پنجشنبه , ۱۸ آذر ۱۴۰۰
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » بازخوانی تاریخ؛از حذف یژف رییس پلیس استالین تا حذف احمدی نژاد/به قلم کاوه رستمی

بازخوانی تاریخ؛از حذف یژف رییس پلیس استالین تا حذف احمدی نژاد/به قلم کاوه رستمی

 

یژف رئیس پلیس مخفی استالین جانشین یاگودا در سرازیری مرگ افتاده بود اما همچنان در جلسات دفتر سیاسی حضور می­یافت و در کنار استالین در لژ مخصوص بلشوی تئاتر می­نشست و در دفتر کارش حاضر می­شد و سعی می­کرد اجازه سخنرانی در جلسات حزبی بگیرد. او در یاداشتی به استالین نوشت: من مصرانه از شما می­خواهم که فقط برای مدت یک دقیقه اجازه بدهید با شما حرف بزنم . لطفا این فرصت را به من بدهید. او در یک جلسه کمیته مرکزی گفت: جوزف ویساریونوویچ(استالین) شما می­دانید این من بودم که توطئه­ها را افشا می­کردم و این من بودم که گزارش فعالیت­های خرابکاران را می­دادم. اما استالین دیگر به دوست قدیمی خود احتیاجی نداشت. یژوف در مواجه با حکم تیربارانش شجاعت کمتری از خود نشان داد و غش کرد زیر بغل او را گرفتند و به کشتارگاهی ویژه­ای که خود او بنیان گذار آن بود، بردند. بعد از اعدام او، نام و چهره یژوف از زمانه پاک و حذف شد از این به بعد او تنها یک خائن بود. تنها چند سال قبل روزنامه پراودا از یژوف به عنوان بلشویک نستوه بدون اینکه از پشت میزش بلند شود شب روز مشغول افشای توطئه ­های امپریالیست­ها می­باشد یاد کرده بود. حتی جابائیف(شاعر قزاق) درباره او نوشت یروف شعله است که آتش بر لانه مارها می­زند.”(استالین- دربار تزار سرخ. نوشته سایمن مانتیفوری. ترجمه بیژن اشتری)

در انتخابات سال 1384 زمانی که پیروزی احمدی نژاد اعلام شد زمزمه ­های از دخالت بیت رهبری و سپاه پاسداران در کشور شنیده می­شد حتی مرحوم هاشمی نامزد شکست خورده شکایت خود را به خدا حواله نمود. ادبیات احمدی نژاد در آن زمان در مواضع و سخنرانی­هایش کاملاً صبغه مذهبی و دینی داشت به گونه­ای که او تنها کاندیدایی بود که در سخنرانی­ها چفیه به گردن می­انداخت و شروع کلامش با دعای فرج امام زمان بود. اما این تنها یک بخش کوچکی از یک برنامه بزرگ بود که توسط بیت رهبری هدایت و توسط سپاه اجرا می­گردید. رهبری به این نتیجه رسیده بود انقلابیون قدیمی نه تنها ذخایر زرینی برای نظام نبودند بلکه آنها هر روز سهم بیشتری از سفره انقلاب طلب می­کردند. او نیاز به فردی فرودست از بطن جامعه داشت تا هم مردمی بودن نظام را به احاد ملت نشان دهد و هم توسط او شاخ انقلابیون سهم خواه از سفره انقلاب را بشکند. احمدی نژاد در دوره اول ریاست جمهوری هر دو این مهم را برای رهبری انجام داد. هم مردی بود از جنس مردم بود و هم شاخ انقلابیون اشراف منش مانند هاشمی را شکست. یژوف نیز هفتاد و چند سال پیش در اتحاد شوروی همین خدمات را البته با عملیات تصفیه خونین برای رهبر(استالین) صورت داده بود.

خامنه ­ای در انتخابات سال 1388 هم به پاداش این خدمات تصمیم گرفت دوباره با هر وسیله احمدی نژاد را در مقام ریاست جمهوری قرار دهد. البته شاید او تصور مخالفت­های مردمی با آن وسعت نمی­کرد. اما رهبر جمهوری اسلامی حاضر بود هر هزینه­ای را برای رئیس جمهور محبوبش بدهد.

از سوی دیگر رئیس جمهور مردمی به آرامی دچار این توهم شد که تمام این بازی­ها توسط خود او برنامه­ ریزی و اجرا می­گردد اما او غافل از این بود که او تنها یک عامل بیشتر نیست اگرچه احمدی نژاد شروع به تلاشهای برای ضربه زدن و مستقل شدن از رهبری را از سال 1388 با انتخاب رحیم مشائی به عنوان معاون اول شروع کرد و بتدریج دامنه این اقدامات خود را گسترش داد اما با پایان دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و صبر خامنه­ ای در مقابل اقدامات او، با شروع ریاست جمهوری روحانی، مردی از جنس مردم به دست فراموشی رفت. یژوف نیز در یک جمع دوستانش گفته بود: دفتر سیاسی در مشت من است.

شاید بتوان احمدی نژاد را کاریکاتور مسخره­ ای از یژوف رئیس پلیس مخفی استالین تصور کرد. البته از نظر فیزیک بدنی و افکار ذهنی تشابهات زیادی را می­توان بین این دو نفر پیدا کرد. احمدی نژاد مانند یژوف تصور می­کرد او عزیز کرده رهبر و عزیزالسطان نظام است اما اینها تنها تصورات واهی ذهنی پریشان بود. احمدی نژاد مانند یژوف تنها یک وسیله برای اهداف برای رهبر (شما بخوانید دیکتاتور) در مدت زمان معینی بود نه چیزی بیشتر از این.

هفته گذشته زمانی که خبر رد صلاحیت مردی از جنس مردم منتشر شد تحلیل­های زیادی در این خصوص منتشر گردید که چطور رئیس جمهور مردمی و مورد حمایت ویژه رهبر رد صلاحیت گردیده است اما باید این نکته را متذکر شد که در یک نظام دیکتاتوری و توتالیتر تنها و تنها رهبر و نفر اول است که می­تواند افراد را از حضیض ذلت به اوج عزت برساند و کوچکترین انحرفی از خط رهبری و شاید هم بدون انحراف افراد از قطار نظام به بیرون پرت می­شوند. در این نوع نظام می توان به سادگی دروغ گفت، محکوم کرد. چرا که نه سیستم نظارتی وجود دارد نه آبرو و پرستیزی.

امثال یژوف­ها و احمدی­ نژادها درک روشنی از نظام­های توتالیتری که در آن پرورش یافته ­اند، ندارند. افراد در نظام­های توتالیتر به محض تمام شدن تاریخ مصرفشان تبدیل به خائن می­شوند. طنز خنده دار تاریخ اینکه با ثبت نام احمدی نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری ولایت مدارن به او عنوان جاسوس انگلیس دادند، اتهامی که نیکلای یژوف در دادگاه با آن روبرو شد و به آن اعتراف کرد و اعدام هم گردید. البته امروز در جمهوری اسلامی رئیس جمهور سابق را اعدام نمی­ کنند اما حصر و بایکوت کامل در انتظار مردی از جنس مردم خواهد بود. البته پرهیز از رفتن به هرگونه استخر جهت شناشاید بهترین توصیه برای مرد شگفتی ساز هزاره سوم باشد. افرادی که نظام های توتالیترمصدر امور هستند هیچ زمانی نباید فراموش کنند دیکتاتورها هیچ وقت کسی را که به آنها توهین کرده باشد را نخواهند بخشید.

کاوه رستمی