یکشنبه , ۴ مهر ۱۴۰۰
صفحه اول » اجتماعی و سیاسی » روزنامه های صبح امروز پایتخت

روزنامه های صبح امروز پایتخت

روزنامه‌های اصولگرا و اصلاح طلب، سخنان دیروز رئیس جمهور در کرمان را در کانون توجه قرار داده‌اند. همچنین یکی از روزنامه‌ها، سرنوشت یک دختربچه را که مورد تعرض قرار گرفته، مورد توجه قرار داده است.

روزنامه های اصولگرا از جمله کیهان، جوان، وطن امروز امروز به استقبال از سخنان آقای روحانی رئیس جمهور رفته اند. این روزنامه ها دو موضوع صحبت آقای روحانی پیرامون موضوع فعالیت های سپاه و همچنین برخورد با امریکا در موضوع مصادره دو میلیارد دلار را بزرگنمایی کرده اند.

همچنین روزنامه کیهان با توجه ویژه به اوضاع تحولات سوریه و خان طومان در یادداشتی به قلم سعدالله زارعی با عنوان «رفت و بازگشت «خان طومان» نوشته: «آنچه در این ماجرا پیش آمد، تأکیدی بر چند موضوع است؛
۱- آمریکایی‌ها حسن‌نیتی در چیدن میز مذاکره نداشته‌اند چرا که اگر حسن‌نیت ‌داشتند، همزمان فکری برای ناقضین آتش‌بس می‌کردند ولی در واقع هم در العیس و هم در خان‌طومان آمریکایی‌ها در عمل دست دولت سوریه را بستند.
۲- استفاده بسیار گسترده تروریست‌ها از سلاح‌های پیشرفته‌ای مثل «موشک‌ تاو» که همه به آمریکایی‌ها تعلق دارند و نقل و انتقال این سلاح‌ها از مناطق دیگر به سمت منطقه خان‌طومان و در عین حال عدم واکنش آمریکا- با وجود اشراف اطلاعاتی آن- بیطرفی آمریکا و صداقت آن در مبارزه با تروریزم را بشدت زیر سؤال می‌برد.
۳- همان‌گونه که رزمندگان اسلام خان طومان را در نیمه آبان سال قبل از دست تروریست‌ها آزاد کردند امروز قادرند بار دیگر این منطقه را آزاد نمایند و این در حالی است که آزادسازی خان‌طومان امروز آسان‌تر از دیروز است.
۴- خان‌طومان آئینه‌ای است که نشان می‌دهد امکانات جهانی برای به شکست کشاندن یک دولت بسیج شده است. به عنوان مثال اسرائیلی‌ها که خیلی سعی می‌کنند، دخیل در پرونده سوریه دیده نشوند، دو روز پیش با صراحت اعلام کردند نمی‌خواهیم سوریه‌ای وجود داشته باشد به این معنا که شرایط ناامنی باید تداوم یابد تا دولتی و جنبشی ضدصهیونیستی را در خود پرورش ندهد.»
روزنامه ایران در گفت و گو با سروش محلاتی با عنوان «حوزه دیروز حوزه امروز» به تفاوت میان حوزه در زمان های قدیم و امروز پرداخته است و به نقل از وی نوشته: «در حوزه‌های علمیه امروز نیز امکانات رفاهی برای طلاب در حد ضرورت است و باز هم سختی زندگی برای طلاب وجود دارد ولی تفاوت امروز و دیروز در این است که دیروز برای طلبه، افق روشنِ رسیدن به منزلت دنیوی وجود نداشت ولی امروز این افق تا حدودی روشن است. از این رو، باید توجه داشت انگیزه‌های تحصیل علم تحت الشعاع افق منزلت دنیوی قرار نگیرد.
از آنجا که در جمهوری اسلامی، علما و فقها دارای شئون خاص هستند، حوزه امروز جاذبه‌های زیادی دارد که طلبه امروز را به خود جذب کند. از این رو باید در حوزه امروز انگیزه‌های کسب علم با جدیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد.
حوزه علمیه در گذشته کاملاً مستقل از حکومت بود و به‌‌رغم اینکه برخی از استادان یا بزرگان آن کاملاً با حکومت تقابل داشتند ولی به لحاظ فعالیت علمی و تدریس کاملاً آزاد بودند و در حوزه با محدودیت مواجه نمی‌شدند. در واقع، شرایط سیاسی حوزه چندان بر پژوهش‌های علمی آن تأثیرگذار نبود. امروز نیز باید سعی‌مان بر حفظ این روند باشد و بزرگان و استادان بکوشند مباحث علمی را در اولویت خود قرار دهند و اگر نقطه نظری انتقادی در روند کلی کشور دارند حتی در مباحث فقهی، آنها را مطرح کنند. متأسفانه در چند دهه اخیر، چندان آثار فقهی و پژوهشی انتقادی منتشر نشده است. در حالی که ارتباطات شفاهی گواه بر دیدگاه‌های متنوع، متکثر و بعضاً انتقادی دارد. چند وقت پیش به من اطلاع دادند مقاله تحقیقی بنده با عنوان «موضع آیت‌الله بروجردی درباره حکومت در عصر غیبت» با اینکه به لحاظ رتبه علمی با بالاترین امتیاز پذیرفته شده بود از یک همایش رسمی حوزه حذف شده است چون با شرایط موجود مناسب دیده نشده بود!!
قبل از پیروزی انقلاب در حوزه دو تفکر بود؛ انقلابی و غیرانقلابی (ما در حوزه جریان ضد انقلابی به شکل جدی نداشته‌ایم). در دوره انقلاب و پس از پیروزی انقلاب، جریان اول غالب بود ولی باید مراقب باشیم که این جریان در حوزه بتدریج تضعیف نشود. البته این تغییر و جابه‌جایی مهم علت دارد. یک علت، برخوردهای غیراخلاقی با عده‌ای از بزرگان حوزه بود که در اینجا نمی‌توان شرح داد ولی کافی است که اشاره کنم در نماز جمعه قم به شخصیت بزرگواری مانند آیت الله جوادی آملی یا آیت الله امینی اهانت شد و متأسفانه انقلابیون اصیل با آن برخورد نکردند. از این نمونه‌ها در سال‌های اخیر در قم زیاد اتفاق افتاده است. نتیجه این رویه، کناره‌گیری حوزویان اهل فکر و اندیشه از آن جریان است. علت دیگر این تغییر آن است که در سال‌های اخیر چنین القا شده است که انقلاب یعنی همین متصدیانی در قوای سه گانه حضور دارند و انتقاد از مثلاً آقای احمدی‌نژاد یعنی رویگردانی از انقلاب و البته علمای باسابقه‌ای که این رویکرد را نداشتند و مورد بی‌مهری قرار گرفتند.
در شرایط کنونی، تنها راه انقلابی بودن حوزه آن است که بزرگانی که سمبل علم و تقوا و اخلاص‌اند و البته به آرمان‌های امام خمینی(ره) نیز وفا دارند، در جایگاه شایسته خود قرار گیرند. به نظر بنده ظواهر انقلابی در حوزه بخصوص در سطح مدارس ابتدایی به شکل قوی ظهور و بروز دارد ولی باید سعی کنیم این جریان در سطوح بالاتر و لایه‌های عمیق‌تر تضعیف نشود. نگرانی بیشتر مربوط به عدم اهتمام جدی و در سطح گسترده نسبت به مبانی فقهی حضرت امام(ره) است که برای فرزندان فکری امام(ره) نگران‌کننده است. این‌ها همه تفاوت حوزه امروز با حوزه دیروز است.»
روزنامه آرمان با اشاره به وضعیت مینو خالقی، منتخب اصفهان در گزارشی با تیتر «پايان اميد به بهارستاني شدن خالقي؟ » نوشته:« مينوخالقي كانديداي انتخابات دهمين دوره مجلس در شهر اصفهان بود. وي برادرزاده ناصر خالقي وزير كار و امور اجتماعي دولت دوم اصلاحات و پدر وي استاد بازنشسته دانشگاه اصفهان است. مينو خالقي در انتخابات ۷ اسفند از مجموع ۶۷۱۴۷۱ رأي ماخوذه در اصفهان توانست۳۹۹/۱۹۳ رأي كسب كرده و در جايگاه منتخب سوم اصفهان قرار بگيرد. با اين حال در آخرين روز اسفند سال ۱۳۹۴ شوراي نگهبان با ارسال نامه‌اي به استانداري اصفهان از ابطال آراي مينو خالقي خبر داد. تسنيم نوشت که شوراي نگهبان به مستنداتي دست يافته و بر اساس آن صلاحيت خانم مينو خالقي براي ورود به مجلس را رد كرده است. اين دلايل و مستندات به خود مينو خالقي اعلام شده است و شوراي نگهبان بنا به محذورات شرعي و قانوني نمي‌تواند آنها را به‌صورت عمومي منتشر كند. حالا هم هيات عالي حل اختلاف قوا نظر شوراي نگهبان را درباره پرونده مينو خالقي منتخب مردم اصفهان در مجلس دهم را پذيرفت.»
احمد شیرزاد در یادداشتی در شرق درباره انتخاب رئیس مجلس نوشته: «مديريت مجلس» اين روزها به مبحث اصلي محافل سياسي كشور تبديل شده است. موضوعي كه بر محوريت دو تن از چهره‌هاي برجسته دو طيف سياسي راه يافته به دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي شكل گرفته است، در يك حدس قابل انتظار بود كه در پي خود دلخوري‌هايي را به همراه داشته باشد. اين امر در ادوار مجلس هم مسبوق به سابقه است. مهم‌ترين آن در دوره ششم روي داد و در ميان اصلاح‌طلبان بحث‌هايي بر سر اين موضوع كه رياست مجلس به چه كسي تعلق يابد، اتفاق افتاد. حال مشكلي كه در اين بين وجود دارد فرصت يك هفته‌اي از زمان تشكيل مجلس تا زمان انتخاب رييس آن است. اين انتخاب در حالي صورت مي‌گيرد كه نمايندگان هنوز يكديگر را نمي‌شناسند و حتي تا آن روز موضعگيري خاصي هم از سوي برخي نمايندگان صورت نمي‌گيرد. اما اگر روال دموكراسي جاافتاده‌اي همچون ساير كشورها داشتيم، مي‌شد پس از اعلام نتايج انتخابات به راحتي مشخص كرد كه رياست مجلس سهم چه كسي است. اما اكنون در اين دوره و با احتمال وجود ٧٠ كرسي پارلمان كه هنوز گرايش نامعلومي دارند، وجود اينگونه چالش‌ها كاملا طبيعي است و چه بهتر كه به راحتي از آن بگذريم. اين چالش‌ها و كدورت‌ها تنها براي دوران انتخاب رييس است و با پايان يافتن آن خيلي ادامه‌دار نخواهد بود. اما اينكه چگونه مي‌شود اين مشكل را با تعامل حل كرد، به يك عامل اصلي بستگي دارد و آن اينكه خود نمايندگان راه يافته به مجلس هستند كه بايد به دقت و جديت به مسائل مختلف در ارتباط با انتخاب رييس بپردازند. ما كه بيرون گود هستيم اگر در اين مساله دخالت نكنيم، قطعا نمايندگان تصميم بهتري خواهند گرفت. هرچه احزاب بيروني و رسانه‌ها و صاحبان نظرگاه سياسي كمتر وارد بازي مديريت مجلس شوند، نمايندگان فرصت بيشتري براي تصميم‌گيري خواهند داشت. اظهارنظر در مورد مديريت داخلي مجلس، از سوي هر فردي صورت بگيرد، احساس تحميل و فشاري است كه به‌طور برعكس عمل خواهد كرد. اين موضوع بايد زير سقف مجلس حل شود. آن وقت اگر تنها يك نفر كانديداي رياست شود و با راي قاطع به عنوان رييس قوه مقننه انتخاب شود، بسيار حايزاهميت بوده و هيچ چالشي را به صحن علني مجلس نخواهد كشاند.»
روزنامه قانون در کاریکاتور زیر به موضوع تغییر رئیس صدا و سیما پرداخته است.

همچنین این روزنامه در گزارشی تکان دهنده با عنوان «هیس! سکوت ندا را بشنوید » از اتفاق تلخ تعرض برای يك دانش آموز پرده برداشته است. قانون در بخشی از این گزارش نوشته: «در حالی که با انتشار داستان تعرض به «ندا» در روزهای اخیر، افکار عمومی انتظار واکنش جدی مسئولان را داشت، اما همچون اتفاق های مشابه گذشته که کودکان قربانی هوسرانی می شدند، این بار نیز حرف های ضد و نقیض، داستان «ندا» را به حاشیه برده است. یک روز گفته شد معلم بازداشت است، روز دیگر گفتند با وثیقه آزاد شده، یک بار موضوع تعرض و تجاوز تکذیب شد، باردیگر … در این میان آنچه بیش از همه آزار دهنده است ، بی توجهی مسئولان و البته بخشی از افکار عمومی به آینده «ندا» و روزهایی که در پیش دارد، است. چنانچه مدیرکل آموزش و پرورش استان زنجان در پاسخ به این پرسش «قانون» که بعد ازاطلاع از این حادثه ، چه اقدامی انجام دادید و آیا با خانواده ندا و دانش آموز مدرسه دیدار داشته اید، می گوید: خودم که دیدار نداشته ام، اما همکاران پیگیری داشته اند و منتظر نظر دادگاه هستیم! «تمجیدی» در پاسخ به اینکه اکنون ندا دچار آسیب روحی بسیار شدیدی شده و آموزش و پرورش در قبال آن چه مسئولیتی دارد، می‌گوید: بخشی از صحبت‌هایی که درباره این اتفاق شده، صرفا ادعای تایید نشده است. معلمان ما در استان، از افراد فداكار و ایثارگر هستند و آموزش و پرورش نیز بر کار آنها نظارت دارد. وي با اشاره به اينكه اگر اين گونه اتفاقات در مدارس رخ دهد، حتما پيگيري مي شود، موضوع نمايش فيلم ‌هاي مستهجن در كلاس توسط معلم را رد كرد و گفت موضوع تعرض معلم به دانش آموز دختر ديگري در اين مدرسه نيز صحت ندارد. با اين حال مدیرکل آموزش و پرورش زنجان در پاسخ به اینکه «وقتی دانش‌آموز، نزد مدرسه و معلم امانت است و این طور مورد آسیب واقع می شود، چه کسی پاسخگوست؟» سکوت می‌کند. سکوتی که تلخی اش به اندازه زخم «ندا» و آینده مبهم او است. «ندا» نمونه ای از کودکانی است که در مقابل تعرض و تجاوز ، زبانی برای گفتن ندارند و وقتی هم دردشان آشکار می شود، کسی یارای آنها نیست. تعرض به ندای 9 ساله در حالی صورت گرفت که از گوشه و کنار، بسیار شنیده ایم داستان های مشابه آن را و حتی دیده ایم روایت های «هیس ، دخترها فریاد نمی زنند!» را. اما به راستی تا چه زمان داستان تعرض به کودکان و بی اهمیتی به آینده شان باید تکرار شود؟ اکنون در خبرها آمده است خانواده ندا، به خاطر انگشت نماشدن در روستا، قصد ترک محل زندگی را دارند و بازهم در همین خبرها آمده بعد از برملا شدن آزارهای متعدد معلم هوسباز، ندا دیگر پای رفتن به مدرسه را ندارد تا باخت آینده اش، دو چندان شود. این یعنی راهی دشوار برای زندگی آینده ندا که کسی نه آن را می بیند و نه آن را می فهمد!
وقتی کسی مسئول نیست
اما مدیرکل آموزش و پرورش استان زنجان در پاسخ به این پرسش «قانون» که چرا آموزش و پرورش ورود جدی به این حادثه و حمایت از کودک و خانواده اش نداشت و حتی به شایعات رسانه ای و تلگرامی در این‌باره پاسخ نگفت، می گوید: «باید تا اتمام تحقیقات و مشخص شدن نتیجه تامل کرد زیرا آموزش و پرورش نمی‌تواند به گفته‌های غیر رسمی اکتفا کند.» تمجیدی سپس در برابر سایر پرسش های« قانون» از جمله صحت قرار وثيقه 200 ميليوني براي معلم و سابقه كار او در زنجان مي گويد : «در آسانسور هستم و نمی توانم پاسخی به شما بدهم» و اینچنین، سکوت در برابر فاجعه تعرض به کودک را سنگین تر می کند. حال این سوال مطرح است که به راستی این سکوت ها، چاره ماجرا و ماجراهای تعرض به کودکان در محیط های مختلف است؟ آیا به گفته مدیرآموزش و پرورش، تا زمان رای دادگاه – که معلوم نیست در نهایت چه خواهد شد – باید دست روی دست گذاشت و کودک آسیب دیده را رها کرد؟ همیشه گفته اند حرف راست را از بچه باید شنید وباید پذیرفت که «ندا» و نداهای دیگر، قطعا قدرت تصویرسازی دروغین برای تعرض و آزار روحی و جنسی علیه خود را ندارند. هرگز نمی توان تصور کرد که ندا و نداها در چشمان‌شان، دروغی نهفته باشد که بخواهند اتهام علیه معلم و دیگران برای تعرض وارد کنند. از این رو باید تاسف خورد به حال آنها که خود را مسئول می دانند و اما مسئولیتی نسبت به آینده فرزندان این مملکت ندارند. آینده ندا، آینده سیاهی است که هر روز و هرشب، در ذهن خود تصویر سیاه تعرض را مرور می کند و حتی اگر، از ابتدایی به متوسطه و از متوسطه به دانشگاه رود، این تصویر را باخود یدک خواهد کشد. تصویری که معلوم نیست نگاه او به زندگی آینده، ازدواج، اعتماد به دیگران و … را چگونه خواهد کرد؟ نظر قاضی دادگاه هر چه باشد فرقی به حال آینده ندا نمی کند. از کار ، بیکار شود، شلاق بخورد، زندان افتد یا هر مجازات دیگر برای معلم، زخمی از ندا را التیام نمی دهد و او آینده اش تباه شده است. »