یکشنبه , ۱۳ آذر ۱۴۰۱
صفحه اول » دستهبندی نشده » می خواه و گل افشان کن، از دهر چه میجوئی؟ این گفت سحرگه گل، بلبل تو چه میگوئی(حافظ)

می خواه و گل افشان کن، از دهر چه میجوئی؟ این گفت سحرگه گل، بلبل تو چه میگوئی(حافظ)

در سال 2012 باستان شناسان در ایالت “هاتای”  در ناحیه ای در جنوب ترکیه، یک تابلوی سرامیک کهن به قدمت دوهزار سال  کشف کردند که در آن نقش یک قدح باده و یک اسکلت لمیده با یک صراحی در دستش به چشم میخورد و یک جمله برآن نقش شده به عنوان نصیحت آن شخص باده در دست که میگوید “خوش باشید و با شادمانی زندگی کنید”.به فرموده حکیم عمرخیام نیشابوری:

خیام اگر زباده مستی خوش باش    با ساده رخی اگر نشسیتی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است    انگار که نیستی چو هستی خوش باش

باستان شناسان تاریخ نقش این تابلو را بیش از دوهزار سال ارزیابی کرده اند

این نقش و نوشته بجا مانده از تمدن روم باستان یادآور  ریشه های بسیار عمیق اشعار حکیم عمر خیام و شیخ شمس الدین حافظ شیرازی است. خیام میفرماید:

گویند بهشت و حور عین خواهد بود        و آنجا می ناب و انگبین خواهد بود

گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک؟     چون عاقبت کار همین خواهد بود!!

و نیز میفرماید

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم    وین یک دم عمر را غنیمت شمریم

فردا که از این دیرِ فنا درگذریم        با هفت هزار سالگان سر به سریم

و حافظ نیز میفرماید

پیاله بر کفنم بند، تا سحر گه حشر    به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز