چهارشنبه , ۱۷ آذر ۱۴۰۰
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » درگذشت غم انگیز مریم میرزاخانی نابغه ریاضی‌ جهان، بازمانده از سانحه سقوط اتوبوس به ته دره

درگذشت غم انگیز مریم میرزاخانی نابغه ریاضی‌ جهان، بازمانده از سانحه سقوط اتوبوس به ته دره

کسانی که باعث فرار نخبه های ایران شدند، برای تسلیت گفتن صف کشیده اند

مریم میرزاخانی در سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد و دوره دبیرستان را در مدرسه فرزانگان تهران در حالیکه دارای دو مدال طلای کشوری و دو مدال طلای جهانی در المپیاد‌های ریاضی بود به پایان رساند.

او دومین دختر شرکت کننده در المپیادهای جهانی از ایران بود که در دو سال پیاپی (۱۳۷۳ و ۱۳۷۴) مدال طلای المپیاد ریاضی را نصیب تیم ایران کرد. پیش از وی اولین دختری که از ایران راهی المپیادهای علمی شده بود خانم یاسمن فرزان (هم اکنون عضو هیات علمی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی) بود که در رشته فیزیک به این مسابقات راه یافته بود.
وی سپس وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و در آنجا به تحصیل در رشته ریاضیات مشغول شد. سال دوم تحصیل در دوره کارشناسی می‌توانست نقطه پایانی بر زندگی این دانشجوی مستعد باشد ولی تقدیر یا شانس او را از مرگی حتمی رهانید. تقدیری که با برخی از دوستانش یار نشد.

مریم میرزاخانی یکی از بازماندگان سانحه تلخ سقوط اتوبوس دانشجویان دانشگاه شریف است. بیست و ششم اسفند ۱۳۷۶ اتوبوس حامل دانشجویان نخبه ریاضی دانشگاه شریف شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز به تهران بر می‌گشت حوالی شهرستان پل دختر در استان لرستان، به دره سقوط کرد. در این سانحه دو راننده اتوبوس و هفت دانشجو و استاد کشته و چند تن نیز مجروح شدند.

خانم میرزاخانی و دوستش رویا بهشتی زواره، که با هم کتاب نظریه اعداد را نوشته بودند، نیز از مجروحان این حادثه تلخ بودند و از آن جان سالم بدر بردند. این سانحه و تصادف اتوبوس دانشجویان دختر دانشگاه الزهرا در فردای آن روز (بیست و هفتم اسفند) که در قالب کاروان راهیان نور عازم مناطق جنگی بودند، اعتراضات زیادی را در جامعه به همراه داشت. از اعتراض به سهل انگاری مسئولان دانشگاهی تا اعتراض به صدا و سیما که با اطلاع رسانی نامناسب و غیر حرفه‌ای این دو سانحه موجب عذاب مضاعف بازماندگان شده‌ بود. ولی به هرحال این اعتراض‌ها چیزی از تلخی این تصادف‌ها کم نکرد یا موجب عدم تکرار آن نشد.

سرنوشت خانم میرزاخانی، از این پس کمابیش شبیه سرنوشت بسیاری دیگر از نخبگان و مدال آوران المپیادهای علمی در ایران است. او پس از اتمام تحصیلات در ایران بلافاصله با بورس تحصیلی دانشگاه هاروارد به آمریکا مهاجرت کرد و در سال ۱۳۸۳ از این دانشگاه فارغ التحصیل و پس از آن از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ در پژوهشگاه ریاضی کلِی به عنوان پژوهشگر و بطور همزمان استادیار و پس از چندی استاد تمام دانشگاه پرینستون به کار و تحقیق مشغول شد.

وی از سال ۱۳۸۷ (سی و یک سالگی) تا کنون با سمت استاد تمام در دانشگاه استنفورد کار می‌کند، مقامی که رسیدن به آن در چنین سنی نشان از استعداد و لیاقت صاحب آن دارد و آخرین موفقیت ایشان نیز دریافت جایزه فیلدز و بجا گذاشتن نام خود در تاریخ بعنوان اولین ریاضی‌دان زن برنده این جایزه ارزشمند است.

این که ادعا می‌شود سرنوشت میرزاخانی شبیه دیگر نخبگان است به این دلیل است که هر روز از منابع مختلف آمارهای نگران کننده‌ای از خروج نخبگان در کشور به گوش می‌رسد. برای مثال بر اساس تحقیقی که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد و شامل پی‌گیری سرنوشت مدال آوران المپیادهای علمی در یک بازه ۱۴ ساله بود (از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۵)، نشان داد که بطور متوسط در همه رشته‌ها نزدیک به شصت و سه درصد از المپیادی‌ها به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند. این نسبت در رشته ریاضی نزدیک به هفتاد و هفت درصد و در فیزیک هفتاد درصد بوده است. به بیان دیگر ۸۸ نفر از ۱۲۱ مدال آور رشته‌های ریاضی و فیزیک در آن سال‌ها بطور کلی از کشور کوچ کرده‌اند و جای دیگری را برای زندگی و کار انتخاب کرده‌اند.

بر اساس برآورد صندوق بین المللی پول، ایران، به دلیل مهاجرت نخبگان، سالانه حدود ۱۵۰ هزار میلیارد تومان متضرر می‌شود.
برای درک بزرگی این رقم بهتر است بدانیم که رقم کل بودجه کشور در سال ۱۳۹۳ برابر با ۷۸۳ هزار میلیارد تومان بوده است. یعنی خسارت خروج نخبگان برابراست با یک پنجم بودجه کل کشور.

نکته دردناک این فاجعه اینجاست که دقیقا همانکسانی که باعث فرار نخبگان از ایران شده اند، اکنون برای تسلیت گفتن صف کشیده اند یعنی همان کسانی که با ایجاد گشت ارشادها و امربه معروف ها عرصه زندگی را بر زنان ایران تنگ کرده و یا با گماشتن خودی های کم سواد و تملق گو بر پست های مدیریتی دیگر راهی بجز مهاجرت برای نخبه های ایران باقی نگذاشته اند.
مریم میرزا خانی نیازی به هیچیک از پیام های تسلیت شما خودشیفتگان فرصت طلب ندارد. بفکر مریم های دیگر باشید که با سوء مدیریت شما به این می اندیشند هرچه زودتر از اینجا بروند و دیگر برنگردند…