دوشنبه , ۱۴ آذر ۱۴۰۱
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » نشست سه وزیرخارجه روسیه و ترکیه و رژیم ایران در مسکو، بربلاتکلیفی های استراتژیک درباره آینده سوریه افزوده است!!

نشست سه وزیرخارجه روسیه و ترکیه و رژیم ایران در مسکو، بربلاتکلیفی های استراتژیک درباره آینده سوریه افزوده است!!

 علیرغم خوشبینیهای ابتدایی درباره نشست سه شنبه سی آذر درمسکو برای گفتگو برسر آینده سوریه، در عین غیبت سوریه از این نشست!! اکنون عدم خرسندیها و ابهامهای طرفین ماجرا بسیار زیاد شده است.

آنچه قابل انکار نیست حصول پیروزی دیپلماتیک روسیه در برابر آمریکا، و اثبات واقعیت غیبت آمریکا از میزگفتگو و چانه زنی برسر آینده سوریه است. اما این همه ماجرا نیست!

نشست روز گذشته وزرای خارجه ایران، روسیه و ترکیه در مسکو، از جهات متعددی مورد توجه محافل بین المللی قرار گرفته است. برگزاری این نشست، کمتر از یک روز پس از ترور سفیر روسیه در ترکیه از یک سو و اوضاع خاص کنونی در سوریه، از جمله مهمترین دلایل این امر بوده است؛ اما دیدگاه آمریکایی ها نسبت به برگزاری چنین نشستی در این سطح چیست؟
روز گذشته مقامات عالی رتبه ایران، روسیه و ترکیه در مسکو با یکدیگر دیدار و درباره یافتن راه حلی برای پایان دادن به بحران سوریه به گفت و گو پرداختند. این در حالی است که عدم حضور آمریکا در نشستی در این سطح و اساساً عدم دعوت از وزیر خارجه آمریکا بدین منظور، یکی از دلایل خاص اهمیت یافتن آن بوده است.

تحلیل روزنامه نیویورک تایمز

سایت تابناک به نقل از روزنامه «نیویورک تایمز»، در گزارش تحلیلی خود از نشست روز گذشته، محور تمرکز خود را بر همین موضوع، یعنی غیبت واشنگتن قرار داده و می نویسد:

در شرایطی که نیروهای ارتش سوریه پیروزی های مهمی را در عرصه میدانی به دست آورده اند، شکل گیری چنین ائتلافی میان سه کشور مذکور و غیبت همه قدرت های غربی در آن، تنها بدین معناست که تحت هر شرایطی، حکومت بشار اسد، رئیس جمهور سوریه ادامه پیدا خواهد کرد. این نتیجه در شرایطی حاصل خواهد شد که باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، از همان ابتدا مکرر خواستار کنار رفتن بشار اسد از قدرت شده بود؛ اما خودداری وی از مداخله جدی تر در این زمینه، سبب شد که اکنون آمریکا ابزار اندکی برای تأثیرگذاری بر این بحران مهم در اختیار داشته باشد. از سوی دیگر، دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا نیز هفته گذشته وضعیت سوریه را «بسیار اسفناک» توصیف کرده و از ضرورت «کمک به مردم» از طریق ایجاد مناطق امن در داخل خاک سوریه سخن گفته بود با این حال، در صورتی که روند تخلیه معارضین و تروریست ها از حلب و همین طور روند مذاکرات فعلی سه کشور در این زمینه ادامه پیدا کند، زمانی که ماه آینده ترامپ به عنوان رئیس جمهور سوگند یاد کند، برقراری منطقه امن اساساً دیگر موضوعیت نخواهد داشت. یک سال پس از آنکه آغاز عملیات نیروهای ائتلاف ضد داعش، عملاً به تغییر اوضاع در سوریه منجر شد، روسیه در پی یافتن راهی برای پایان دادن به جنگ است و بر همین اساس، روند گذار سیاسی را به عنوان فرصتی می نگرد که بتواند به درگیری ها به شکلی پایان دهد که هم مطلوب دولت سوریه و هم در راستای منافع گسترده تر خودش در منطقه باشد.
اندرو تبلر، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن برای مطالعات خاور نزدیک، می گوید: «روسیه درک می کند که هیچ کس به شما چیزی نخواهد داد و خودتان باید آن را بگیرید. در این شرایط که عقب نشینی آمریکا سریع تر از پیشروی طرف مقابل انجام می گیرد، انجام چنین کاری ساده تر است». وی می افزاید: «وقتی ترک ها، ایرانی ها و روس ها، همگی بر پیشبرد فرایند بدون آمریکا اتفاق نظر دارند، می فهمید که یک جای کار برای ما (آمریکا) می لنگد».در این شرایط، روسیه هم از تحقیر آمریکا در موضوع سوریه دست برنمی دارد. هفته گذشته، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه اظهار داشت کار کردن مستقیم با ترکیه بر سر موضوع توافق خروج معارضین از حلب، از «دورهمی های بی فایده با ایالات متحده» مفیدتر است. وی همچنین گفت گروه حامیان سوریه که وی و کری در سال 2015 بنیان گذاشتند، سندهای مهمی منتشر کرده، اما نتوانسته نقشی واقعی ایفا کند.
در این شرایط، جان کربی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت، جان کری، وزیر خارجه این کشور، تلفنی با همتایان روس و ترک خود گفت و گو و نسبت به اینکه تلاش جدید آن ها برای صلح نتیجه بخش باشد، ابراز تردید کرده است.
به هر ترتیب، همزمان با پیروزی های نیروهای ارتش سوریه در حلب، روسیه طرح مذاکرات جدیدی در قزاقستان را پیشنهاد داده تا جایگزین مذاکرات تحت نظر سازمان ملل در ژنو شود. روسیه همچنین در موضوع سوریه همکاری جدید و مستقیمی را با ترکیه آغاز کرده است.
در این میان، یکی از دلایل متمایل شدن ترکیه به سمت روسیه را باید خشمگین بودن و آزردگی آنکارا از سیاست واشنگتن مبنی بر همکاری با کردهای سوریه قلمداد کرد. یکی دیگر از دلایل شکل گیری ائتلاف میان آنکارا، تهران و مسکو، انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری آمریکاست، زیرا وی وعده داده حمایت از معارضین سوری را کاهش خواهد داد.
به عقیده نیویورک تایمز، حضور ایران در نشست مذکور نیز بسیار مهم است. توافق اولیه در این زمینه، تنها میان ترکیه و روسیه بود و فقط نیز حلب را شامل می شد. حضور ایران، به طور مشخص به دلیل نفوذ ایران بر گروه های شیعه فعال در سوریه صورت گرفته است. به هر ترتیب، این روزنامه در نهایت نتیجه گیری می کند که به واسطه عدم تحرک آمریکا، دیگر قدرت ها توانسته اند خلأ موجود را در موضوع سوریه پر کرده و در این زمینه فعال شوند.

 

نقائص تحلیل روزنامه نیویورک تایمز

روزنامه نیویورک تایمز درواقع تحلیل ناقصی را ارائه کرده است زیرا درآن، از اهمیت منافع درازمدت اسرائیل به عنوان کشوری هم مرز با سوریه غفلت ورزیده و نقش تعیین کننده اسرائیل را درمعادلات مربوط به این مهم نادیده گرفته است. دوروز قبل وزیردفاع اسرائیل به صراحت یادآور شد که پایان جنگ درحلب موازنه شش سال جنگ داخلی درسوریه را که متضمن منافع راهبردی اسرائیل بود، بهم زده و میرود تا معادله جدیدی را جایگزین آن سازد. از نظر وزیردفاع اسرائیل هرگونه معادله ای که درآن حضور و بقای رژیم بشار الاسد و شخص بشارالاسد سبب تثبیت و تقویت حضور نظامی- سیاسی- امنیتی رژیم ایران در کنار مرزهای اسرائیل گردد و درنتیجه توازن نظامی- سیاسی- امنیتی موجود را به ضرر اسرائیل در منطقه به هم بریزد قابل تحقق نیست!

در اظهارات روزقبل لاورف نکته مهم برسر هماهنگی میان ترکیه و روسیه برای مبارزه با تروریسم به عنوان اولویت اول جامعه بین المللی است. اما نباید فراموش کرد که “حزب الله لبنان” -مهمترین حامی نظام بشارالاسد و بازوی نظامی رژیم ایران در منطقه درسرلیست عموم سازمانهای تروریستی قراردارد.

در اظهارات روزقبل لاورف دومین نکته مهم تفکیک میان اپوزیسیون میانه و رزمندگانش با جرایانهای تروریستی امثال القاعده- النصره- و داعش بود. این درحالی است که رژیم بشارالاسد تاکنون – و هنوزهم- همه معارضان خودرا تروریست مینامید! به عبارت دیگر طرح روسیهپیچیده تر ازآن است که در ابتدای امر تصور میشود. در عین حال حضور نظامی ترکیه در شمال سوریه و تثبیت موقعیت واحدهای نظامی ترکیه در پشتیبانی از نیروهای ارتش آزاد و تصرف گذرگاه استراتژیک الباب که برجاده حلب اشراف دارد، بیش از پیش وضعیت میدانی نیروهای رزمنده را در شرایط جدید قرارداده است.

واقعیت آن است که امروز خاک سوریه به چهار قسمت تقسیم شده است:

زمینهای تحت قیادت داعش با مرکزیت الرقه،

سرزمین های آزادشده از چنگ بشارالاسد و داعش تحت سیطره ارتش آزادسوریه تحت الحمایه ترکیه و کشورهای غرب، و کشورهای عرب

بخش کردنشین سوریه که ترکیه میکوشد آن را از حاشیه مرزهای بیواسطه با ترکیه دور ببرد و لایه ای از مردم سوری ترک زبان و ترکمن را در این نواحی میان خاک ترکیه و کردستان سوریه مستقر نماید،

دمشق و حلب و  استان لاذقیه و طرسوس و چند شهر دیگر که در دست بشارالاسد و نظام بعثی است و توسط قرارگاه مشترک نظامی دایر در سوریه متعلق به روسیه- رژیم ایران ویک نیروی رزمنده روی زمین شامل حزب الله لبنان، بسیج و سپاه قدس رژیم ایران و شیعیان عراقی و پاکستانی افغانستانی زیرمجموعه لشگر فاطمیه -مزدوران سپاه قدس- حفاظت میشود.

تاکنون جنگ رزمندگان ارتش آزادسوریه همزمان دردوجبهه با داعش وبا رژیم اسد بود و در جبهه آنان گروه هایی از طرفداران و هم پیمانان تروریستهای القاعده (مانند جبهه النصره) نیز )حضور داشتند. اکنون پیام نشست روز گذشته در مسکو آن است که این رزمندگان النصره را از صفوف خوددفع نموده و تمام تمرکز خودرا برروی جنگ با داعش بگذارند و برای این کار بانیروهای ارتش بشارالاسد هماهنگ شوند و دست از جنگ با بشارالاسد بکشند.

اما این امر به معنی تایید ابقای بشارالاسد نیست. زیرا روسها همزمان صحبت از آغاز دوران انتقال سیاسی درسوریه با شرکت اپوزیسیون را به میان آورده اند. نشست روزگذشته صحبتی از بشارالاسد به میان نیاورد که این امر درهرحال به معنای “مردگی سیاسی رژیم بعث بشارالاسد” است. درعین حال از ضرورت تقسیم قدرت با اپوزیسیون سوریه و آغاز دوران انتقال قدرت به اپوزیسیون سوریه خبر داد که این امر نشانه به رسمیت شناختن اپوزیسیون سوریه و قبول موقعیت تثبیت شده آن است.

به این ترتیب در درازمدت جهان شاهد کناررفتن تدریجی بشارالاسد و دستگاه حکومتی او از قدرت خواهد بود. این امر خوشایند سرداران سپاه قدس امثال قاسم سلیمانی ها و محمدحسین نقدی ها(رئیس سابق بسیج) و جریان موسوم به “عماریون” نیست، اما اراده سیاسی ابرقدرت نوپایی به نام روسیه دوران پوتین پشتوانه آن است.