جمعه , ۸ بهمن ۱۴۰۰
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی چرا خانواده آیت الله خمینی را درگیر فایل آیت الله العظمی منتظری مینماید؟

حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی چرا خانواده آیت الله خمینی را درگیر فایل آیت الله العظمی منتظری مینماید؟

این مصداق کامل ناشیگری، بی بصیرتی و موقع ناشناسی است. نباید این “مساله ملی” را به یک “موضعگیری شخصی” تقلیل داد. از این اشتباه استراتژیک دشمنان دین و ملت بهره خواهند برد و بس! آیا نمیبینند که مصاحبه با هفته نامه پنجره بلافاصله در سایت بولتن نیوز – از وابستگان موسسه خمینی ستیز موسوم به “عماریون” باند مهدی طائب- علیرضا زاکانی و شرکاء -منتشر میشود؟
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران- پاسخ قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی به انتشار فایل صوتی؛

گروه سیاسی: آنچه در پی می آید متن مصاحبه دکتر حمید انصاری با هفته نامه پنجره است که روز 30 مردادماه در شماره 276 این نشریه به چاپ رسیده است. شایان ذکر است که این گفت و گو هفته قبل از چاپ، انجام شده است.

به گزارش بولتن نیوز، به نقل از جماران در مورد فایل صوتی که از بیت آیت‌الله منتظری منتشر شده است، قبل از پرداختن به اصل موضوع چند پرسش وجود دارد که انتشار‎دهندگان این فایل باید به افکار عمومی پاسخ بدهند.

چرا از همان سال 67 که نامه محرمانه آیت‎الله منتظری در رابطه با منافقین به امام در بی‎بی سی منتشر شد تا اکنون به‎خصوص بعد از انتشار خاطرات آیت‌الله منتظری، ما همیشه شاهد یک مثلث و سه‌گانه معنادار بوده‎ایم. باید معلوم شود که چه سنخیتی بین تحرکات و تحریکات منافقین و ضد‎انقلاب در خارج کشور و فعال شدن بی‎بی سی و بیت آیت‌الله منتظری وجود دارد.

ما در خیلی از موارد می‎بینیم که این تحرکات با هم شکل می‎گیرد و اخیرا هم این موضوع اتفاق افتاده است. من خدای ناکرده نمی‎خواهم کسی را متهم کنم ولی این همزمانی‎‎های مکرر یک واقعیت است و فرزندان آن مرحوم باید در این مسئله تامل کنند و مراقب باشند تا در زمین دشمنان دین و کشورشان بازی نشود.

منافقین آن نشست کذایی را در فرانسه برگزار می‎کنند، نماینده رژیم آل سعود در آن شرکت می‎کند و بدترین توهین‎ها را به امام بزرگوار و مردم ایران می‎کند و حمایت همه‎جانبه آل سعود از منافقین را اعلام می‎کند، پخش به‎اصطلاح مستند‎ها و برنامه‎‎های بی‎بی سی علیه امام و انقلاب و مردم ایران و به‎نفع منافقین شتاب می‎گیرد و در همین زمان از سوی بیت آیت‌الله منتظری فایل صوتی منتشر می‎شود، آن‌ هم در شرایطی که این مسئله به هیچ‌وجه مسئله روز ایران نیست و هیچ ارتباطی با مسائل امروز ما ندارد. انتشار این فایل دستاویزی برای فعال شدن منافقین، بی‎بی سی و ضد‎انقلاب علیه ایران شده است و در صدر مطالب با اهمیت آنان قرار می‎گیرد.

آیا انتشار این فایل خدمت به مرحوم آیت‎الله منتظری است؟ آیا آقایانی که این فایل را منتشرکرده‎اند نباید احساس شرمندگی نسبت به این واقعیت تلخ داشته باشند که صحبت آیت‌الله منتظری تیتر چند روزه اخیر نشریات و سایت‎‎های منافقین شده است و منافقین با افتخار از آیت‌الله منتظری نام می‎برند و جمله‎ای از ایشان را سرلوحه صفحات اصلی خود قرار می‎دهند.

در رابطه با اصل قضیه هم همان‎طور که آقای احمد منتظری گفته به هیچ‌وجه موضوع جدیدی مطرح نشده است و فایلی که منتشر شده اصلا ارزش سندی و تاریخی ندارد و پیش از این هم بار‎ها منافقین روی مطالب این نوار که در خاطرات آیت‌الله منتظری سال‎ها قبل منتشر شده مانور داده‎اند. آنچه جدید است دادن بهانه‎ای برای معرکه‎گیری چندباره بی‎بی سی و منافقین است؛ در همین نوار اگر دقت شود مسئولین وقت قضایی و امنیتی حاضر در این جلسه اظهارات و ادعا‎های ایشان در رابطه با چگونگی اعدام منافقین را که متاسفانه مبتنی بر گزارش‌‌های خلاف واقع و مستندی برای دروغ‌پردازی‎ها و افسانه‌سرایی‎ها و بزرگنمایی‎‎های منافقین شده است، تکذیب کرده‎اند. مسئله رویارویی سازمان تروریستی منافقین با انقلاب اسلامی و نحوه برخورد نظام جمهوری اسلامی با این سازمان در مراحل مختلف آن باید در ظرف شرایط و واقعیات آن دوران به‎صورت مستند و واقع‌بینانه مورد تحلیل قرار بگیرد.

سازمان منافقین در آستانه پیروزی انقلاب ـ که به‎دلیل متلاشی شدن تشکیلاتشان در سال 54 و اعلام ارتداد از اسلام و پیوستن اکثریت اعضایشان به مارکسیسم در زندان، هیچ نقشی در نهضت امام و به‎خصوص در زمان اوج گرفتن انقلاب اسلامی در سال 56 و 57 در همراهی با مردم ایران نداشتند ‎ـ‎ پس از آزادی از زندان با استفاده از احساسات و شور انقلابی آن ایام و با شعار‎های ضد‎آمریکایی و ضد‎امپریالیستی آتشین ولی دروغین، یارگیری کردند و از همان روز اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تقابل با حرکت مردم قرار گرفتند. در روز‎های 21 و 22 بهمن اسلحه و مهمات زیادی را از پادگان‎ها و کلانتری‎هایی که به دست مردم تصرف شده بود سرقت و در خانه‎‎های تیمی مخفی کردند. خواست امام و دولت موقت انقلاب برای تحویل سلاح را هیچ‎وقت اجابت نکردند و شروع به سهم‌خواهی کردند، آن هم سهمی معادل رهبری و مدیریت کل انقلاب! آنان قانون اساسی جدید را که با بیش از 98 درصد آرا به تصویب ملت ایران رسیده بود نپذیرفتند. درحالی‎که در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بحث نظارت استصوابی به‎صورتی که امروز اعمال می‎شود اصلا مطرح نبود و حتی حزب توده و جریان‎های چپگرا و جبهه ملی و نهضت آزادی و مستقلین هر یک با اختصاص درصدی، موفق به جلب رای مردم و داشتن نماینده در مجلس شدند اما مردم در تمام ایران به لیست اختصاصی این سازمان منفور به‎دلیل مواضع منافقانه و روش‎های تهدید و خشونت و درگیری رای ندادند و حتی یک نفر هم از لیست آن‎ها رای نیاورد. از آن پس مسیر کوتاه و شتابانی را در طریق خشونت و درگیری طی کردند تا به نقطه فاز نظامی و اعلان مبارزه مسلحانه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی رسیدند و اطلاعیه رسمی صادر کردند (اطلاعیه شماره 25 سازمان منافقین در سال 60). فراخوان اعضا و هواداران مسلح برای ریختن به خیابان‎ها و براندازی نظام که توهم مضحک رجوی و سران این سازمان تروریستی بود ظرف چند ساعت جمع شد و بعد از آن وارد فاز ترور و انفجار شدند.

تروریست‎های منافق با خیانت‎ها و جنایت‎‎هایی که کردند روی تروریست‎هایی نظیر القاعده و داعش را هم سفید کرده‌اند. چندین هزار نفر از مردم بی‎گناه در ترور‎های آنان جان باخت. این بخشی از کارنامه سیاه منافقین است؛ انفجار حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و یارانش و شهادت رئیس‎جمهور و نخست‎وزیر محبوب و بهترین سرمایه‎‎های کشور از جمله شهید دستغیب، شهید صدوقی، شهید اشرفی اصفهانی و… صد‎ها تن از مسئولین نظام بخشی دیگر از کارنامه ننگین جنایات سازمان تروریستی منافقین است که برای مردم ایران کاملا واضح است.

سران منافقین که به خارج کشور و اروپا فرار کرده بودند با صدام و دشمن متجاوز، پیمان ننگین مزدوری بستند و در پادگان‎‎های عراق مستقر شدند و در سال‎هایی از دوران جنگ تحمیلی تا به آخر در کنار ارتش متجاوز بعثی علیه مردم کشورشان جنگیدند.

منافقین در عراق در بازجویی و شکنجه اسرای ما شرکت داشتند و بقایای این گروهک ضد‎انقلابی در ایران نیز در جمع‎آوری اطلاعات از مراکز حساس و جاسوسی و گرا دادن به دشمن برای تعیین مواضع موشکی و بمباران‎های هوایی کمک‎های شایانی به دشمن کردند؛ به هر صورت این خیانت‎ها باعث شده است که نام این سازمان و اعضای آن به‎عنوان منفورترین جریان تروریستی تا ابد در ذهن مردم ایران باقی بماند.

در سوی دیگر ماجرای منافقین در آن سال‌ها؛ «زندان» برای افراد این سازمان تروریستی به‎عنوان کانون تحرکات محسوب می‌شد؛ و زندانیان منافق نیز بخشی از نیرو‎های سازماندهی شده با وظایف معین تشکیلاتی به‌حساب می‌آمدند؛ در دوره‎ای که نظام جمهوری اسلامی بعد از ورود منافقین به فاز نظامی با آن‎ها برخورد کرد و خانه‎‎های تیمی آن‎ها شناسایی شد، جمعی از آن‎ها دستگیر و زندانی شدند. براساس قوانین مجازات اسلامی و به اتفاق آرای جمیع فقهای اسلام مجازات آنان به‎عنوان تروریست‎هایی که در مقابل نظام مشروع و قانونی کشور دست به اسلحه برده بودند و در سازمانی عضویت و مشارکت داشته‎اند که انجام عملیات تروریستی گسترده و جنایتبار فراوانی را رسما به عهده گرفته بود، مرگ بود اما این افراد از رأفت جمهوری اسلامی و تاکید امام و نصایحی که داشتند مبنی بر اینکه فریب‎خوردگان به دامن ملت بازگردند، سوء‎استفاده کردند و موجی از توبه‎‎های منافقانه توسط این افراد شدت گرفت.

اگر با مسئولان وقت قضایی و امور زندان‎ها گفت‎وگو کنید خواهند گفت که مواردی بوده است که حتی در پنج، شش مورد فردی دستگیر می‎شده و اعلان توبه می‎کرده است و بعد از آزادی مجددا به سازمان می‎پیوسته و در عملیات تروریستی هم شرکت می‎کرده است؛ به هر حال شرایط به آنجا منتهی شد که منافقین تحت حمایت گسترده زمینی، هوایی و توپخانه‎ای صدام به خاک کشورمان تجاوز کردند، با توهم فتح 48 ساعته ایران! در نهایت همه دیدیم که در عملیات اعجاب‎انگیز مرصاد، منافقین متجاوز چه شکست مفتضحانه‎ای خوردند؛ اکثر متجاوزین نابود شدند و جمعی به خاک عراق گریختند و جمعی نیز دستگیر و زندانی شدند و نهایتا بر طبق همان حکمی که مرحوم آیت‌الله منتظری در مقابل آن معرکه گرفتند اعدام شدند.

چنان‌که گفته شد تمام فقهای اسلام و شیعه و خود مرحوم آیت‌الله منتظری فتوایشان در مورد محاربه، بغی و کسی که دست به اسلحه بیت آیت الله منتظری پاسخ دهندمی‎برد و امنیت و آسایش مردم را نشانه می‎گیرد و در سازمانی عضو می‎شود که اقدام به ترور و انفجار و عملیات تروریستی را رسما خط مشی خویش اعلام کرده است مجازاتش مرگ است. در قوانین مجازات اسلامی این موضوع آمده است و حکم حضرت امام هم جز بیان این حکم صریح قرآن نیست.

خوشبختانه امروزه در نظام حقوق بین‎المللی هم بر همین مبنا عمل می‎شود و مبارزه بدون کمترین ترحمی نسبت به تروریست‎ها نه تنها مورد اشکال نیست بلکه وظیفه دولت‎ها برای حفظ جان و امنیت شهروندان است. و می‎توان گفت که در در تمام نظام‎‎های حقوقی جهان شدیدترین مجازات برای تروریست‎ها در نظر گرفته شده است چراکه تروریست‎ها قابل ترحم نیستند و هیچ نظام حقوقی در دنیا دفاع از حقوق تروریست‎ها را تجویز نمی‎کند.

امروز شاهدیم دنیا ائتلاف علیه تروریست‎ها را به‎عنوان یک مطالبه عمومی ملت‎ها می‎داند. از این جهت ما افتخار می‎کنیم که نظام جمهوری اسلامی که خود اولین قربانی بدترین نوع تروریسم بوده است و بیشترین بها را در این زمینه داده در مبارزه با تروریسم و ایجاد امنیت برای کشورش پیشگام بوده است و این نعمت را مرهون قاطعیت امام و احکام نورانی اسلام هستیم. خدا می‎داند اگر سازمان تروریستی منافقین متلاشی نمی‎شد ملت ایران چه هزینه گزافی، صد‎ها بار بیش از هزینه سنگینی که در دوران جولان منافقین و جنایت‎ها و ترورهایشان در سال‎های آغازین انقلاب متحمل شد، را می‎بایست پرداخت کند. ولی به لطف خدا و اقتدار نظام و تیزبینی حضرت امام نه تنها منافقین به هیچ یک از اهدافشان نرسیدند بلکه بقایای اندک و مفلوک و آواره آنان در وضعیتی قرار دارند که برای ادامه حیاتشان باید دست گدایی پیش آل سعود دراز کنند و از آمریکا و اروپا التماس کنند که نامشان را از لیست سیاه تروریست‎ها خارج کند.

از نظر منطق حقوقی مورد پذیرش جامعه جهانی و از نظر احکام قضایی اسلام و نصوص قرآنی، صدور حکم مجازات تروریست‎های مسلح سازمان یافته، از افتخارات نظام جمهوری اسلامی است و کسانی که نسبت به آن تردید دارند باید استدلال کنند که منطق دفاع از تروریسم‎شان بر چه پایه‎ای است.

بخش دیگری که به اعتقاد من دفتر آیت‌الله منتظری باید در مورد آن پاسخگو باشد این است که این نوار تا‎کنون کجا بوده و از کجا به دست آمده و چگونه به دست فرزند ایشان رسیده است؛ ایشان در کتاب خاطراتشان سعی می‎کند به رنج نامه مرحوم حاج احمد آقا که گفته بود آیت‌الله منتظری به نامبردگان در فایل صوتی نامه نوشته است پاسخ دهد و کلی توضیح می‎دهد که نه‌خیر نامه نبوده بلکه یادداشتی بوده که آن را در جلسه حضوری برای نامبردگان خوانده است؛ خب اگر این نوار واقعا آن زمان در اختیار ایشان بوده است و از آن اطلاع داشته دیگر نیازی به شرح و تفصیل نبوده است، می‌توانست متن یادداشت و تصویر آن را در خاطرات بیاورد تا ثابت کند که نامه نبوده است، کافی بود بگوید نوار آن موجود است و عین نوار را منتشر می‎کردند؛ درحالی‎که هیچ اشاره‎ای به نوار صوتی آن جلسه نشده است، حالا با این فرض این سوال مطرح است که آیا جلسات محرمانه در مورد موضوعات مهم نظام را ضبط یا شنود می‎کردند؟ مرحوم ایشان از آن اطلاع داشته است؟ خود این شنود مبنا و داستانش چیست و اینکه چطور به دست آنان رسیده است و اینکه چرا در این زمان منتشر می‎شود؟ فکر می‎کنم قبل از همه باید بیت آیت‌الله منتظری روی این مسئله حساس باشند؛ انتشار این فایل مهم‎ترین سند برای اثبات همان مطلبی است که امام فرمود و خون دل‎ها خورد، ساده‌لوحی‎ها چه اتفاقات تلخی را رقم می‎زند، و داستان تلخ جدایی آیت‎الله منتظری از امام هم از اینجا آغاز شد. خداوند عاقبت همه را ختم به خیر فرماید.

منبع: پایگاه خبری جماران