نبود سوء مدیریت دولت و بدخواهی کسانی از اصلاح طلبان؛ امروز شاهد گرانی هم نبودیم و دستاوردهای کشور با وضوح بیشتری در مقابل مردم عزیز ایران قرار داشت.

باید در مقابل این حقیقت تسلیم شد که توسعه ای که آخوندی و امثال آخوندی بر آن تأکید دارند چیزی جز استعمار فرا نو نیست و درآمدن کشور به شرایطی مثل هندوستان، مصر و یونان از نتایج آن خواهد بود.

کما اینکه یک شمّه از توسعه مدّ نظر همینان و تأثیر آن بر سفره های مردم را میتوان در گرانی چند برابری مسکن در دولت آقای روحانی به تماشا نشست…

***

مجلس اصولگرا با روحیات روحانی سازگار نیست!

یدا… طاهرنژاد، فعال اصلاح طلب و عضو حزب کارگزاران سازندگی در بخشی از یک مصاحبه با اعتمادآنلاین پیرامون انتخابات پیش رو، ضمن ارائه این پیش بینی که اکثریت مجلس آینده اصولگرا خواهد بود، گفته است:

“دولت با وجود مجلس اصولگرا یا باید تسلیم و همراه شود، که با روحیات آقای روحانی خیلی سازگار نیست، یا خود را آماده تحمل شداید کند.“[5]

*هم آقای طاهرنژاد و هم آقای روحانی باید بدانند که نامهمترین گزینه در سیاست ایران سلیقه و روحیات این و آنست!

بلکه تنها گزینه تعیین کننده در روابط سه قوه و مسائل کشور؛ “قانون” است و بس…

یعنی آقای رئیس جمهور بخواهد یا نخواهد اما حتما بایستی درباره مشکلاتی که راه حل دارند اما دولت از انجام این راه حل ها استنکاف می کند به مجلس آینده –با هر اکثریت طیفی که در آن حضور دارد- پاسخگو باشد و عملکرد خود را اصلاح کند.

این کشور 41 سال قبل انقلاب کرد تا دیگر هیچگاه روی دیکتاتوری را نبیند و ان شاءا… هم نخواهد دید. فلذا یکی از الزامات تحقق ابدی این آرزوی بزرگ؛ تن دادن مقامات کشور به قانون در ذیل ولایت فقیه است.

حتما دولت فعلی باید به نمایندگان مجلس یازدهم پاسخ بدهد که چرا “عدم نظارت بر قیمتها” موجب گرانی گوشت قرمز شده است؟ چرا پیوست های عقلانی طرح اصلاح قیمت بنزین انجام نشد؟ چرا کسانی در ستاد دولت درباره به خیابان آمدن مردم حرف می زنند؟ و چرا “محور مقاومت” در دیپلماسی دولت چندان پر رنگ نیست؟

انتظار اینکه آقای روحانی به این سوالات مصرّح پاسخ ندهند چون روحیات خاصی دارند؛ خنده دار است…

***

درباره تجربه تحریم‌کنندگان انتخابات در سایر کشورها

فرجام لیست ندادن اصلاح‌طلبان چیست؟!

علی شکوری راد، فعال اصلاح طلب و دبیر کل حزب اتحاد ملت در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا درباره لیست ندادن اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس یازدهم گفته است:

“متاسفانه به دلیل مسائلی که در کشور پیش آمده به ویژه حوادث آبان ماه، سرخوردگی بزرگی در جامعه شکل گرفته است و این مساله موجب شده تا بخش زیادی از مردم نسبت به انتخابات بی‌اعتنا شوند. علاوه بر آن سرخوردگی، عملکرد شورای نگهبان هم در رد صلاحیت گسترده چهره‌های شاخص اصلاح طلب، مزید بر علت گردید و موجب شد که دست ما برای شرکت در انتخابات، خیلی بسته باشد. به عبارتی باید صراحتا بگویم اینگونه نیست که ما تصمیم گرفته باشیم در انتخابات پیش رو لیست ندهیم، بلکه لیست ندادن بر ما اصلاح طلبان تحمیل شده است.

او همچنین اظهار می کند: کار احزاب امر به معروف و نهی از منکر است و یکی از شروط اساسی امر به معروف و نهی از منکر هم احتمال تاثیرگذاری است. اما متاسفانه در شرایط امروز کشور، عملا این تاثیر را از دست داده‌ایم و بنابراین تکلیف هم از ما ساقط شده است و به این دلیل است که ما اعلام می‌کنیم که احساس تکلیف برای صدور لیست نکرده‌ایم.[6]

*پیش از این، شورایعالی سیاست‌گذاری جبهه اصلاح‌طلبان در بیانیه ای رسما بر “تحریم خاموش انتخابات” صحه گذاشته و مدعی شده بود که امکان حضور کامل نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات وجود ندارد.[7]

این رفتار تحریمی اصلاح طلبان در حالی است که آنها به مردم توضیح نمی دهند چرا مثل رفتارهای انتخاباتی‌شان در سال های 92 و 94 حاضر به ائتلاف با نامزدهای نزدیک به خود و یا حاضر به معرفی چهره های جدید به مردم نیستند؟! و چرا اصرار دارند که حتما چهره های پیر و مسئله دار خود را به کشور حقنه کنند؟

البته لازم به توضیح است که ادعای ستاد جریان چپ مبنی بر عدم تأیید صلاحیت تمام نامزدهای جناح چپ صحیح نیست.

اصلاحات با این رفتار خائنانه که سومین رفتار تحریمی چپ‌ها پس از انتخابات‌های مجلسین هفتم و نهم محسوب می شود؛ می‌رود تا آینده این جناح را با بدبینی‌های جدیدی مواجه کند.

زیرا بدیهیست که هیچ حکومتی در جهان مایل به پذیرش یک اپوزیسیون با رفتارهای خائنانه در داخل بافتار سیاسی خود نیست.

“تحریم خاموش انتخابات” یا همان رفتار اذعان شده “لیست نمی دهیم ولی رأی می‌دهیم” به این معنیست که یک طیف یا یک حزب سیاسی در حال تقلا برای کم رمق سازی انتخابات بعنوان بزرگترین منصه مردمسالاری در یک کشور است و مایل است تا این پیام را به مخاطبان خود در عرصه اجتماع و سیاست القا کند که در کنار دشمن است و ساختار قانونی و نظارتی کشور را قبول ندارد.

پیش از این چهره هایی مثل محسن آرمین و مجید انصاری؛ “تحریم خاموش انتخابات” را عبارتی برای مجبور کردن اصلاح طلبان به شرکت در انتخابات و یک تهمت عنوان کرده بودند![8]

تحریم انتخابات در قاعده سیاست به منزله “خروج از دموکراسی” است و بانیان آن خائن به نظام و مردم یک کشور تلقی می شوند.

تجربه سیاسی در دیگر کشورها نشان داده است که تحریم کنندگان یک انتخابات اگر موفق به براندازی نشوند؛ مجبور به عقب نشینی در مقابل حاکمیت می شوند.[9]

 در همین حال، ناظران و تحلیلگران معتقدند این تهدیدات برای کسب امتیاز حداکثری از نظام و شورای نگهبان بوده است و در نهایت اصلاح‌طلبان  مجبور به گردن‌نهادن بر صندوق رای می‌شوند و کورسوی روشن مانده از حیات در سپهر سیاست نظام اسلامی را اینگونه از دست نمی‌دهند.

***

1_https://www.ilna.news/fa/tiny/news-868975

2_mshrgh.ir/1023515

3_mshrgh.ir/678446

4_https://www.farsnews.ir/news/13940510001181

5_ https://etemadonline.com/content/381672

6_ www.irna.ir/news/83663726/

7_ www.irna.ir/news/83661227/

8_ mshrgh.ir/1035158

9_ mshrgh.ir/1036040