شنبه , ۱۲ آذر ۱۴۰۱
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » نامه رضا ملک کنشگر و زندانی سیاسی سابق به شهردار لندن

نامه رضا ملک کنشگر و زندانی سیاسی سابق به شهردار لندن

عالیجناب صادق خان — شهردار محترم لندن
آیا مطلعید در حالی که در ایران بیش از نیمی از مردم “بغیر از نورچشمی های وابسته و حقوق بگیران دولتی “در زیر خط فقر زندگی میکنند !
ولی در همین حال این سرهنگ متقلب ، بخاطر فساد مالی و زد و بند هایش ، تهران را بشکلی بسیار گران اداره می کند ! بطوری که پایتخت نشینان ناچارند بخش عمده ای از درآمدشان را به شهرداری اختصاص دهند !
با این حال پایتخت نشینان و حاشیه نشینان تهران بیش از شانزده میلیارد دلار به شهردار بدهکارند !
و آیا مستظهر هستید ، شهری که روی بزرگ ترین گسل های زلزله قرار دارد به علت همین فسادها و رشوه ها از اصول مهندسی ضد زلزله بی بهره است !?
بطوری که کارشناسان ، زلزله ی احتمالی را بسیار دهشتناک وفاجعه ی قرن لقب می دهند !!??
آیا حضرتعالی در کدام کشور سراغ دارید شهردار پایتختش گران ترین عروسی را برای دخترش بر پا کند ولی عده ی بسیار زیادی از مردم کشورش در زمستان و از فرط سرما در قبر های آماده در گورستان ها ، شب را به روز بگذرانند !
آیا مطلعید در ایران بسیاری از کودکان یا از تحصیل باز مانده اند ویا در کپر ها درس می خوانند !
عالیجناب تمامی پدیده ها در ایران وارونه اند !
آیا در کجای دنیا سراغ دارید رییس جمهور منتصب رهبرش ! طی هشت سال هشتصد میلیارد دلار را حیف و میل کند ولی به جای دادگاه و حسابرسی ، او مورد تقدیر رهبر خود خوانده قرار گیرد !?
آنگاه در همین حال مردمانی را مشاهده می کنیم که به خاطر سرقت چند عدد میوه و یا تخم مرغ ، ناشی از فقر به بیدادگاه و زندان فراخوانده می شوند !
جناب صادق خان ، من از کشوری به شما نامه می نویسم که رهبرانش فریبکار ترین اند در عالم !
آنان به روشنی روز و به وضوح خورشید به مردم دروغ می گویند و در عین حال تدلیس می ورزند !!
عالیجناب در همین روز ها ملت ایران شاهد یک نمونه ی فوق العاده از همین شارلاتانیزم و فریبکاری ها بوده اند !
در حالی که رهبر خود خوانده یعنی خامنه ای ، مدت ها بود که طی یک کودتا ، فرد دوم حکومت را از صحنه ی سیاسی دور کرده بود ، تا جایی که تمامی دسترسی هایش را قطع نموده و حتی ممنوع التصویر ش کرده بود ! تا جایی که برخی شواهد و گمانه زنی مرگ مشکوک ایشان را تقویت می کند !
ولی یکباره با مرگ ایشان ، همین رهبر ! با تزویر ادعای محیرالعقول برادر “هم سان ” با او را نمود !? تا بتواند ملت مخالف خود را بفریبد !?
تا آنجا که این ادعا های مضحک ، به شکلی تهوع آوری ملت ایران را در بهت و حیرت فرو برده است !!
عالی جناب بد نیست بدانید ؛
حضور طرفداران میلیونی او ” هاشمی ” در صحنه ، در محاصره ی انبوهی از مامورین امنیتی لباس شخصی ، بار دیگر فضای سال ۸۸ و فضای بعد از کودتای رهبر خود خوانده علیه انتخابات را برای جهانیان زنده کرد !!
هر چند که این جمعیت ، بخش کوچکی از اکثریت مخالفین این رژیم مستبد و فاشیست بود !
عالیجناب هر چند این رهبر و اقلیت طرفدارانش در خفا از این مرگ شادمان گشتند ! ولی حضور غیر منتظره ی مخالفین و معترضین به مثابه سال ۸۸ ” سال کودتا ” در این تشیع جنازه ، رهبر و رژیمش را در بهت و وحشت از آینده ی خود فرو برده است !!!
عالیجناب آیا مطلعید رژیم سرتاپا خشونت و سرنیزه ، با ورود ناظر حقوق بشر خانم عاصمه جهانگیر به ایران بشدت مخالفت می ورزد !?
آیا حضرتعالی مستحضرید که بیش از پنج میلیون ایرانی بعلت جنایات این رژیم بناچار به خارج از ایران کوچ کرده اند و بسیاری از آنان در باز گشت طعم تلخ زندان را چشیده اند !?
آیا مطلعید به علت خشونت بیش از حد علیه مردم و مخفی نگاه داشتن این جنایات ، رژیم تقاضای تاسیس دفتر اروپا در ایران را رد کرده است !
عالیجناب باید بدانید رژیم ضد بشر حاکم بر ایران طی سه دهه بیش از یکصد و چهل هزار نفر را اعدام و یا سر به نیست کرده است !
وحشتناک تر آنکه در پروژه های ربایش و حذف فیزیکی ، تا کنون بین ۶ تا ۹ هزار نفر از مردم سرزمینم قربانی و مفقود الاثر گردیده اند ! بدون آنکه اثری از آنان بر جای مانده باشد ! که از جمله ی قتل های اخیر ، اقلیت بهاییان است که در همین پروژه ها قرار دارند ! با این تفاوت که برای ایجاد رعب و وحشت ، و فراری دادن آنان به خارج از کشور ، جنازه ها در گوشه ای رها می گردند !?
برای درک بهتر شرایط زندان در حکومت اسلامی عرض می کنم :
در سلول های دویست و نه ساواما ، یکنفر زندانی آزاد شده از گوانتانامو محبوس بود که فریاد می زد ای کاش هنوز من در گوانتانامو بودم !!!
عالیجناب ، جوانان ما هم اینک در زندان ها با مرگ دست و پنجه نرد می کنند !
آنان در دفاع از حقوق بشر وحمایت از کودکان کار ! در اعتراض به پایمال شدن حقوق کارگران ! در اعنراض به عدم رسیدگی به اسید پاشی عوامل حکومت به زنان متجدد ! در اعترض به مرگ های بر اثر شکنجه ! در اعتراض به گورهای دسته جمعی ! در اعتراض به حبس های طویل المدت وکلای مدافع همین متهمین ! و …. در زندان بسر می برند !

عالیجناب ، به دلایل فوق و صدها دلیل دیگر ، نامگذاری یک خیابان در لندن و در دیگر پایتخت های اروپایی را با هدف احترام گذاردن به این مبارزین و این قربانیان اجتناب ناپذیر می سازد .
عالیجناب ، مردم ایران و مدافعین حقوق بشر ، یقینا همراهی شما در آزاد ی اسرای شان را در تاریخ خواهند نگاشت .
رجا واثق دارم ، این نامگذاری خواهد توانست تبلیغات وسیع و دایمی حکومتیان ایران علیه ملت شما را خنثی نماید .
با احترام — رضا ملک — کنشگر سیاسی ، قربانی زنده ی شکنجه طی ۱۳ سال زندان خونین وعضو سابق سرویس امنیتی رژیم ضد بشر حاکم بر ایران