سه شنبه , ۴ آبان ۱۴۰۰
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » اعتراف ناگزیر سایت تابناک درباره خواست عموم مردم ایران: مسئولان محترم تردید نکنید!جامعه به شوک بزرگ نیاز دارد؛شوک تغییرات گسترده!

اعتراف ناگزیر سایت تابناک درباره خواست عموم مردم ایران: مسئولان محترم تردید نکنید!جامعه به شوک بزرگ نیاز دارد؛شوک تغییرات گسترده!

تحلیلگران نظام ولایت فقیه از سر ناچاری صحبتهای تلویزیونی دیشب حسن روحانی را مبنای نظرسنجی مردم قراردادند. نظرسنجیها حکایت از ورشکستگی کامل نظام ولایت فقیه دارد!

اغلب نظر سنجی های صورت گرفته در فضای مجازی از ساعات واپسین شب گذشته درباره مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور،بسیار ناامید کننده است؛از نظر سنجی توئیتری مشاور روحانی گرفته تا نظر سنجی در حال برگزاری سایت تابناک و نظر سنجی های تلگرامی دیگر همه حکایت از این دارد که مخاطبان یا شرکت کنندگان در این نظر سنجی های با درصدهایی نزدیک یا بالاتر از 70 درصد،پاسخ های رئیس جمهور را قانع کننده نیافته اند و این برای دولتی که چند ماه پیشتر مورد اقبال عمومی مردم قرار گرفته است،پیام های معنا داری را مخابره می کند.

۰۳ بهمن ۱۳۹۶ – ۰۹:۱۶ 23 January 2018 به گزارش «تابناک» اعتراضات خیابانی مردم ایران در هفته های گذشته را اگر از دو عامل پیراسته کنیم،شاید نوع تحلیل آن اتفاقات و تلاش برای تدبیر آن رنگ و بویی دیگر به خود بگیرد. اولین عاملی که لازم است برای تحلیل درست تر مساله آن را کنار بگذاریم منسوب کردن این اعتراضات به اصولگرایان یا جناح رقیب است؛حتی اگر ده ها شاهد هم وجود داشته باشد که جناح رقیب دولت در برافروختن آتش اعتراضات نقش داشته، بدون درک صحیح مطالبات و تحلیل دقیق محتوای شعارهای مردم و صرفا منسوب کردن آن به جناح رقیب،چشم اندازی برای اصلاح گری به وجود نخواهد آمد. علاوه بر این ضمن تاکید بر نقش خارجی برای سوء استفاده کردن از اعتراضات مردم،مربوط کردن دلایل این اعتراضات به حمایت خارجی نیز مسئولان را گمراه خواهد کرد. لذا مسئولان در قدم اول ، تعمدا این دو فرضیه یا دلیل وقوع اعتراضات را کنار بگذارند؛ نظر مردم درباره مصاحبه شب گذشته رئیس جمهور این را می گوید؛شاید اگر به جای رئیس جمهور هر مسئول دیگری هم شب گذشته مصاحبه می کرد،نظر مردم به همین میزان منفی می بود!

پس از کنار گذاشتن این دو فرضیه، مسئولان دو فرضیه جدی دیگر را مورد بررسی قرار دهند؛دو فرضیه ای که خود احتمالا بهتر از نویسنده از آن آگاهند،اما واکنشی و پاسخی شایسته ای تا کنون به آن نشان نداده اند. احتمالا آنان می دانند که جنبش های اجتماعی در طول تاریخ،اهرم هایی برای تغییر اجتماعی بوده اند؛احتمالا می دانند که جنبش های اجتماعی عموما از بحران در زندگی مردم ریشه می گیرند؛بحران هایی که زندگی روزمره را برای مردم غیر قابل تحمل می کند؛شرایط غیر قابل تحمل زندگی درکنار بی اعتمادی عمیق به نهادهای سیاسی مدیریت کننده جامعه،حس برانگیختگی به مردم می دهد که باید خود اقدام کنند و سرنوشت خود را اصلاح کنند. در واقع بحران در زندگی روزمره مردم که می توان آن  را بحران مادی نامید،در کنار بحران بی اعتمادی عمیق که می توان آن را بحران مشروعیت نامید،دو فرضیه ای است که هر مسئولی در جمهوری اسلامی،در تحلیل اعتراضات اخیر باید به آن توجه جدی نشان دهد و این دو را بر دو فرضیه رقیب داخلی و دشمن خارجی،اولویت دهد.همچنان که پیشتر نیز گفته شد؛مسئولان احتمالا جامع تر و کامل تر تا کنون به این دو بحران توجه کرده اند،اما اینکه واکنشی در چنین سطحی به آن نشان نداده اند،محل بحث است.

به نظر می رسد ممکن است در بخش هایی مسئولان،قائل به وجود بحران در زندگی مادی و بحران معیشت در جامعه نباشند،لذا انتظار نمی رود که حتی پس از اعتراضات مردم،امیدی به انجام حرکتی از سوی آنان داشت؛عده ای دیگر ممکن است بگویند به فرض وجود این دو بحران،عقب نشینی دولت و حاکمیت در قبال معترضان،خود خسارت بیشتری است؛عده دیگر ممکن است اعتقاد به وجود این بحران ها و بلکه بحران های بیشتتر هم داشته باشند،اما مسیر حرکت خود یا دولت را مسیر صحیحی برای حل این بحران ها بدانند و لذا نیازی به اصلاح گری در مسیر حرکت خود نمی بینند و معتقدند حرکت اصولی آنان برای حل بحران ها نباید تحت تاثیر اعتراض ها،از مسیر خارج شود،لذا اقدام تازه  و بیشتری از آنچه که انجام داده اند،انجام نمی دهند؛این روزها برخی مردم به طنز می گویند اعتراض کردیم که وضعمان بهتر شود،دولت با گران تر کردن قیمت ارز،همان زندگی روزمره بحرانی را هم بحرانی تر کرد!

بر هر حال،نارضایتی  عمیق مردم از سخنان رئیس جمهور نشان داد که افرادی که احتمالا به دلیل بحران در زندگی روزمره و بی اعتمادی عمیق به نهادهای اداره کننده جامعه،به خیابان ها آمده اند،منتظر شوکی واقعی و سازنده در اداره کشور هستند؛شوک یا تغییراتی که امید در جامعه بدمد و احساس بی اعتمادی و ناامیدی آنان را از بین ببرد؛از زمان اعتراضات تا کنون،آنچه عمیقا حس شده،فقط افزایش قیمت ارز و کاهش ارزش دارایی های مردم بوده است و در روی همان پاشنه می چرخد؛دولت روال عادی و معمولی سابق را طی می کند، مجلس و قوای دیگر و مسئولان و نهادهای دیگر هم همین گونه اند!آیا تعمدی در عدم اصلاح رویه های نامناسب وجود دارد؟آیا بناست زمینه برای اقداماتی فراهم شود که اصلاحی صورت نمی گیرد؟ یکی بگوید دقیقا برنامه چیست؟