شنبه , ۱۲ آذر ۱۴۰۱
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » مشروعیت زدایی از دولت، مساوی است با مشروعیت زدایی از نظام!

مشروعیت زدایی از دولت، مساوی است با مشروعیت زدایی از نظام!

درک احمقانه یک مشت ابله از خیزش شهادت طلبانه ملی مردم ایران در سراسر شهرهای میهن

اشتباه محاسباتی تریبون‌دارها: مردم معترض، دولت را جدا از جمهوری اسلامی نمی‌دانند!
بی گمان، جدای از بخش هایی از جامعه، اکثریت مردم در داخل دولت را حاصل جمع و خروجی عملکرد نظام می دانند و تفاوتی بین دولت و نظام قائل نیستند. از طرفی در دنیا هم وقتی سخن از دولت گفته می شود، به طریق اولی در جمهوری اسلامی آن را خارج از مجموعه نظام نمی دانند؛ بنابراین، خوب است، جریانات و چهره های سیاسی ـ چه اصولگرا و چه اصلاح طلب ـ به جای سنگ اندازی در راه اقدامات و عملکرد دولت ها، تلاش کنند تا دولت حاکم در جمهوری اسلامی، عملکرد موفقی داشته باشد، چون خروجی آن به پای نظام نوشته می شود.
در جریان اعتراضات اخیر برخی سیاسیون تلاش کردند تا از این مسیر منویات سیاسی خود را تحقق بخشند؛ چه آنهایی که به این بهانه دولت را مورد هجمه قرار دادند و تلاش کردند در راستای خواسته ها و تمایلات حزبی و سیاسی شان از این ناحیه قوه مجریه را تحت فشار قرار دهند و چه آنهایی که تلاش کردند این اتفاقات و موضوعات را به تحرکات جناح مقابل علیه دولت ربط بدهند؛ موضوعاتی که به هیچ عنوان مصلحت ملی و عمومی در آن لحاظ نشده است.

به گزارش «تابناک»؛ رویکرد و اقدامات سیاسیون و جناح ها در جریان حوادث و اتفاقات اخیر و اعتراضات مردمی به برخی مشکلات کشور از جمله موضوعات اقتصادی و معیشتی، نشان داد که بیشتر این افراد کمترین ارتباط و درک ممکن را از کف جامعه دارند و از تمایلات و خواسته های مردمی که از آنها با عنوان «عامه مردم» یاد می شود، هنوز نتوانسته اند برآورد و تحلیل دقیقی داشته باشند.

تأثیر توسعه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

توسعه شبکه های اجتماعی و دسترسی بیشتر، بهتر و راحت تر مردم به اطلاعات و اخبار روز کشور را می توان یکی از پایه ها و دلایل اصلی اعتراضات اخیر مردم به آنچه در کشور می گذرد، دانست؛ موضوعی که هرچند در ابتدا بحق و در راستای درخواست مطالبات مردمی از جمله موضوعات اقتصادی بود، در ادامه با سوء استفاده فرصت طلبان و آشوبگرانی قرار گرفت که به دنبال ضربه زدن به ایران بودند.

جدای از قسمت دوم که بسیاری از رسانه ها و مسئولان امروز و پس از پایان یافتن ماجرا از آن به عنوان دلیل اصلی شکل گیری این اعتراضات یاد می کنند، بخش اول اعتراضات یعنی بلند شدن صدای قسمت هایی از جامعه در قبال مشکلات پیش روی مردم از مواردی است که در ابتدای راهپیمایی های مردمی، برخی مسئولان آن را از خواسته های بحق جامعه خواندند و بر پیگیری این خواسته ها تأکید کردند.

مسئولان پیگیری خواسته‌های معترضان را فراموش نکنند

هرچند هنوز امید می رود که مسئولان مذکور سخنانشان در قبال خواسته های مردمی که صدای اعتراضشان در مقابل شرایط موجود و برخی کاستی ها بلند شده بود، را فراموش نکرده باشند و تاریخ مصرف حرفشان فقط مربوط به ایام اعتراض مردمی نبوده باشد، حالا مهمترین خواسته سیاسیون، احزاب، مجلس و مطبوعات که تا حدودی نمایندگی از افکار عمومی و مردم بخش های مختلف جامعه دارند، پیگیری و درخواست تحقق همان مطالبات مردمی است.

با این که این درخواست یکی از مهمترین مطالباتی است که باید از نهادهایی که خود را نماینده و دربرگیرنده افکار عمومی و جامعه معرفی می کنند است و آنها باید به دنبال مرتفع کردن مشکلات پیش روی مردم باشند تا پاسخ مناسبی به بلند شدن صدای اعتراض جامعه و در حقیقت «کف جامعه» داده شده باشد، اشاره به خطاهای استراتژیک برخی سیاسیون و جناح ها هم برای جلوگیری از تکرار آن در چنین شرایطی لازم به نظر می رسد.

دو اشتباه بزرگ جناح های سیاسی

اینکه در چنین شرایطی یک جناح سیاسی به جای پیگیری و مطالبه خواسته های مردم معترض، به خاطر خارج کردن خود از شرایط مشابهی که چند سال پیش از این دچارش شده بود، قصور جریان دیگری یا مداخله آن جناح در زدن استارت اولیه اعتراضات را یادآور شود و تلاش کند خواسته و میل سیاسی خود را به جای دنبال کردن خواسته های مردم و تلاش برای ایجاد آرامش از این طریق پیگیری نماید، اشتباه فاحشی است که هیچ کمکی به رفع مشکل حداقل در آن شرایط نخواهد کرد.

اشتباه بدتر و مهلک تر از این رویکرد جناحی که ذکر آن شد، تلاش برخی سیاسیون و احزابی است که به بهانه تجمعات و اعتراضات اخیر تلاش کردند تا خواسته های سیاسی خود در قبال قوه مجریه را پیگیری کنند و از این راه دولت را تحت فشار قرار داده یا حرف خود را در مورد اقدامات «حسن روحانی» و دولتش به کرسی بنشانند. این اتفاق را می توان «آتشی بر بنزین اعتراضات مردمی» دانست که رویکردی کاملا اشتباه در شرایط بحران است.

بهتر است که حضرات سیاسیون و جریانات سیاسی آگاه باشند، «عامه مردم» که پیشتر تعریف اجمالی آن مورد اشاره گرفت، بر خلاف سیاستمداران، کارشناسان و دانشگاهیان تفاوت و تمییزی بین حکومت و دولت قائل نیستند، لذا اگر به بهانه اینکه دولت سلیقه ای مغایر با سلیقه جریان سیاسی و نگاه سیاسی ما دارد، بخواهیم نقد را به سمتی ببریم که تندی و تیزی اش پا را فراتر گذارد و از حالت نقد خارج شود، به بهانه مشروعیت زدایی از دولت، از نظام مشروعیت زدایی کرده ایم.

به خصوص در چنین شرایطی که فرصت طلبان و سوءاستفاده گران داخلی و خارجی تلاش کردند که از انتقاد و اعتراض مردمی که مشکلاتشان را فریاد می زند، بهره ببرند و خواسته های نامشروع خود را دنبال کنند، این رویکرد، یعنی انجام اقدامات سیاسی علیه دولت و پیگیری خواسته های و امیال جریانی قطعا نتیجه در بر نخواهد داشت، جز اینکه این اقدامات هم علیه کشور، هم علیه نظام، هم علیه دولت و حتی هم علیه همان جریان سیاسی تمام شود.

بی گمان، جدای از بخش هایی از جامعه، اکثریت مردم در داخل دولت را حاصل جمع و خروجی عملکرد نظام می دانند و تفاوتی بین دولت و نظام قائل نیستند. از طرفی در دنیا هم وقتی سخن از دولت گفته می شود، به طریق اولی در جمهوری اسلامی آن را خارج از مجموعه نظام نمی دانند؛ بنابراین، خوب است، جریانات و چهره های سیاسی ـ چه اصولگرا و چه اصلاح طلب ـ به جای سنگ اندازی در راه اقدامات و عملکرد دولت ها، تلاش کنند تا دولت حاکم در جمهوری اسلامی، عملکرد موفقی داشته باشد، چون خروجی آن به پای نظام نوشته می شود.