چهارشنبه , ۱۳ اسفند ۱۳۹۹
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » متهم کردن احمدی نژاد به جنون، معادل بی بصیرت و نالایق دانستن شورای نگهبان، رهبری وعموم مشاوران وی است

متهم کردن احمدی نژاد به جنون، معادل بی بصیرت و نالایق دانستن شورای نگهبان، رهبری وعموم مشاوران وی است

اخیرا بحثی با عنوان «بستری کردن رئیس جمهور دولت نهم و دهم» را شخصی موسوم به محمد علی رامین و برخی از مقامات قوه قضائیه آغاز کرده اند، در همین زمینه مقاله ای برای انتشار به خبرنگار شبکه جهانی «در تی وی» ارسال شده است.

به گزارش شبتاب نیوز و به نقل از مقاله ارسالی به «در تی وی»، اگر دکترمحموداحمدی نژاد هریک ازمقامات لشگری و کشوری و امنیتی اعم از منصوب یا منتخب را متهم به جنون نماید، افراد مزبور بلحاظ قانونی حق دارند تا با اقامه دلایل محکمه پسند علیه ایشان عرضحالی تسلیم شعبات صالحه دادگاه های قوه قضائیه بنمایند وخواهان اخذ خسارت و تعیین مجازات درمورد ایشان به علت طرح اتهامهای غیرقابل اثبات گردند. اما در جهت مقابل، اگر هریک از مقامات کشوری و لشگری و امنیتی آقای دکتر محموداحمدی نژاد را متهم به جنون نمایند و به این اعتبارخواهان بستری شدن او در تیمارستان شوند باید آگاه باشند که – دانسته یا نادانسته، عمداً یا سهواً یا از روی ناشیگری- مستقیما به ساحت رهبر نظام آقای آیت الله سیدعلی خامنه ای جسارت ورزیده و شخص ایشان را فردی مجنون و فاقد صلاحیت عقلانی خوانده است.

اخیرا فردی موسوم به محمدعلی رامین خواهان بستری کردن احمدی نژاد شده است.

به گزارش خبرگزاری برنا، محمدعلی رامین در مطلبی که در کانال خود منتشر کرد – بطور خلاصه- نوشت: “مسئولین قوه قضائیه … احمدی نژاد… را تا بازیافت سلامتی نسبی، در آسایشگاه روانی تحت مراقبت های ویژه قرار بدهند.”

معمای مرموزی به نام محمدعلی رامین

در این زعزعه ای که علیه دکتر محموداحمدی نژاد برپاشده عده ای نیز با سودای غائله سازی همراه قافله شده اند، اما هرچه شکاف میان احمدی نژاد و خانواده لاریجانی عمیق تر و منبسط تر میگردد پرده از چهره افراد نفوذی متعددی که از سالها قبل برای تخریب اساسی ترین ارکان نظام در صف مدیران رده اول امنیتی جمهوری اسلامی کاشته شده اند فرو می افتد.

هرچند بررسی سوابق بسیار مشکوک محمدعلی رامین، مورد بحث این نوشتار کوتاه نمی باشد، اما “روانپریش” به شمار آوردن دکتر احمدی نژاد توسط وی، اتهام ساده و قابل اغماضی نیست. جنون و روانپریشی با سرماخوردگی و اسهال و استفراغ و مسمومیت غذایی تفاوت دارد. عارضه ای گذرا نیست. جنون و روانپریشی عبارت از اختلال مشاعر و خبط دماغ است، که شدت و ضعف دارد.

کسی که به خبط دماغ و اختلال مشاعر و بطورکلی جنون مبتلا است فردی سقیم و دارنده ذهنی معوج و غیرمستقیم است. اگر اختلال مشاعرش شدت گیرد او را به تیمارستان می برند و به تخت میبندند و با تزریق قویترین آرام بخش ها او را زیرکنترل آورده و باتجویز داروهای مناسب به مداوای تدریجی اوپرداخته و تمام عمر او را تحت نظر میگیرند، و وقتی غلبه حالات جنون آسا کاهش یافت با هزار اما و اگر او را زیر نظارت دائمی روانپزشکی و روانکاوی و خانوادگی و تذکارِ استفاده ممتد و مقرر داروها به منزل اعاده میکنند. چنین فردی حتی درصورت حصول اعتدال و تعادل نسبی، باتوجه به مختصات مندرجه در کارنامه پزشکی خود هرگز به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری یا شهرداری تهران یا استانداری استان اردبیل از معابر تنگ “چک و بالانس امنیتی” دوایر گزینش و نهایتا نظر فقهای شورای نگهبان نمی تواند عبور کند، تا کاندیدای ریاست جمهوری شود و اعم از این که مردم به او رای بدهند یا ندهند در مقام ریاست جمهوری حکم تنفیذ ریاست قوه مجریه را از دست شخص رهبر نظام نه یکبار، بلکه دوبار دریافت دارد.

فرض مردم آن است که وقتی رهبر یک نظام سیاسی- عقیدتی مدیران و مسئولان و شهروندان کشور تحت حاکمیت خود را به بصیرت فرامی خواند یا طعنه به بی بصیرتیشان میزند، قاعدتاً باید خود و مشاوران نزدیک و معتمدانش حداقلی از بصیرت را دارا باشند. این که ناگهان فردی از در وارد شود و وسط معرکه، محموداحمدی نژاد را متهم به جنون کند بی تردید مقوله ای نیست جز آن که قلبا شورای نگهبان و رهبری و عموم مشاوران او را بی بصیرت و نالایق به شمار می آورد.

بحث در انتخاب احمدی نژاد یک مبحث است، اما بحث بر سر اصرار رهبر نظام به کاندیداتوری مجدد محموداحمدی نژاد برای دوره دهم ریاست جمهوری مقوله دیگری است. سندهای متعدد صوتی- تصویریِ آن هم موجود است که آقای آیت الله سیدعلی خامنه ای به آقای محمود احمدی نژاد گفتند که «شما چنان رفتار کنید که گویی تا پنجسال دیگر همچنان مسئولیت ریاست جمهوری با شما است». اسنادصوتی- تصویری بسیاری ازخطابه های عمومی رهبری در دست است که صراحتا ازمحمود احمدی نژاد به عنوان یک فرد مسئول و بسیار پرکوشش و خستگی ناپذیر با مساعی قابل تقدیر یاد مینماید. کسی فراموش نکرده که رهبری درسال هشتاد و هشت در ملاء عام و در خطبه تاریخی ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، نظریات آقای رئیس جمهور وقت محموداحمدی نژاد را به نظریات “حقیر” (گوینده سخن) نزدیکتر دانست.

فعلا که آقای محموداحمدی نژاد درباره برخی مقولات با رئیس قوه قضا و ریاست قوه مجریه وارد تقابل شده، عده ای با هدف کاملا مشخص و برای تخریب و پائین کشیدن چهره رهبر نظام آقای آیت الله سیدعلی خامنه ای، با آتش تهیه سنگین و به طرزی کاملا شائبه برانگیز در عرصه فرصت طلبی بریکدیگر سبقت جسته و مسابقه به راه انداخته اند.

این باراول نیست که میان روسای قوا و مدیران رده بالای نظام تا این حد اختلاف ظهورکرده است. درجریان برخورد میان آقای دکترحسن روحانی و آقای صادق آملی لاریجانی، رهبر نظام آقای آیت الله سیدعلی خامنه ای اظهارداشت که “من وارد اختلاف میان روسای قوا” نمی شوم…”. این بار نیز به نظرمی رسد که برمبنای همین رویه رهبرنظام له یا علیه طرفینِ مقابله موضعی اتخاذ نمی نماید، اما حلقه معتمدان رهبری تا چه زمانی می توانند به فرصت طلبان موقعیت بهره گیری از اوضاع درهم ریخته کنونی را برای سوء استفاده درجهت تخریب شخصیت شخص اول نظام بدهند؟ مساله ای است که پرداختن به آن عمق نفوذ دستهای اجانب را در “جهوری اسلامی ایران” آشکارخواهدکرد.