چهارشنبه , ۱ بهمن ۱۳۹۹
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » آشنائی با مواضع ژنرال مایکل فلین- صاحب منصب سه ستاره بازنشسته- مشاور امنیت ملی ترامپ، و مشاور فکری او “مایکل لدین”

آشنائی با مواضع ژنرال مایکل فلین- صاحب منصب سه ستاره بازنشسته- مشاور امنیت ملی ترامپ، و مشاور فکری او “مایکل لدین”

ژنرال مایکل فلین که صاحب کرسی ریاست بر سازمان اطلاعات دفاع آمریکا بود به علت اختلاف نظرهای بسیار عمیق و ریشه دار با باراک حسین اوباما – درباره ماهیت نظام حاکم بر ایران و انتقاد نسبت به سیاستهای منفعلانه آمریکا – سرانجام در سال ۲۰۱۴ از منصب خود کناره گیری کرد. پس از آن وی – با همکاری “مایکل لدین” – به نگارش کتابی در توضیح دیدگاه های خود در رابطه با خطرهای استراتژیک متوجه آمریکا و هم پیمانانش روی آورد و بالاخره این کتاب را با عنوان “عرصه نبرد” در تابستان سال جاری در آمریکا  منتشر ساخت.

 

مایکل لدین یک تحلیلگر امور سیاست بین المللی است و بررسی مندرجات کتاب تازه منتشر شده ژنرال مایکل فلین، نقطه نظریات مشابهی را میان دیدگاه های او درباره نظام حاکم بر ایران و دیدگاه های مایکل لدین نشان میدهد.

وبلاگ “اسکالپل” در مقاله ای زیرعنوان “این نام را به خاطر بسپارید “مایکل لدین”. در ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ – گزیده هایی از محتویات کتاب مایکل لدین را به شرح زیر منتشر نمود:

“نظام حاکم بر ایران با برنامه ای دقیق  برای از بین بردن ما نیاز به سلاح هسته ای ندارند. آنها سی سال است که بدون سلاح هسته ای به راحتی در حال از بین بردن ما هستند.”

این جملات را مایکل لدین (Michael A. Ledeen) در حالیکه سرش را با عصبانیت تکان می دهد – در نشستی که توسط ” بنیاد آمریکائی دفاع از دموکراسی ها (FDD)” برگزار شده بود- بیان داشت.
مایکل لدین مشاور رابرت مک فارلین ، مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا، مشاور پنتاگون و وزارت امور خارجه آمریکا و همچنین کاخ سفید بوده است. او محققی مشهور در آمریکا در مسائل ایران است.”faster please”، سریعتر لطفا! ، تکیه کلام او در تمام سخنرانی ها و مقالاتش خطاب به دولتمردان آمریکا و مدعیان مبارزه با تروریسم برای سرنگون ساختن جمهوری اسلامی به عنوان اولین گام موثر در مبارزه با تروریسم است. او در نشست “مقابله با تهدید ایران” (دسامبر ۲۰۱۰) جمهوری اسلامی را مادر تروریسم اسلامی (Islamic terrorism) نامید.
حوزه کارهای تحقیقاتی لدین؛ تروریسم، ایران، خاورمیانه، ایتالیا (او در سال 1974 برای مطالعه در مورد فاشیسم به ایتالیا رفته و در سال 1980 به مشاورت سرویس اطلاعاتی نظامی ایتالیا درآمد) همچنین روابط آمریکا و چین، مسائل اطلاعاتی و جاسوسی آفریقا به خصوص مسائل کشورهای موزامبیک، آفریقای جنوبی و زیمباوه بوده است.
او به مدت بیست سال در انستیتو آمریکن اینترپرایز (AEI) صاحب کرسی “آزادی” بوده و در حال حاضر همین کرسی را در FDD – بنیاد دفاع از دموکراسی ها – داراست. او در مجلات National Review و Wall Street Journal به طور مرتب مقاله می نویسد و پای ثابت تحلیل های کارشناسی شبکه Fox News است. او همچنین از اعضای کادر مرکزی و از بنیانگذاران JINSA – انستیتو یهودی امور امنیت ملی – (Jewish Institute for National Security Affairs) است. لدین، از حامیان سقوط رژیم صدام حسین و از کسانی است که با مقالات خود در فراهم کردن دلایل کافی جهت متقاعد کردن غرب برای سقوط صدام نقش مهمی ایفا کرده است.
مایکل لدین، از طراحان انقلابات دموکراتیک (مخملی) در کشورهای آسیای میانه و اروپای شرقی و هنوز حامی شماره یک “جنبش سبز” در ایران است و اعتقاد دارد “پشتیبانی قوی از ایرانیانی که خواهان آزادی هستند یقینا در پایان دادن به رژیم اسلامی در ایران کارگر خواهد بود”.
او می گوید: “نباید گفت جنبش سبز سرکوب شده یا از بین رفته” و در یکسال گذشته تلاش فراوانی برای متقاعد کردن غرب برای حمایت از این جنبش کرده و معتقد است هنوز حمایت جدی از این جنبش صورت نمی گیرد. او دو ماه پیش در کنفرانس Countring the Iranian threat در واشنگتن اعلام کرد که روزی خواهد رسید که تاریخچه جنبش سبز را خواهد نوشت و همگان خواهند خواند.
او از خاتمی، کروبی و موسوی به عنوان آدمهایی مُهلک (lethal) برای رهبر جمهوری اسلامی نام می برد و می گوید: “آنها کسانی هستند که انقلاب اسلامی را به وجود آورده اند (!) و می دانند که کدام استخوان کجای بدن جمهوری اسلامی پنهان است!” مایکل لدین اولین نویسنده غربی است که خصمانه، امام خمینی‌(ره) را “فاشیست وابسته به روحانیت” (clerical fascist) نامیده و معتقد است در زمانیکه فضا برای انتقاد از رژیم شاه باز بوده نباید به امام خمینی(ره) اجازه به دست گرفتن قدرت داده می شد.
در بالا تصویر سه کتاب اخیر او درباره ایران را می بینید. کتاب “همدستی با شیطان” آخرین کتاب اوست که در سال 2009 منتشر شده است. استفاده از قسمت قرمز رنگ پرچم جمهوری اسلامی در روی جلد کتاب – با 12 “الله اکبر” در حاشیه – جالب توجه است.
000

گزیده هایی از کتاب ” ما چگونه میتوانیم در یک جنگ فراگیر برعلیه اسلام رادیکال و همپیمانانش پیروز شویم- عرصه نبرد”

images-1

شهیر شهید ثالث گوشه هایی از کتاب تازه منتشر شده ژنرال مایکل فلین و مایکل لدین را به فارسی بازگردانده و درسایت بی بی سی فارسی منتشر کرده که خلاصه و گزیده ای آن بصورت تلخیص شده به شرح زیر است:

ارتباط حکومت ایران با سازمان القاعده

(ص ۸۱): “ارتباط میان القاعده با رژیم ایران حقیقتی اثبات شده است. در تابستان ۱۹۹۸ حکومت آمریکا در دادخواستی علیه رهبر سازمان القاعده، اسامه بن لادن، به صراحت به این موضوع اشاره کرد”.  در دادخواست مزبور آمده است که القاعده و حزب الله لبنان و حکومت ایران دست به ایجاد اتحادی با یکدیگر علیه “آنچه که دشمن مشترک خود می انگارند، یعنی غرب و به خصوص آمریکا” زده اند. “اگرچه عملیات بمب گذاری سفارتخانه های آمریکا در سال ۱۹۹۸ در کنیا و تانزانیا به پای القاعده نوشته شد، اما در واقع بخش اعظم آن مربوط به ایران بود.” (ص ۸۲)

سیاست مورد پیگیری نظام حاکم بر ایران

ایران  “دشمن سهمگین است که “نزدیک به ۴۰ سال است با آمریکا و متحدین آن، بطور اخص اسرائیل، در جنگ است” (ص ۸۶).  “ریشه این جدال در طبیعت جمهوری اسلامی نهفته است و ربطی به نارضایتی های واقعی و یا خیالی آنان نسبت به آمریکا ندارد. برای ایرانیان مذاکره برای دست یافتن به همزیستی مسالمت آمیز به معنای ترک دیدگاه های (آیت الله روح الله) خمینی و جانشینان او در خصوص ظهور یک منجی است”. (ص ۸۷)

“پیروزی ایران در عراق بر “شیطان بزرگ”، کشور های کوچکتر منطقه خاورمیانه را مجبور خواهد کرد که به قواعد ایران گردن بگذارند. این امر باعث می شود که منطقه بیش از پیش حالت غیر دوستانه نسبت به ما و متحدینمان به خود بگیرد”. “همه این امور می تواند بدون نیاز به بمب اتمی که همه بحث سیاستگذاران را در غرب به خود مشغول کرده است صورت بگیرد”. (ص ۸۷)

نظام حاکم بر ایران مجهز یا فاقد سلاح هسته ای:

“صرف تمرکز بر موضوع هسته ای “هیچ رئیس جمهور آمریکا خواهان تغییر رژیم تهران نشده است. هیچ دولتی (در آمریکا) میلیون ها ایرانی ناراضی را حمایت نکرده است”. او لبه تیز انتقادش را متوجه بخش فارسی صدای آمریکا می کند و می گوید: “در حقیقت، رادیو و تلویزیون فارسی زبان خود ما که برای ایران پخش می شود اغلب اوقات منتقد آمریکاست” تا حکومت تهران “که ما را تهدید می کند”. (ص ۸۹) جیمی کارتر، که به علت عدم حمایت از شاه باعث روی کار آمدن حکومت اسلامی در ایران شد و باراک اوباما  با ایران معامله کرد. “پرزیدنت اوباما را می توان مانند کارتر به دورویی و ظاهرسازی متهم کرد. اگر حمله به لیبی درست بود چطور حمله به سوریه و ایران درست نبود؟” (ص ۹۱)

نتیجه گیری کتاب (ص ۱۷۵ به بعد):

“بهترین راه این است که ما به ضعیف ترین نقطه دشمن حمله کنیم و آن عدم توفیق انقلاب (در بر آوردن نیاز های مردم) ایران است”.”این حمله ما باید سیاسی باشد نه نظامی و موثرترین سلاح ما آن چیزی است که (آیت الله علی) خامنه ای بیش از هر چیز دیگر از آن هراس دارد: درد و رنج توده های ایرانی”. “این خطای استراتژیک بزرگی بود که آمریکا به عراق حمله کرد. اگر آنطور که ما بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ادعا کردیم، هدفمان غلبه بر تروریسم و دولت های حامی تروریسم بود باید هدف اصلی تهران می بود نه بغداد”. روش بکار گرفته شده “باید سیاسی می بود یعنی حمایت از اپوزیسیون داخلی.” “ما با این روش، نظام شوروی را پایین کشیدیم، کاری که به مراتب سختتر از پایین کشیدن جمهوری اسلامی بوده است.” “این کار به دست دولت اوباما انجام نخواهد شد. ما باید منتظر رهبری جدیدی در واشنگتن باشیم. آن رهبران جدید باید استراتژی پیروزمندانه ای را شکل دهند و آزادی را به ایران باز گردانند.”