شنبه , ۱۵ آذر ۱۳۹۹
صفحه اول » اقتصاد ایران » ارزیابی بسته‌های حمایتی دولت روحانی در جنگ اقتصادی

ارزیابی بسته‌های حمایتی دولت روحانی در جنگ اقتصادی

زنگ ساعت مثل دیگر روزهای کاری هفته، ساعت چهار و ۳۰ دقیقه صبح به صدا در می آید و «سهیل» مجبور است با وجود این که تنها پنج ساعت خوابیده است، بیدار و راهی محل کارش در تهران شود.

او اهل یکی از روستاهای زنجان است اما شش سال پیش ازدواج کرد و به دنبال پیدا کردن کار، راهی تهران شد. او پس از یک سال که نتوانست از پس مخارج زندگی در این شهر بر بیاید، به ناچار خانه ای در اطراف کرج اجاره کرد و هر روز راه سه ساعته بین تهران و کرج را با مترو طی می کند.

هر روز صبح که از خواب بیدار می شود، قبل از هر کاری، اول خبرها را در تلگرام دنبال می کند؛ از آخرین قیمت طلا، سکه و ارز گرفته تا بهای ارزاق عمومی روزمره. هر روز می بیند همه چیز از روزهای گذشته گران تر و باز هم قدرت خرید او کم تر شده است. مساله ای که این روزها دغدغه اغلب مردم شده و آن ها را به یاس و نگرانی کشانده است.

در کوچه و بازار، خیابان و تاکسی، هر جا که پا می گذاری، مردم از تغییر روزمره قیمت ها و مشکلات به وجود آمده در این رابطه حرف می زنند و از آینده ای نامعلوم ابزار نگرانی می کنند. برخی می گویند عجیب است که چرا همه ساکت مانده اند و هیچ اقدامی نمی کنند؛ انگار همه مسخ و یا به مرحله ای از رخوت و سرخوردگی رسیده اند که تسلیم هر اتفاقی که قرار است بیفتد، شده اند.

بیش تر مردم در ایران از گروه ها و تفکرات موجود در عرصه سیاسی کشور سرخورده و ناامید شده اند و انگار دیگر نه دلی به وعده و وعید آن ها خوش کرده اند و نه قول و وعده های دولت برای آن ها قابل اعتماد و امیدوار کننده است. بیش تر منتظرند تا اتفاقی بیفتد و سرنوشت آن ها را تغییر دهد. این در حالی است که مقامات بلندپایه کشور با انواع و اقسام حرف های خوش بینانه و نشان دادن عادی بودن وضعیت کشور، سعی دارند هنوز هم آن ها را امیدوار نگه دارند. بماند که سخنان آخرین گفت و گوی تلویزیونی رییس جمهوری، نقل حرف های طنز آمیز مردم در هر جمع و نشستی در فردای همان شب گفت و گو بود.

سال ۱۳۹۷ تازه از نیمه گذشته است اما آمار و اطلاعات رسمی از بالا رفتن دو برابری خط فقر در کشور خبر می دهند؛ یعنی این که امسال مردم نسبت به سال گذشته صد در صد فقیر تر شده اند.
مقایسه آمارهای رسمی موید آن است دامنه شمول خط فقر مطلق از ۱۷ درصد به ۳۴ افزایش داشته است. در حالی که برخی کارشناسان این ارقام را رد کرده و معتقدند فقر مطلق در ایران بالای ۵۰ درصد را هم تجربه کرده است.

حدود شش سال از ریاست جمهوری حسن روحانی طی دو دوره می گذرد؛ دولتی که با شعار «تدبیر و امید» بر سر کار آمد و مردم زیادی، به ویژه زنان و جوانان امیدها به آن بستند. او توانست در دور دوم، ۲۴ میلیون رای دهنده را همراه خود کند اما امروز کار به جایی رسیده است که دولت او حداقل محبوبیت را دارد. ولی مرغ او هم چنان یک پا دارد و باز هم می خواهد مردم امیدوار باشند!
حسن روحانی در سخن رانی چند روز پیش خود در «دانشگاه تهران» گفت: «علت موفقیت‌هایمان در دولت یازدهم، از امید به آینده شروع شد نه با کار و برنامه‌ریزی ما.»

دولت او شش سال با شعار توافق هسته ای، رفع موانع موجود سرمایه گذاری و رفتن به سوی رونق اقتصادی و بهره مندی از تبعات مثبت باز شدن درهای کشور به روی سرمایه گذاران خارجی و پس گرفتن دارایی های بلوکه شده، به مردم قوت قلب و امید به داشتن زندگی بهتر داد. اما معلوم نیست حالا در شرایطی که «برجام» در حال فروپاشی است، بخشی از تحریم های فلج کننده برگشته و سایه تحریم های بعدی بر زندگی مردم سایه افکنده و آن ها را به شدت نگران و مضطرب کرده اند، چه اقدام معجزه آسایی می خواهد انجام دهد که باز هم از امید حرف می زند.

راه حل هایی که این روزها درلابه لای خبرها برای برون رفت از وضعیتی که بالا رفتن ناگهانی و سرسام آور بهای ارزش دلار و کاهش ارزش ریال زیر سایه تحریم ها ایجاد کرده اند منتشر می شوند، برنامه نیستند بلکه تنها مسکن موقت، آن هم در حد گذراندن امورات روزمره در کوتاه مدت و به قول خود مقامات دولتی، «بسته حمایتی» هستند.

اخیرا سخن گوی دولت از پنج بسته حمایتی به منظور جبران آثار ناشی از نوسانات بازار ارز در زندگی روزمره و بهبود وضعیت معیشت آن ها خبر داده است. این بسته ها شامل دو مرحله واگذاری ارزاق عمومی ۳۰۰ هزار تومانی برای ۲۰  میلیون نفر حقوق بگیر، اعم از کارمند، کارگر، افراد تحت پوشش کمیته امداد و یا سازمان بهزیستی که زیر سه میلیون تومان حقوق می گیرند، افزایش حقوق کارمندان و کارگران در نیمه دوم سال و  حمایت از تولیدکنندگان و پیمان کاران است.

از سوی دیگر، دولت برای این که توجه مردم را بیش تر جلب کند، به سیاست افزایش نرخ سود بانکی دولت «محمود احمدی نژاد» بازگشته است و زمزمه آن شنیده می شود که این نرخ را تا 23 درصد و حتی بیش تر هم افزایش دهد.

اما در بسته حمایتی دولت، واگذاری ارزاق عمومی، آن هم به ارزش ۳۰۰  هزار تومان، کفاف دو هفته یک خانواده چهار نفری را هم نمی دهد. بسته حمایت از تولیدکنندگان و پیمان کاران هم که از اساس مبهم است و هیچ توضیحی برای آن داده نشده است.

افزایش حقوق کارمندان و کارگران نیز به معنای رشد انقباضی بودجه جاری دولت به قیمت کاهش بودجه عمرانی و بالارفتن هزینه های تولید است.  بالا بردن نرخ سود بانکی، رشد نقدینگی و به دنبال آن، افزایش نرخ تورم برای اقتصادی که همین حالا هم نرخ رشدش منفی است را به همراه دارد.

دولت برای این که هزینه های سرسام آور مراکز آموزشی را کاهش دهد، دستور رایگان کردن هزینه های آب و برق مدارس را به پنج وزارت خانه ابلاغ کرده است؛ اما این دستور تا این جا با مقاومت مواجه شده و هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.

همه این ها نشان می دهند دولت در حال دست و پا زدن است تا به مردم بگوید همه چیز تحت کنترل است و ما به فکر ترمیم اوضاع داخل کشور هستیم و تمام هم و غم خود را در این راستا به کار بسته ایم. حسن روحانی پیش از این گفته بود 13 آبان، هم زمان با شروع تحریم های نفتی امریکا، هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.

اما ظاهرا این حرف ها نه تنها دل مردم را گرم نکرده اند بلکه پشت برخی مسوولان را لرزانده است. «علی ربیعی»، وزیر پیشین کار، رفاه و تامین اجتماعی چندی پیش به روزنامه «اعتماد» گفته بود:«ما با دولت ترامپ مشکلات بیش تری را تجربه خواهیم کرد. به همین دلیل باید با مردم صادقانه صحبت کنیم  و بگوییم ما در یک جنگ واقعی وارد شده‌ایم.»

آن چه به نظر، جامعه ایران تشنه آن است، نه تغییرات و جابه جایی مردان اقتصادی کابینه یا اعطای کمک های موقتی و فقرپروری است و نه نمایش دور کردن گروه های فشار از عرصه تصمیم گیری های مهم؛ مردم انتظار تحولات اساسی تری دارند.

منبع : ایران وایر

نویسنده : ونوس امیدوار