سه شنبه , ۶ مهر ۱۴۰۰
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » مرور روزنامه‌های پنجشنبه دوازدهم دی ماه؛

مرور روزنامه‌های پنجشنبه دوازدهم دی ماه؛

 			 				 					آیا قیاس برجام و FATF منطقی است؟ /پاسختان را گرفتید آقای ترامپ؟! /پیشروی به سوی جنگی ناخواسته؟!

پاسخ محکم رهبر انقلاب به پیام‌های تهدیدآمیز ترامپ، وداع با اولین کارگردان زن ایران؛ شهلا ریاحی، ارقام صوری نفت در بودجه ۹۹، ماجرای پیامک‌های دلواپس به اعضای مجمع، ورود مستقیم نیرو‌های ترکیه و روسیه به لیبی، چهارشنبه سبزپوش بورس، شکست‌های پی‌در‌پی دیپلماسی ترامپ در آغاز سال ۲۰۲۰، درخواست روحانی برای وحدت همزمان با کنایه به مجمع و مردم و شکستن بزرگ‌ترین کمپین ضد انقلاب، از مواردی است که موضوع گزارش‌های خبری و تحلیلی روزنامه‌های امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامه‌های امروز پنجشنبه دوازدهم دی ماه در حالی چاپ و منتشر شد که بیانات رهبر انقلاب در جمع پرستاران و پاسخ رهبری به تهدید‌ها و اتهامات ترامپ در صفحات نخست بیشتر روزنامه‌های امروز برجسته شده است.

ماجرای ناتمام تعلیق یا تصویب الحاق ایران به FATF در مجمع و اظهارات موافقان و مخالفان تصویب آن در کنار موضوع پیامک‌های دلواپس ارسال شده به اعضای مجمع دیگر موضوع مورد توجه روزنامه‌های امروز است.

در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرو می‌کنیم؛

آیا قیاس برجام و FATF منطقی است؟

سیدمصطفی هاشمی‌طبا در سرمقاله امروز روزنامه اعتماد با عنوان قیاس غلط برجام و FATF نوشت: در شرایطی که کشور به لحاظ وضعیت اقتصادی با مشکلاتی مواجه است، ادامه بلاتکلیفی همکاری‌های ایران با گروه ویژه اقدام مالی یا همان FATF نیز به این مشکلات افزوده و نظام بانکی کشور را با چالشی جدی مواجه کرده است.

در چنین شرایطی، اما شاهدیم که متاسفانه برخی مسوولان نیز در اظهارنظرهایی، مسائلی را مطرح می‌کنند که محل تعجب است. چنانکه اخیرا رییس و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در اظهاراتی به مخالفت با همکاری ایران با گروه ویژه اقدام مالی پرداخته و عجیب‌تر اینکه FATF را با برجام مقایسه کرده‌اند. در این راستا باید توجه داشته باشیم که فارغ از اینکه این قیاس از اساس قیاسی است مع‌الفارق و مقایسه دو مقوله نامربوط به یکدیگر، اینکه توافق‌نامه رسمی که جمهوری اسلامی به آن متعهد و کماکان در حال اجرای آن است را مقوله‌ای نادرست و «خطرناک» بخوانیم، تعجب‌انگیز است. چراکه در واقع برجام اساسا نه تن‌ها خطری برای کشور نداشت بلکه زمینه‌ساز رفع خطر‌های جدی از کشور شد. این برجام بود که زمینه‌ساز از میان رفتن قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد شد. آیا لغو قطعنامه‌های شورای امنیت که علیه ملت و کشور بود، خطرناک است؟!

به نظر می‌رسد، فلسفه بیان و طرح این مقایسه مع‌الفارق از اساس باطل است. چه آنکه برجام به عنوان عامل اصلی لغو قطعنامه‌های خطرناک شورای امنیت علیه ایران به سود ما و زیان دشمنان‌مان بود؛ چنانکه شاهد بوده و هستیم که چگونه نتانیاهو در گذشته و ترامپ در حال حاضر از تمام توان خود برای از بین بردن این توافق هسته‌ای استفاده می‌کنند و از عقد این قرارداد عصبانی و ناخشنودند.
آیا قیاس برجام و FATF منطقی است؟ /پاسختان را گرفتید آقای ترامپ؟! /پیشروی به سوی جنگی ناخواسته؟!
در بحث FATF نیز باید دقت داشته باشیم که ادامه رویه فعلی که مبتنی بر دور زدن تحریم‌هاست به نفع کشور نبوده و با گذشت زمان شرایط را بیش از پیش دشوار می‌کند. هر چند به نظر می‌رسد، برخی به دلیل منافعی که در صورت عدم برقراری ارتباطات بانکی و مالی مرسوم و معمول ایران با جهان به دست می‌آورند، تمایلی به تصویب لوایح مربوط به FATF ندارند و ترجیح می‌دهند همین وضعیت حفظ شود، اما واقعیت این است که منافع ما در این شرایط تامین نمی‌شود؛ چنانکه به گفته رییس کل بانک مرکزی حتی کشور‌هایی همچون چین و روسیه نیز به ما پیغام داده‌اند که در صورت عدم تصویب این لوایح امکان همکاری مالی و بانکی با جمهوری اسلامی برایشان فراهم نخواهد بود.

همزمان فضاسازی‌هایی که از جانب طیفی خاص از مخالفان تصویب این لوایح صورت گرفته به ویژه در ارسال پیامک‌های تهدیدآمیز به نمایندگان مجلس در مقطعی و به اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام در روز‌های اخیر نمود یافته است نباید مانع از تصویب این لوایح شوند؛ چراکه انتظار از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام این است که مبتنی بر نظرات کارشناسی خود بدون ترس و واهمه از هجمه‌های جناحی و سیاسی نظر بدهند و تنها منافع ملی را مدنظر قرار دهند. واقعیت این است که نباید سرنوشت اقتصادی یک کشور با پیامک تغییر کند.

در نهایت اگرچه نمی‌توان تصمیم نهایی در این رابطه را پیش‌بینی کرد، اما شخصا احساس می‌کنم این لوایح نیز توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شده و زمینه همکاری ایران با گروه ویژه اقدام مالی فراهم شود.

پاسختان را گرفتید آقای ترامپ؟!

حنیف غفاری در سرمقاله امروز روزنامه رسالت با عنوان پاسختان را گرفتید آقای ترامپ؟! نوشت: رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار پرستاران به مناسبت سالروز میلاد حضرت زینب کبری سلام‌الله علی‌ها و روز پرستار، به نکات ارزنده و مهمی در حوزه سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی کشورمان اشاره فرمودند. معظم له در بخشی از سخنان خود در پاسخ به رجزخوانی اخیر دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا تأکید کردند: «هیجان ضدآمریکایی در بغداد و سراسر عراق نتیجه طبیعی جنایت‌های امریکاست. رئیس‌جمهور آمریکا در مطلبی گفته ما این مسائل را از چشم ایران می‌بینم و به آن پاسخ خواهیم داد. اما باید به آن‌ها گفت: اولا غلط می‌کنید زیرا این موضوع ربطی به ایران ندارد. ثانیا باید منطقی باشید و بفهمید که علت اصلی این قضایا چیست. البته آن‌ها منطقی نیستند.» واقعیت امر این است که کاخ سفید هزینه استراتژیک زیادی بابت انعقاد و استمرار پروژه «ناامنی مزمن امنیتی» در عراق پرداخت کرده و در حال حاضر، بخش اعظمی از تلاش‌های خود مبنی بر احیای تروریسم تکفیری در این کشور مسلمان و ایجاد شکاف میان ملت و خصوصا شیعیان عراق را ازدست‌رفته می‌بیند.
آیا قیاس برجام و FATF منطقی است؟ /پاسختان را گرفتید آقای ترامپ؟! /پیشروی به سوی جنگی ناخواسته؟!
تحول این شکست راهبردی، برای رئیس‌جمهور تاجر مسلک آمریکا بسیار سنگین است زیرا ترامپ میان «هزینه» و «فایده»‌ای که طی ماه‌ها و هفته‌های اخیر در عراق و از سوی دولت و دستگاه‌های امنیتی ایالات‌متحده محاسبه شده است، توازنی به سود خود و همدستانش نمی‌بیند. چنانچه برخی سناتور‌های کنگره و تحلیلگران برجسته حوزه سیاست خارجی آمریکا اذعان کرده‌اند، مؤلفه‌ای به نام «نفرت از آمریکا» در میان اقشار مختلف عراق، خصوصا پس از حملات نظامیان آمریکایی به پایگاه‌های حشد الشعبی بیش‌ازپیش نهادینه‌شده است. فراتر از آن، ظهور دوباره داعش در مناطقی از عراق به‌خوبی نشان داده است که هدف واقعی ایالات‌متحده از حمایت ظاهری از اعتراضات مردمی در این کشور چه بوده است!

پاسخ رهبر معظم انقلاب به تهدیدات اخیر ترامپ، دارای دو فاکتور «قاطعیت» و «منطق» بوده است: قاطعیت در دفاع از کیان ملت ایران و منطق در رصد تحولات منطقه و محاسبات راهبردی، تاکتیکی و رفتاری کشورمان در حوزه سیاست خارجی و منطقه‌ای. تلفیق این دو مؤلفه سبب شده است تا ترامپ بیش از هر زمان دیگری در برابر «ایران قدرتمند» احساس استیصال و ناتوانی کند. «ایران قدرتمند» نه یک «مفهوم انتزاعی»، بلکه یک «عینیت» است که مدت‌هاست ذهن استراتژیست‌های آمریکایی را به خود مشغول ساخته و مولد منازعات پایداری در حوزه امنیت و سیاست خارجی ایالات‌متحده بوده است. عقب‌نشینی ترامپ از مواضع مضحکانه اخیر خود، آن‌هم چند ساعت پس از اینکه ایران را نسبت به پرداخت هزینه‌ای بسیار سنگین! تهدید کرده بود، به‌خوبی نشان می‌دهد که «قدرت ایران اسلامی» تا چه اندازه‌ای در دل مقامات آمریکایی رعب و وحشت ایجاد کرده است. رئیس‌جمهور ایالات‌متحده پاسخ تهدید خود را به صورتی صریح از سوی رهبر حکیم انقلاب اسلامی دریافت کرد. ترامپ و ساکنان کاخ سفید از امروز باید با نگاهی بهت‌زده، به تماشای ترکیب «قدرت محور مقاومت» و «رشد تصاعدی حس نفرت از آمریکا» در منطقه غرب آسیا بنشینند. اگرچه ممکن است هضم این مسئله برای رئیس‌جمهور آمریکا و همراهانش سخت باشد، اما هراندازه در پذیرش این شکست همه‌جانبه تعلل صورت گیرد، هزینه‌های این شکست به‌مراتب برای بانیان و صاحبان غربی تروریسم تکفیری و مهره‌های منطقه‌ای آن‌ها سخت‌تر می‌شود.

پیشروی به سوی جنگی ناخواسته؟!

پیرمحمد ملازهی طی یادداشتی در روزنامه جهان صنعت با عنوان پیشروی به سوی جنگی ناخواسته نوشت: ایران و آمریکا می‌دانند که جنگ چه خطری دارد بنابراین علی‌القاعده نباید دنبال این رویکرد باشند منتها واقعیتی وجود دارد و آن، اینکه نیرو‌هایی که در عراق هستند و بخشی از آن‌ها را حشدالشعبی و حزب‌الله تشکیل می‌دهند خیلی در محاسبات خود هم‌راستا با ایران حرکت نمی‌کنند چراکه این نیرو‌ها از یکپارچگی و فرماندهی خاصی برخوردار نیستند. در همین جریان سفارت، دیدیم که رهبران این گروه‌ها به مردم اعلام کردند پیشروی نکنند و قرار بود این تظاهرات صرفا جلوی دروازه‌های سفارت آمریکا باشد، اما بعد دیدیم که عده‌ای ریختند و آتش زدند و مساله را پیچیده‌تر کردند بنابراین از این زاویه خطر وجود دارد. واقعیت آن است که گروه‌هایی که آمریکا فکر می‌کند صددرصد از ایران حمایت می‌شوند و وابسته به نیرو‌های قدس هستند آن‌طور که گمان می‌رود حرف‌شنوی از ایران ندارند.

دیروز رهبر انقلاب واکنش تندی نسبت به اظهارات مداخله‌جویانه آمریکا داشتند. از طرفی هم شاهد بودیم که رییس‌جمهور ایران دوباره بحث مذاکره با واشنگتن را با رعایت پیش‌شرط‌ها مطرح می‌کند. شاید این گمانه به‌وجود آید که از نگاه آمریکایی‌ها مقامات ایران متناقض سخن می‌گویند، ولی واقعیت آن است که آمریکایی‌ها حاکمیت ایران را جدا از دولت نمی‌دانند و شاید این نوع تصور از نگاه آن‌ها باشد که این تفاوت کلامی مقامات ایران بازی سیاسی است که انجام می‌دهند و در واقع تقسیم کاری درون حاکمیت و دولت وجود دارد. درست است که رییس‌جمهور وظیفه‌اش این است که از جنگ جلوگیری کند و از این زاویه می‌خواهد شرایطی به‌وجود آورد که تنش‌ها کاهش پیدا کند، اما آن طرف قضیه این است که آمریکایی‌ها آنچه را که رییس‌جمهور می‌گوید یعنی بازگشت ترامپ به برجام عملی نمی‌دانند. آمریکایی‌ها هیچ‌وقت به آن شرایط برنمی‌گردند.

آیا قیاس برجام و FATF منطقی است؟ /پاسختان را گرفتید آقای ترامپ؟! /پیشروی به سوی جنگی ناخواسته؟!

واشنگتن بازی خودش را می‌کند و خیلی زیرکانه هم حرکت می‌کند. ایران در موقعیتی قرار دارد که به لحاظ اقتصادی و درآمد‌های نفتی خیلی فشار رویش وجود دارد و این همان مساله‌ای است که آمریکا را حاضر به برگشت به برجام نمی‌کند. از طرف دیگر تلاش‌های دولت ایران و واسطه‌گری‌ها هم فایده‌ای نداشته. رییس‌جمهور ایران اخیرا به ژاپن رفت، اما عملا کاری انجام نشد. هر چند ژاپنی‌ها دل‌شان می‌خواست میانجیگری کنند، اما در واقع شرایط برای مذاکره فراهم نیست عمان، سوییس و جا‌های دیگر هم در این مدت تلاش کردند میانجیگری کنند، اما محاسبات دو طرف به نتیجه منجر نمی‌شود چرا که رویکرد دو طرف خصمانه است وراهی برای واسطه‌گر هموار نمی‌کنند. مواضع دو کشور به قدری متضاد است که در شرایط کنونی نه ایران می‌تواند از مواضع خود عقب‌نشینی کند نه آمریکا. از آن طرف محاسبات خود ترامپ را باید به عنوان تاجر دید. او معتقد است که وضعیت نه جنگ، نه صلح که میان دو کشور حاکم است در انتخابات آینده به سودش خواهد بود و ارزیابی‌اش این است که این رویکرد بتواند او را در انتخابات پیروز کند. او می‌خواهد این حالت را حفظ کند و این می‌تواند به نفعش تمام شود و به رای دادن مردم به او کمک کند. البته یکسری بده‌بستان‌ها هم پشت پرده است. آقای ترامپ خیلی دقیق برای انتخابات آینده بازی می‌کند و آن، حفظ وضعیت موجود با ایران است حتی اگر این شرایط به جنگ محدود بین ایران و آمریکا کشیده شود. اما باز باید تاکید داشت که آمریکا محاسبات انتخاباتی خود را دارد. در این مساله اگر احساس کنند جنگ با ایران باعث پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات می‌شود یک لحظه هم تردید نمی‌کنند و سریع این برخورد را عملی می‌کنند هر چند که این نگاه وجود دارد که این برخورد اثرش کوتاه بوده و آن‌طور که آن‌ها می‌خواهند پیش نمی‌رود و ممکن است کل منطقه را درگیر کند. به هر حال محاسبات آن‌ها این است که اگر برخورد نظامی با ایران باعث پیروزی ترامپ شود این کار را خواهند کرد. در عین حال اگر احساس کنند جنگ به ضررشان تمام می‌شود این وضعیت فعلی را حفظ می‌کنند. به نظر می‌رسد ارزیابی آمریکا و کاخ سفید حفظ وضع موجود با ایران است و به نفع مبارزات انتخاباتی ترامپ تمام می‌شود.