شنبه , ۳ آبان ۱۳۹۹
صفحه اول » بین المللی » رژیم ایران در شرایط نوظهور خاورمیانه چه سیاستی را اتخاذ خواهد کرد؟

رژیم ایران در شرایط نوظهور خاورمیانه چه سیاستی را اتخاذ خواهد کرد؟

در حالی که هنوز مباحث پیرامون حمله موشکی آمریکا به سوریه در جریان است، بسیاری از تحلیلگران کانون مباحث خود را بر تغییر آرایش جنگی از سوی آمریکا در سوریه و آینده روابط روسیه و آمریکا در پی این جریان متمرکز کرده اند. تحلیلهایی نیز در مورد واکنش احتمالی رژیم ایران به این ماجرا به دست داده شده است که مقاله «شیرین هانتر» یکی از آنها است.

به گزارش «تابناک» شیرین هانتر پژوهشگر و استاد دانشگاه جرج تاون در نوشته خود تحت عنوان: «ایران چگونه به حمله موشکی آمریکا به سوریه پاسخ خواهد داد؟» به موضوع جنگ سوریه در کلیت آن و اهمیت و معنای آن برای ایران و همچنین وابستگی پاسخ ایران به نوع واکنش و پاسخ روسیه به این اتفاق پرداخته است.

شیرین هانتر کیست؟

شیرین طهماسب یا شیرین هانتر /متولد ۱۹۴۵ در شهر تبریز/ در دانشگاه جرج تاون آمریکا علوم سیاسی تدریس میکند. او را به عنوان یک متخصص در امور سیاسی ایران معرفی میکنند که به زبانهای فارسی و فرانسه و انگلیسی و آذر و ترکی صحبت میکند.

خانم هانتر مینویسد:

ایران از زمان آغاز جنگ داخلی در سوریه که اکنون وارد ششمین سال خود شده است، بزرگترین و مهمترین حامی بشار اسد، رئیس جمهور محاصره شده این کشور بوده است. در واقع تا پیش از تصمیم روسیه برای حمله هوایی به سوریه در سپتامبر 2015 ایران تنها کشوری بود که به شکلی فعالانه و معنا داری از رژیم سوریه حمایت میکرد. علاوه بر ارائه تسلیحات و سایر حمایت ها، ایران همچنین حزب الله لبنان را در فهرست حامیان بشار اسد وارد کرد. در حالی که داوطلبان بسیاری از دسته ها و کشورهای سنی برای پیوستن به گروه های تروریستی، از جمله داعش در سوریه راهی شدند، ایران نیز اقدام به اعزام داوطلبان شیعه از ایران، افغانستان، عراق و پاکستان تحت عنوان «مدافعان حرم» و برای پیوستن به نیروهای اسد کرد.

تصمیم ایران برای حمیات از بشار اسد بسیار پر مخاطره بود اما این تصمیم قابل درک است. سقوط بشار اسد، که میتوانست منجر به شیفت و تغییر اساسی جهت گیری منطقه ای و بین المللی سوریه شود، تاثیر شدیدی بر توازن قدرت در خاورمیانه داشت. میتوانست موقعیت حزب الله را تحت تاثیر قرار دهد که در نهایت و به ناچار ایران را از یک منبع مهم اثر و نفوذ در منطقه که نوعی از بازدارندگی در برابر حمله اسرائیل به ایران نیز هست، محروم میکرد. علاوه بر این، هرگونه تغییر در ماهیت رهبری در سوریه تداوم ارتباط و کمک رسانی به حزب الله را برای ایران به شدت سخت میکرد.

همچنین تغییر قدرت در سوریه تاثیراتی مهم بر پویایی های سیاسی در دل عراق دارد و میتوانست منجر به آسیب جدی بر نیروها و عناصری شود که متمایل به سمت ایران هستند تا جای خود را به عناصر و نیروهایی دهند که یا با ایران در تضاد بوده و یا در خوش بینانه ترین حالت حمایتی از نزدیکی و تحکیم روابط با ایران ندارند.

هرچند، در ظاهر حمله موشکی آمریکا به پایگاه هوایی سوریه در شب 6 – 7 آوریل در پاسخ به حمله شیمیایی اسد بوده است، اما این حمله را باید در زمینه ای بزرگتر یعنی تغییر سیاست خاورمیانه ای آمریکا، از جمله در رابطه با عراق دید. دولت ترامپ به نظر در صدد است تا نفوذ ایران در عراق را تا حد ممکن کاهش دهد – اگر چه نتواند آن را به شکل کامل از میان برد – و همچنین هرگونه و هر شکل از مداخله و درگیری ایران در یمن را متوقف سازد. دیدار ماه قبل حیدر العبادی از واشنگتن و دیدار جرد کوشنر داماد ترامپ از بغداد همگی در راستای تلاش برای بیرون کشیدن عراق از دامن نفوذ ایران است. طبق گزارشات منتشر شده در رسانه های ایرانی، جرد کوشنر فهرستی از 54 نفر و شخصیت را در اختیار عبادی قرار داده است که طبق آن آمریکا خواهان دور ماندن آنها از دخالت در امور دولت در عراق است. به راحتی میتوان حدس زد که این افراد احتمالا ارتباطاتی با ایران دارند.

علاوه بر این، حمله موشکی آمریکا میتواند حتی یک تمرین برای حمله احتمالی آمریکا به ایران در آینده باشد. نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو قطعا اینگونه فکر میکند که بیان کرده که این حمله پیامی به ایران و کره شمالی نیز بوده است.

همچنین؛ پاکستان با اجازه دادن به فرمانده سابق ارتش این کشور، راحیل شریف، برای تصدی فرماندهی اتحاد نظامی اسلامی برای مقابله با تروریسم، به ائتلاف عربستان در یمن پیوسته است و این علیرغم بدبینی قابل توجه در دل پاکستان برای این اقدام و تاثیر منفی آن بر روابط ایران و پاکستان است. در حالی که رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه نیز به شکلی مداوم در رابطه با ایران یاوه گویی میکند، تهران شبیه به کسی شده است که در مواجهه با یک جماعت اوباش خشن، به دیوار چسبیده است.

با در نظر آوردن این شرایط، ایران کار زیادی در مورد حمله و اقدام آمریکا به سوریه نمیتواند انجام دهد مگر آن که دعوت به یک تلافی بیرحمانه کند. با این حال واکنش ایران تا کنون در حقیقت بسیار نرم و آرام بوده است. رهبران ایران واکنش خود را محدود به محکومیت این حمله، از جمله در سازمان ملل، درخواست تحقیق و تفحص در مورد حمله شیمیایی و بیان مخالفت ایران با استفاده از این سلاح ها کرده اند.

این که آیا ایران همچنان به این رویه محتاطانه خود ادامه میدهد یا نه بستگی زیادی به نوع واکنش روسیه دارد. اگر مسکو تصمیم به عدم گسترده کردن تنش در سوریه با استفاده از حملات خود بر گروه های تروریستی و سایر مخالفان دولت بگیرد، به نظر میرسد که ایران خود را درگیر مخاطره غیر ضروری که در نهایت این کشور را تبدیل به هدف بعدی حمله آمریکا سازد، نخواهد کرد. در مقابل، اگر روسیه بعد از هزینه کردن بخش اعظمی از پرستیژ و آبروی خود در سوریه، راه تقابل و پاسخ را انتخاب کند، ایران میتواند به این بازی داخل شود، به ویژه با دادن مجوز به روسیه برای استفاده از پایگاه های هوایی اش.

شیرین هانتر با نقل این مطالب، در پایان نوشته خود مدعی میشود:

در واقع، به دنبال ورود روسیه به جنگ داخلی در سوریه، نقش ایران در سوریه تقلیل یافته است و این علیرغم آن است که طی سالهای گذشته ایران بیش از هر کشور خارجی دیگری برای سوریه هزینه داده است. در حقیقت، آینده تاثیر و نفوذ ایران در سوریه تاریک است. اگر صلح به ارمغان آید، آنچه سوریه به آن نیاز دارد، سرمایه برای بازسازی است که ایران فاقد آن است. این کمک های مالی از سوی غرب، اعراب و جامعه بین الملل خواهد آمد. در این شرایط سوریه احتمالا دیگر به دست اقلیت علوی اداره نخواهد شد و در نتیجه به دامان اعراب سنی باز میگردد. در نهایت این موضوع در عراق نیز صادق خواهد بود، هرچند در این کشور ایران به لحاظ مجاورت و شباهت مذهبی همچنان از نفوذ برخوردار خواهد ماند.

در این شرایط، تمرکز ایران باید بر فوری ترین منافع امنیتی خود باشد که اصلی ترین و مهمترین آنها دفع حمله نظامی احتمالی آمریکا است. در نتیجه ایران نه تنها باید از مخاطره و ریسک پرهیز کند، بلکه حتی باید از اقداماتی که به ظاهر ریسک و خطر محسوب میشود نیز دوری کند. در بلند مدت، ایران باید موضوع اتحاد اسلامی را رها کرده و برای امنیت و رفاه خود، از دنیای عرب فاصله بگیرد. ایران باید اجازه دهد تا اعراب خود اقدام به آزاد کردن فلسطین کنند زیرا سردمداری ایران در این موضوع تنها دشمنی اعراب را برای ایران به دنبال خواهد داشت. از همه مهمتر، ایران نباید بهانه لازم برای اعراب، اسرائیل و آمریکا را فراهم کند تا خشم جامعه بین المللی را بر سر این کشور فرود آورند.