سه شنبه , ۱۶ آذر ۱۴۰۰
صفحه اول » سیاسی » افشاگری رضا ملک از زندان اوین : پرستوهای دستگاه های امنیتی طی پنجاه سال

افشاگری رضا ملک از زندان اوین : پرستوهای دستگاه های امنیتی طی پنجاه سال

رضا ملک زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین که درتاریخ ۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶، بازداشت شد، در یک سری فایل صوتی که برای انتشار در اختیار «دُرّ تی وی» و «آمدنیوز» قرار داده است، با افشای فساد گسترده مسئولان نظام حاکم بر ایران، نقش پرستوهای امنیتی در پرونده سازیهای سران نظام علیه یکدیگر،مخالفان و رقبا را مورد بررسی قرار داده و در بخشی از این فایل به چگونگی تبدیل شدن همسر خود به یک پرستوی امنیتی نیز می پردازد.

متن کامل فایل صوتی افشاگرانه رضا ملک از زندان اوین به شرح زیر است:

بنام خدا
پرستوهای دستگاه های امنیتی طی پنجاه سال
آیا ترامپ حق دارد به فتوای خامنه ای اعتماد نکند؟
ملت شریف ایران
بنا دارم در این مقاله شما را به لایه لایه های پیدا و پنهان انحرافات ضداخلاقی ، ضدملی و ضدانسانی کارگزاران رژیم فاسد و فاسق حاکم بر ایران برده تا شاید اندکی در خود فرو روید و بیاندیشید که چگونه طی این چهاردهه فریب مشتی دغلباز و تفتیشگر روباه صفت را خورده اید و اسیر تبلیغات کمونیستی این مردم فریبان شده اید.
اگر اشتباه نکنم همین مذاکره کننده هسته ای بود که گفت : «فریبکاری در ژن ایرانیان است.» که همان موقع طی بیانیه ای پاسخ دادم که این «ژن ایرانی» نیست که آلوده است بلکه «ژن آخوندک هاست» و ایرانیان خود قربانی این ژن مکاران گشته اند.
به قول فردوسی پاکزاد :
ز شیـر شـتر خـوردن و سـوسـمار
عــــرب (آخوند) را به جــایی رسیدسـت کار
که تـــــاج (چرخ) کیــــانــــــی کـــنـــد آرزو
تــفــو بــر تــو ای چــرخ گـــردون تفو

پرستوها
استعاره ای از بکارگیری هر وسیله ای برای نوعی اهداف باصطلاح آرمانی که شبانه روز توسط صدها بوق تبلیغاتی، مردم ایران را آماج خود قرار داد.
من در این مقاله سعی خواهم کرد برای اثبات بکارگیری رژیم از هر وسیله نامشروعی برای رسیدن به هدف و باصطلاح «وسیله هدف را توجیه میکند» مضامینی از هر نوع را به تمثیل بیان کنم تا ملاحظه کنید که فتوای آخوندها کاملا سیاسی است و هربار بسته به منافع جناحی و شخصی به سمتی رو می کند.
لازم می دانم پیشتر از بکارگیری و استخدام پرستوها در تشکیلات ساواک ذکری به میان بیاورم.

ساواک تشکیلاتی یکصدنفره از پرستوها را در اختیار داشت که توسط زن و شوهری که هم اینک در آپارتمانی در مجاورت دیوار جنوبی وزارت یا ساواک سابق ساکن می باشند اداره میشد.
ساواک از این افراد به عنوان تستر و چک نیروهایش قبل از ارتقاء تشکیلاتی در پستهای سازمانی بهره می برد تا مدیرانش را چک کند که اگر سرویسهای حریف خواستند توسط سازمانهای جاسوسی از اعضا ساواک اطلاعات اخذ کنند، نتوانند.
باصطلاح یکی از آزمونهای مقاومت در برابر جاسوسی که اصطلاحا به نام ضد جاسوسی گفته می شود برای اعضا و مدیران ساواک و عبور به سلامت از این گردنه ها بود. پس از انقلاب متأسفانه رژیم حاکم چهل ساله از ناحیه جناح راست و اصولگرا و در واقع اسلام سنتی های حکومتی این حرکت بکارگیری پرستوها را علیه رقبای خود بکار گرفته اند.
اسلام سنتی ها که حکومت اسلامی مطلقه و استبدادی را راه اندازی کرده و با انحصارطلبی تمامی گلوگاههای کشور را بطور قانونی و غیر قانونی در اختیار گرفته اند، از همان بدو انقلاب علی رغم شعارهای دروغین اسلامی، رذیلانه ترین روشها را علیه رقبای فکری خود در حاکمیت بکار بسته اند.

در این مقاله برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب تنها ذکر به مصادیقی برای نمونه اکتفا می کنم.
چه در بخش اخلاقی چه در بخش حقوق بشری و چه در بخش سیاسی در سرکوب رقبا و مخالفین

در بکارگیری پرستوها

یاد دارم اولین بار پس از اخراج از اطلاعات سپاه بهمراه اعضاء تواب گروه ها از زندان اوین مشخصا «بند ۲۰۹» در انتهای زندان پادگان ولیعصر، لاجوردی در یک حرکت مذبوحانه زنی را تحت عنوان مراقبت به بند زنان این زندان وارد گرد که هدفش شناسایی پرسنل سیاسی بند و جمع آوری افراد بود.
بیاد دارم دادستان دادستانی ابتدای دهه شصت، زنی را که پیش از انقلاب هنرپیشگی را تجربه کرده بود به خانه چند تن از آخوندهای انقلابی فرستاد و سپس با تهیه مدارک به نزد خمینی رفت و آنها را رسوا نمود. تفاوت اینها و ساواک در آن بود که اینها هزارن شخض را مورد سوء استفاده شخصی و عمومی قرار می دادند.

بیاد دارم اسلام سنتی ها برای بدنام کردن و پرونده سازی برای یکی از کسانی که هم اکنون یکی از اصلاح طلبان محسوب می گردد، زن فاسده ای را مأمور شکایت از او کرده اند و در بیدادگاه اگر نبود زکاوت و هوش او، اسلام سنتی های بی خدا و پول پرست و مردم فریب به حسابش می رسیدند.
او در بیدادگاه در حالی که آن زن به تجاوز او به خود اصرار می ورزید، از قاضی دادگاه پرسید که از زن بپرسید که اگر چنین تجاوزی صورت گرفته، علامتی را که در بدن دارم برای شما (قاضی) بازگو کند ولی وقتی آن پرستوی مأمور موتلفه و اسلام سنتی در مخمصه قرار می گیرد بناچار به گریه زاری افتاده و اعتراف می کند که به خاطر پول این مأموریت را پذیرفته است. که البته آن شخص می گوید آن علامت، بزرگی جگرم بود که بعنوان نشانه از پرستو موتلفه سؤال کرده بودم.
جالب اینکه بعد از رسوایی کل پرونده توسط شخص خامنه ای تحویل آن شخص می گردد، یعنی خامنه ای تسلیم و دستها را  بالا می برد.
نتیجه این بخش آنکه دستگاه اطلاعاتی بویژه سپاهیان ظلمت و قوه فاسد قضا و مشخصا دادستانی ها که در اختیار جناح راست هستند توانسته اند طی چهل سال بدینوسیله بسیاری از رقبای خود را از میدان بدر کنند. ولی اینکه آیا ما باید در این راه زنی ها، قربانی را مقصر بدانیم یا غیر؟

 اما در بخش حقوق بشری 

بیاد دارم در طول جنگ هشت ساله در ابتدا که در بخش عملیات در جبهه ها حضور داشتم و در عملیات های مختلف بعنوان نیروی اطلاعاتی بطور رسمی حضور پیدا می کردم.
آنچه مشاهده کرده ام بویژه فساد آخوندها در سنگرها از استعمال مواد مخدر گرفته تا لواط که فت و فراوان وجود داشت. ولی آنچه مایلم بگویم این است که اسرای بسیاری بین بیست تا بیست وپنج هزار عراقی که پس از اسارت توسط نیروها بطرق مختلف به قتل رسیدند و این علی رغم شعارهای دروغینی بود که از فوق تا ذیل همگی سر می دادند و منکر این جنایات و کشتن اسرای جنگی می شدند.

بیاد دارم رژیم در جنگ تصمیم به انفجار سد «دکان» در کردستان گرفت و در یک کار پیچیده و طولانی مقادیر بسیار زیادی مواد منفجره و تعدادی قایق به سد منتقل نمود.
و لحظه انفجار سد دکان فرا رسید که اگر این اقدام صورت می گرفت و سد شکسته میشد خدا میداند چه شهرها و روستاهایی در زیر دست سد نابود و چه فاجعه انسانی ای رقم می خورد.
خوشبختانه در لحظه آخر نیروهای صدام توسط منابع کرد متوجه این حرکت ضد بشری رژیم ایران و سپاهیان ظلمت شدند و مردم منطقه را  از این فاجعه ملی نجات دادند.
بیاد دارم که طی مبارزه سپاه و نیروهای امنیتی با ضد انقلاب از اقوام مختلف کرد ، لر ، درویش و آذری که طرح آلودن قبای گروهی و فردی آنها از مرکز طراحی و توسط عوامل نفوذی آنها اقدام به قتل عام گروهی نمودند. این موارد در خاطرات این اقوام همیشه بوده است و خواهد بود زیر همواره تلفات بسیاری بر آنها تحمیل ساخته است.

بیاد دارم در اوایل انقلاب در جلسه ای که توسط آخوندکی با نام نیری که هم اینک در دایره اول اطراف رییس قوه(قضائیه) قرار دارد، برای وارد کردن قاضی ها به دادستانی برگزار میشد، مثالی از داستان شکنجه می زد با این عنوان که، «به پیامبر در یکی از جنگها اطلاع دادند که جاسوسی یهودی را دستگیر کرده ، با او چه کنیم ؟ پیامبر دستور داده : آنقدر او را بزنید تا مقر بیاید ، فذا او را زدند ، تعزیر و شکنجه کردند تا کاغذ نوشته ای را از لابلای موهای سرش یافتند»، اینگونه آخوندک های قوه و دادستانی، پایه گذاری شکنجه های وحشتناک ضدبشری را فراهم نمودند.

بیاد دارم حفاظت وزارت را که از نیروهای سپاه تشکیل شده بود و اطلاعات سپاه به شکل مأموریتی در آن باقی ماندند تا سال شصت و نه که محسن رضایی دستور معافیت سپاه را داد نیروهای اطلاعات دادستانی و شعباتش وارد وزارت شدند. آنان در همان موقع با در اختیار داشتن گروه عظیمی از پرستوهای چندگانه علیه نیروهای اطلاعاتی تشکیل دهنده اولیه وزارت وارد توطئه شدند.
گلوگاههای وزارت با واسطه حضور آنها که عضو حزب مؤتلفه بودند به تصاحب جناح بازاری و اصولگرایان درآمد. آنان سعی کردند به اندرونی خانه ها وارد شوید. و از طریق همسران اعضا وزارت و بچه های آنان، افکار و خواسته ها و گرایشات آنان را نظارت می کردند. در واقع همسران تبدیل شدند به پرستوهای حفاظت ها که در اختیار مؤتلفه و کهنه بازاری ها و زالوهای تفکر بازار بود. تا آنجا که در مورد خود من، حتی یادداشتها و بررسی های مکتوب را که برای شغلم و برای کارم یا برای بولتن ها می نوشتم تا در اداره از آنها استفاده شود در منزل مفقود می شد و اینگونه اسباب دخالت در خصوصی ترین زوایای زندگی خصوصی من را پی می گرفتند.
در واقع حفاظت وزارت اطلاعات که شعبه ای است از معاونت حفاظت فرماندهی کل قوا و رابطه طولی با آن دارد در منزلم توسط همسر بی خردم حضور فیزیکی داشت یعنی همسر اشتراکی!

حتی استفاده از همسران در بازجویی ها رایج بود و همسرم را برای شکستن من در مقابلم و و در حضور تعدادی دادستانی چی دست در سینه اش کردند و او هم بی تفاوت منتظر عکس العمل من بود! و من هم که به اذن خدا شکستنی نبودم زیرا که در اوایل ازدواج وقتی متوجه همکاری قبلی او با اطلاعات سپاه شدم و چون عواقب کار را در تجربه دیگران شاهد بودم از ازدواج با او بشدت منزجر گشتم. زیرا امروز را می دیدم و زندگی بی علاقه ای را تجربه کردم ولی چون با وی دارای فرزند شده بودم چاره ای جز ادامه نداشتم و مجبور بودم با تنفر و با بی علاقه گی با او ادامه دهم.

بد نیست بدانید که ازدواج من که با سبک سنتی و معرفی دوستان آغاز شده بود و این عباس آقای عراقچی معاون ظریف که همکار بنده در یک اداره بود و همچنین با واسطه گری نماینده مجلس مرحومه خانم همایون مقدم و حضور خانواده و بعد هم که نزد خمینی به عقد همدیگر درآمدیم و الی آخر… ولی دستگاههای امنیتی و همکاری ذلتبار با حفاظت اطلاعات سپاه از او(همسرم) فردی منزجر برایم ساخت حتی خود دادگاهها هم که احکامش موجود است به او «اطلاق ناشزه» داده و مجوز ازدواج مجدد به من دادند.

به عبارت دیگر حزب الشیطانهای حکومت اولین بهره برداران تسلط در امور تفکرات زاویه دار با حاکمیت هستند. سپاه ، وزارت، دادستانی ، بیدادگاهها و حفاظت ها و خلاصه همه دستگاههای امنیتی از بهره برداران بی ناموسی دراین خان یغمای رذالت مستهجن هستند. تنها تفاوت این پرستوها با پروانه ها، که هزار هزار با اهداف چندگانه در خدمت پیکره فاسد پرسنل نیروهای امنیتی از فوق تا ذیل قرار دارند، با ساواک، در اهداف آنها است.
حتی در ماجرای بازجویی همسر سعید امامی به دروغ از او اعتراف گرفته بودند که یکصد و سی نفر از پرسنل وزارت با آمریکا ارتباط دارند و قرار بود تمامی کسانی را که تفکرات زاویه دار با اسلام سنتی و مؤتلفه یا خامنه ای دارند بدستور خامنه ای تحت عنوان جاسوس اعدام شوند که با دخالت محمد خاتمی با ماجرای شکنجه همسر سعید امامی و کشف بدن زخمی او در طبقه هفتم بیمارستان بقیة الله و امان دادن به او توسط آقای مروی، توطئه جناح راست و باصطلاح جناح اصولگرا خنثی شد. و این است نسل ولایت مطلقه فقیه.
ای ملت بزرگ ایران متوجه شدید که چرا شرکت در انتخابات جعلی و پیروی از اصلاح طلبی کاری عبث و بیهوده است؟
آری ملت ایران ! مشت نمونه ای از خروار است و تا ابد می توان مصادیق ضد بشری تصاحب کنندگان قدرت در ایران را برشمارد، لذا ولایت فقیه به معنی دخالت یک دیکتاتور و تفکر انحصاری در تمامی زوایای وجود یک انسان درست نقطه مقابل «اومانیسم» است، یعنی تقلید میمون وار به جای تفکر انسان خردمند.

حراری تاریخدان جمله بسیاری زیبایی می گوید :
نباید مسئولیت جهان را به کسانی واگذاشت که به کشتی نوح، مجهز به فن آوری پیشرفته باور دارند به همان دلیل که نباید سلاحهای هسته ای را به دست افرادی داد که به زندگی اخروی ملکوتی معتقد هستند یعنی همان بی اعتمادی ترامپیست به فتوا.

آنچه حراری در کتاب «انسان خداگونه» می گوید واقعیتی است که ملت ایران طی چهار دهه با پوست و گوشت و استخوان خود درک و لمس کرده اند . هدف وسیله را توجیه می کند یعنی خدا باب فتوای سیاسی را برای آخوندها باز گذاشته تا هر جنایتی را بنام خدا و دین بهشت و جهنم به اجرا بگذارند لذا مایلم به حوانان و مبارزین توصیه کنم که همیشه دو نفر را مراقب اعمال خود بدانید، یکی خدا و دیگری مامور سوءاستفاده گر رژیم ضدبشری حاکم بر ملت ایران. از همین رو توصیه می کنم مراقب سه زیپ خود باشید تا همچون برخی از انسانهای پاک سرشت و یا اصلاح طلبان گرفتار قتل ناگزیر نگردید.

مراقب زیپ جیبتان باشید، مراقب زیپ دهانتان باشید و همچنین مراقب زیپ شلوارتان هم باشید. دشمن حاکم به تمام و کمال بی دین و فریبکار است و با قدرت هر چه تمام تر از نقطه ضعفهای شما استفاده خواهد کرد.

به امید پیروزی ملت  شریف ایران بر دیو پلیدکار حاکم

رضا ملک – زندان اوین / ۳۱ تیر ۱۳۹۸